رضا رئیسی، روزنامهنگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
در جنگ نامتقارن و ترکیبی موجود که بار اصلی حملات منوط و مربوط به مبارزه غیر مستقیم و از راه دور است، نیروی هوایی بستر و فعلیت عمده حملات را بر دوش دارد. چگونگی حملات، چینش نقاط مورد هدف و اهداف استراتژیک معطوف به آن از اهمیت ویژه و راهبردی برخوردار است.
به زبان ساده و عامیانه، ناوگان هوایی که از سرزمین های اشغالی و یا از ناوهای هواپیمابر آمریکایی و پایگاه های دور دست مورد استفاده ایالات متحده به سمت و سوی ایران میآیند، برای هر سورتی پرواز نیاز به صرف هزینه های بسیار لجستیکی پوششی و حمایتی در رسته های مختلف نظامی و در حوزه اقتصاد جنگ دارد.
در جنگ ۱۲ روزه که گفته میشود یک پروسه ۲۰ ساله، برنامه ریزی اطلاعاتی و امنیتی را در پشتوانه خود داشت، حمله به تهران به عنوان قلب فرماندهی نظامی، سیاسی و امنیتی آن و زدن رئوس شاکله بخش ساختاری مهمترین هدف راهبردی صهیونیستها بود و توجیه استراتژیک داشت.
به خصوص که عملیات مبتنی بر اصل غافلگیری و ترور چهره های شاخص نظامی و دانشمندان برنامه هستهای، طراحی و برنامه ریزی شده بود.
اما اکنون با گذشت بیش از دو هفته از آغاز حملات، سوال اصلی و راهبردی این است که چرا هنوز تهران آماج حملات پردامنه، متواتر و روزانه نیروهای هوایی دشمن است؟
قبل از ورود به این بحث این نکته را هم ملحوظ کنید که نتانیاهو در برشمردن اهداف و نتیجه بخشی جنگ دوازده روزه، مدعی شد که برای چند نسل تهدیدات ایران نسبت به اسرائیل را نابود کرده است و بدین نحو این تجاوزگری و صرف هزینههای هنگفت و ضربات متحمل به مردم سرزمین های اشغالی را توجیه کرد و در عمل هم ترور ده ها چهره شاخص نظامی و دانشمندان هستهای را دال بر صحت ادعای خود میگرفت.
حال اما بعد از دقایق اولیه حمله که منجر به شهادت رهبر شهید انقلاب و تنی چند از فرماندهان عالیرتبه نظامی شد، در عمل حملات به تهران نتوانسته اهداف نظامی در ترور شخصیت های عالیرتبه سیاسی و نظامی را محقق کند.
حتی همان حمله اولیه و سهمگین رخ داده، با توجه به آمادگی از پیش طراحی شده و نیز استراتژی نظامی موزائیکی و غیر متمرکز طراحی شده، نتوانست کوچکترین خللی در واکنش آفندی ایران در جنگ رمضان ایجاد کند.
پس ترور فرماندهان و شخصیتهای نظامی در تهران در عمل ناکام مانده و نمی تواند اولویت استراتژیک بر آن مترتب باشد و جلوی واکنش ماشین نظامی ایران را بگیرد.
حتی از منظر آنان که هدفشان از این جنگ را با صراحت سرنگونی نظام سیاسی اعلام کردهاند، حملات به تهران و خلوتی شهر مانع از حضور معترضان در خیابان می شود و نقض غرضی آشکار به منصه ظهور میرسد.
در دیگر سو آنچه اکنون در میدان جنگ، مزیت عملیاتی و قدرت نظامی ایران را به طرف مقابل دیکته میکند، قدرت آفندی ایران، شامل بر قدرت موشکی و پهپادی در حمله به سرزمینهای اشغالی و پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس است، و دیگری تفوق امنیتی و نظامی بر گلوگاه استراتژیک امنیت انرژی اقتصاد جهان یعنی تنگه هرمز است.
هیچ کدام از این مواضع ارتباط معنادار و لجستیکی و ارگانیک با پایتخت سیاسی ایران ندارد و ساختار سیاسی نیز با گذشت بیش از دو هفته آنچنان قوام و استحکامی از خود نشان داده که این حملات به پایتخت در راستای متزلزلسازی ساختار هم هیچ جایگاهی ندارد.
در واقع می توان گفت حملات بسیار و هزینه و مستمر هوایی به تهران در این چارچوب، نمی تواند هیچ هدف استراتژیکی را محقق کند و تنها مزیت آن برای دشمن در راستای جنگ روانی و خالی نبودن عریضه و نشانه ای از سردرگمی و استیصال در پیشبرد استراتژی جنگی است.
مضاف بر اینکه تهران از چنان وسعت و مختصات جغرافیای شهری و ترکیب جمعیتی برخوردار است که امکان این بهره برداری های تبلیغاتی و جنگ روانی حتی با همین حملات پردامنه نیز برای آنان ممکن و میسر نیست.
چه بسا جایز است که صدا و سیما با ارائه گزارش های میدانی از سطح شهر تهران به دنیا نشان دهد که شهر زیر باران حملات اگر چه زخمی است اما سرزنده و راست قامت ایستاده و مردمان مشغول زندگی روزمره خود هستند و این دشمن را بیش از پیش ناکام میکند.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید