ایران؛ دولت و سیاست و تولید معنا | غلامرضا بنی‌اسدی

غلامرضا بنی‌اسدی، روزنامه‌نگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

در علم سیاست، مفهوم «بقا» شاید بنیادی‌ترین، و در عین حال دشوارترین، آزمون حکومت‌هاست. آنچه در یک سال گذشته بر ایران گذشته است، از جنس همین آزمون بوده: سلسله‌ای از بحران‌هایی که هر یک، برای هر کشوری، می‌توانست حکم فروپاشی قطعی را داشته باشد. اما ایران باقی ماند؛ نه از سر تصادف، بلکه به دلیل وجود «عقلانیت ایستاده»؛ ترکیبی از استقامت تاریخی و درایت تدبیرگرانه.

ما ملتی هستیم با تجربه‌ چند هزارساله‌ دولت‌سازی. این شاید مهم‌ترین میراث ما از تاریخ باشد: توان تبدیل بحران به فرصت. سیاست وقتی معنا پیدا می‌کند که بتواند همزمان «تدبیر معیشت» و «مدیریت مشروعیت» را در دست گیرد.

دولتِ امروز، پس از عبور از میدانِ تحریم، تهدید و حتی جنگ، نشان داد که سیاست در ایران هنوز «امر ممکن» است. وقتی در سومین هفته‌جنگ، قفسه‌های مغازه‌ها پُر است و چراغ کارخانه‌ها روشن، پیام روشن‌تر از هر بیانیه‌ای است: سیاست در ایران هنوز کار می‌کند.

این «کارکرد» فقط محصول دستگاه اداری نیست؛ ثمره‌ی هماهنگی میان سه ساحت است: دولت، میدان و جامعه. همان سه‌گانه‌ای که محمد قوچانی بارها در نوشته‌هایش بر آن انگشت گذاشته است.

دولت، سیاست را سازمان می‌دهد؛ میدان، سیاست را حراست می‌کند؛ و جامعه، سیاست را مشروع می‌سازد. اگر امروز خیابان به دولت اعتماد کرده، و میدان از دولت حمایت، دلیلش همین پیوند سه‌بعدی است که سیاست ایرانی را از صرف مدیریت، به نوعی مشارکت تمدنی ارتقا داده است.

می دانیم که، سیاست فقط تدبیر بحران نیست، بلکه هنر حفظ «معنا» در دل آشوب است. آن‌گاه که ترامپ دو بار زیر میز مذاکره زد، معنای شکست برای او از دست رفت ولی معنای مقاومت برای ایران زاده شد. او از نتیجه‌ی مذاکرات می‌ترسید، چون می‌دانست ایران در سیاست نیز، مانند فرهنگ، صاحب حافظه است.

سیاست در ایران، نه شروعی تازه، بلکه امتداد تاریخی از هوشمندی بوروکراتیک تا غریزه‌ی بقاست. شاید اگر نیک بنگریم، تفاوت ما با بسیاری از دولت‌های منطقه همین باشد: ما یک ملت بزرگیم و از هزاره‌های پیش هنوز «دولت» داریم. این هم یعنی ساختار و معنا.

در این قاب، حضور رئیس‌جمهور میان مردم در راهپیمایی روز قدس، نه فقط یک ژست تبلیغاتی، بلکه کنش نمادینی است از بازسازی سرمایه‌ی سیاسی، همان چیزی که در علوم سیاسی «ارتباط افقی قدرت» خوانده می‌شود؛ جایی که نهاد قدرت، از برج عاج به خیابان می‌آید و از مردم مشروعیت و امید دریافت می‌کند. در چنین لحظاتی، سیاست دوباره اجتماعی می‌شود، نه صرفاً حکومتی.

باری، جنگ‌ها می‌گذرند، اما دولت‌ها که بمانند، معنا می‌سازند. و معنای ایران در این روزها، تداوم دولت است، نه تسلیم؛ عقلانیت است، نه هیجان. امروز، در میدان و پشت میز، در کارخانه و خیابان، سیاست ایرانی در حال بازتعریف خود است.

از مقاومت نظامی تا مدیریت معیشتی، از سیاست سخت تا سیاست نرم، همه در خدمت یک گزاره‌اند؛ ایران هنوز «دولت‌دار» است. و در جهان پرآشوبی که فروپاشی، محتمل‌ترین سرنوشت بسیاری از کشورهاست، همین دولت‌داری، مهم‌ترین شکل پیروزی است. ما یک ملت بزرگیم، چون هنوز می‌توانیم سیاست را از ویرانی نجات دهیم؛ و یک کشور قدرتمندیم، چون دولت ما، برخلاف بسیاری، هنوز معنا دارد.

انتهای پیام

اشتراک گذاری

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *