محمد صدیق دهواری، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
اهل سنّت ایران بخش مهمی از بافت دینی و قومی جامعه ایران را تشکیل میدهند. این جامعه در مناطق مختلف کشور، از جمله هرمزگان، کردستان، کرمانشاه، آذربایجان غربی، سیستان و بلوچستان، گلستان، خراسان و برخی مناطق جنوب ایران سکونت دارد و اقوامی همچون کرد، بلوچ، ترکمن، عرب و فارس را دربرمیگیرد. پیروان اهل سنّت در ایران عمدتاً تابع مذاهب فقهی شافعی و حنفی هستند.
در دوره پیش از انقلاب اسلامی، بسیاری از علما و روشنفکران اهل سنّت ایران درباره مسائل جهان اسلام، استعمار، فلسطین و تحولات خاورمیانه موضعگیریهایی داشتهاند. این مواضع غالباً در قالب کتابها، سخنرانیها، بیانیهها و مقالات مطبوعاتی منتشر شده و بخشی از گفتمان فکری جامعه اهل سنّت در ایران را شکل داده است.
در این میان، میتوان از استاد عبدالرحمن فرامرزی به عنوان یکی از برجستهترین شخصیتهای اهل سنّت یاد کرد که در دوره پیش از انقلاب اسلامی درباره سیاستهای رژیم پهلوی در قبال اسرائیل به روشنگری پرداخت. نگارنده چندی پیش، از طریق استاد بزرگوار سید مرتضی آلداود ـ مدیر انتشارات مگستان و برادرزاده زندهیاد استاد حبیب یغمایی ـ به مقالهای از ایشان با عنوان «من از تکرار تاریخ میترسم» دست یافت.
این مقاله در شماره هفتم مهرماه سال ۱۳۴۸، به شماره مسلسل ۲۵۳، در مجله «یغما» منتشر شده بود. این مجله نیز با درج تیتر کوتاهی با عنوان «هر مسلمان در هر نقطه دنیا باید این مقاله را مکرر بخواند» خوانندگان خود را به مطالعه آن دعوت کرده بود.
این مقاله و دهها مقاله دیگر که توسط استاد عبدالرحمن فرامرزی نوشته شده بود، در آن زمان با استقبال گسترده مردم مواجه شد. هزاران نسخه از این نوشتهها توسط اقشار مختلف جامعه بهصورت داوطلبانه تکثیر و منتشر گردید. این استقبال گسترده حتی واکنشهایی نیز به دنبال داشت؛ چنانکه نقل شده است پزشکی یهودی با تماس با مجله «یغما» دفتر این مجله را به آتش زدن تهدید کرده بود.
استاد حبیب یغمایی، که خود از حامیان و مدافعان مواضع استاد عبدالرحمن فرامرزی به شمار میرفت، در قالب شعری طنزآمیز از یکسو به ضعف و سستی مسلمانان در برابر صهیونیسم اشاره میکند و از سوی دیگر پاسخی ادبی به آن پزشک یهودی میدهد:
ما مسلمانان
ای یهودی پایگاهی طرفه در خاور بگیر
از عربها تن بیفکن، جان بیفشان، سربگیر!
خانه هاشان را بروب و مردهاشان را بکش
از سرزنها و دخترهایشان معجر بگیر
گر عمر بیتالمقدس را ز رومیها گرفت
اینک آن اقلیم را از وارث عمر بگیر
لقمهلقمه دولت عثمانی ازبهر تو شد
لقمهای چون بلع کردی لقمهای دیگر بگیر
از نهیب بیاساس روسها خود را مباز
راه را در بحر اسود بر بنی الاصفر بگیر
شرق بحر الابیض اکنون عرصه جولان توست
در یمین و در یسارت اسود و احمر بگیر
خواهد ارباب تو گردد مالک دریای روم
با زر و بازورش آن دریای پهناور بگیر
از یهودیهای امریکا و لندن ساز جنگ
وز یهودیهای کشورهای دیگر زر بگیر
هجرت اولاد اسماعیل را از خانمان
سختتر از ساره خودخواه برهاجر بگیر
یادگار انبیا در مسجد اقصی بسوز
آتش اندر معبد و مقصوره و منبر بگیر!
انهدام کعبه را میکرد سعد الدوله سعی
بعد سالی هفتصد آن کار را از سر بگیر
در نجف قبر علی ابن ابیطالب بکوب
انتقام خیبری از فاتح خیبر بگیر
ما مسلمانان به کیش خویش کافر گشتهایم
داد پیغمبر ز ما نامردم کافر بگیر…
درباره استاد فرامرزی درسایت سایه چنین آمده است:
«روستازادهای از دیار بلوچ و پرورشیافته در فارس؛ نویسندهای شجاع، صریح و صاحب تخیلی ژرف، مسلمانی سنیمذهب و متعصب در باورهای دینی که هیچگاه مذهب را ملاک برتری یا ضعف نمیدانست.»
بهراستی جای شخصیتهایی چون عبدالرحمن فرامرزی و حبیب یغمایی در فضای رسانهای امروز ایران خالی است؛ کسانی که با شجاعت و صراحت به نقد سیاستها و پاسخگویی به شبهات پیرامون مسئله فلسطین میپرداختند و در دفاع از آرمانهای جهان اسلام قلم میزدند.
آثار و فعالیتهای علمی مولوی شهداد مسکانزهی
از دیگر شخصیتهای علمی و دینی اهل سنّت ایران که درباره مسئله فلسطین و تاریخ بیتالمقدس به نگارش پرداخته است، مولوی شهداد مسکانزهی است. وی از علمای برجسته منطقه سیستان و بلوچستان به شمار میرود که در کنار فعالیتهای آموزشی و دینی، آثاری نیز در حوزه تاریخ اسلام و مسائل جهان اسلام تألیف کرده است.
یکی از آثار مهم ایشان کتابی با عنوان «بیتالمقدس و فتوحات اسلامی» است. این کتاب به بررسی جایگاه بیتالمقدس در تاریخ اسلام، اهمیت دینی و تاریخی آن، و روند فتح این شهر در دورههای مختلف اسلامی میپردازد. نویسنده در این اثر با استناد به منابع تاریخی اسلامی، تلاش کرده است جایگاه این شهر را در حافظه تاریخی مسلمانان تبیین کند.
در این کتاب همچنین به تحولات معاصر مربوط به فلسطین و اشغال بیتالمقدس نیز اشاره شده و نویسنده کوشیده است مسئله فلسطین را در پیوند با تاریخ طولانی این سرزمین در تمدن اسلامی بررسی کند. پرداختن به چنین موضوعی در میان آثار علمای اهل سنّت ایران نشان میدهد که مسئله فلسطین و بیتالمقدس همواره بخشی از دغدغههای فکری آنان بوده است.
دیدگاههای مولانا عبدالعزیز ملازاده
از دیگر شخصیتهای برجسته اهل سنّت ایران که درباره مسائل جهان اسلام موضعگیریهای روشنی داشته است، مولانا عبدالعزیز ملازاده است. وی از علمای شناختهشده سیستان و بلوچستان و از چهرههای تأثیرگذار در میان اهل سنّت ایران به شمار میرود.
مولانا عبدالعزیز ملازاده در سخنرانیها و نوشتههای خود بارها به مسئله فلسطین و وضعیت مسلمانان در سرزمینهای اشغالی اشاره کرده است. او در این مواضع، بر اهمیت وحدت مسلمانان و ضرورت توجه به سرنوشت ملت فلسطین تأکید میکرد و مسئله فلسطین را از مسائل مهم جهان اسلام میدانست.
در دیدگاههای وی، دفاع از حقوق مسلمانان فلسطین نهتنها یک مسئله سیاسی، بلکه موضوعی مرتبط با هویت دینی و تاریخی جهان اسلام تلقی میشد. از این رو، او همواره مسلمانان را به همبستگی و توجه به تحولات سرزمینهای اسلامی فرا میخواند.
با وجود آنکه در شرایط کنونی دسترسی کامل به اسناد مکتوب و آرشیو دقیق سخنان ایشان فراهم نیست، برخی از گفتهها و دیدگاههای نقلشده از ایشان در حافظه شاگردان و نزدیکان باقی مانده است. از جمله در سخنانی درباره مسئله فلسطین، ایشان به جایگاه دینی و تاریخی این سرزمین اشاره کرده و میفرمودند: که فلسطین و سرزمین شام از جمله سرزمینهای مبارکی است که در قرآن کریم مورد اشاره قرار گرفته است.
به گفته ایشان، این برکت هم جنبه معنوی دارد و هم جنبه مادی؛ از یک سو بسیاری از پیامبران الهی در سرزمین شام ظهور یافته یا در آن زیستهاند، و از سوی دیگر این منطقه از نظر طبیعی و جغرافیایی نیز از سرزمینهای حاصلخیز و آباد به شمار میآید. ایشان همچنین یادآور میشدند: که سرزمین فلسطین از جایگاه ویژهای در تاریخ اسلام برخوردار است، زیرا بیتالمقدس نخستین قبله مسلمانان بوده است.
در بخش دیگری از سخنان خود، ایشان با اشاره به برخی آیات قرآن کریم درباره دشمنی با مؤمنان، آیه «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَهً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ…» را تلاوت کرده و بر اساس آن به تحلیل تاریخی و دینی روابط مسلمانان و یهود در برخی دورهها میپرداختند. ایشان در ادامه تأکید میکردند: که هرچند ممکن است مسلمانان در مقاطعی با فشارها و سختیهای فراوان روبهرو شوند و حتی جان خود را در این راه از دست بدهند، اما در نهایت سرانجام این رویارویی به شکست ظلم و پیروزی حق خواهد انجامید.
علامه احمد مفتیزاده
علامه احمد مفتیزاده از دیگر چهرههای فکری و دینی اهل سنّت ایران در خطه کردستان است که در فضای فکری معاصر ایران تأثیرگذار بوده است. وی در میان جامعه اهل سنّت به عنوان متفکری دینی شناخته میشود که به مسائل فکری و اجتماعی جهان اسلام توجه داشت. بخشی از عمر پربرکت خود را در سالهای پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در زندان گذراند. با این حال، درباره بسیاری از دیدگاههای سیاسی ایشان اسناد و مستندات چندانی در دسترس نیست. یکی از دلایل این امر آن است که بخشی از شاگردان ایشان در «مکتب قرآن» بر این باورند که بنا بر توصیه خود وی، برای پرهیز از ورود به فضای سیاستهای رایج ـ که گاه با منازعات و رفتارهای دور از اخلاق همراه است ـ طرح و انتشار برخی مطالب سیاسی تا «زمان مناسب» به تعویق افتاده و عملاً بایگانی شده است. از این رو، تمایل چندانی برای طرح و انتشار این دیدگاهها وجود ندارد و نگارنده نیز در بررسیهای خود به مستندات بیشتری در این زمینه دست نیافته است.
با این حال، یکی از اسنادی که میتوان به آن اشاره کرد، پیام ایشان به مردم تربتجام در تاریخ ۸/۱۱/۱۳۵۷ است که در صفحه ۱۷۲ کتاب «کردستان» منتشر شده است. وی در بخشی از این پیام با اشاره به وضعیت جهان اسلام پس از دوران خلافت خلفای راشدین، به روند تاریخی تفرقه و پیامدهای آن برای جوامع اسلامی میپردازد و مینویسد: به تدریج در طول چهارده قرن بهواسطه تفرق به این ضعف و ذلت افتاد که امروز گرفتار ان است سرزمین اسلام، تکه تکه شد، قدرت های دشمن اسلام در شرق و غرب، نوکران خود را در این کشورها فرمانروا کردند، اکنون با منتهای حسرت می بینیم که این قطعه ها چنان ناتوان شده اند که گوشه ای از عزیز ترین بقاع سرزمین اسلام و مرکز سوم اسلامی و قبله دوم مسلمانان- قدس و فلسطین- را به بدترین دشمنان اسلام یعنی صهیونیست ها تحویل داده اند مارکسیسم بر قسمت هایی وسیع و تاریخی از سرزمین اسلام مانند ترکستان و قفقاز و اذربایجان … مسلط شده امپریالیسم بر ایران و قسمت عمده این قطعه ها حکومت می کند واین سه دشمن در همه جا مسلمانان را قتل عام می کند در نقاطی مانند فلسطین و ایران و فلپیبن واتیوپی و افغانستان بیش از همه جا مسلمانان بیدار شده اند»
او تلاش میکرد مسلمانان را نسبت به تحولات جهان اسلام آگاه سازد و آنان را به درک مشترکی از چالشهای پیشروی امت اسلامی دعوت کند.
نقش او در شکلدهی به بخشی از گفتمان فکری اهل سنّت ایران در دهههای گذشته قابل توجه است و آثار و دیدگاههایش همچنان در میان برخی محافل علمی و دینی مورد توجه قرار دارد.
پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، ساختار سیاسی و اجتماعی ایران دچار تحول اساسی شد. در این دوره، روابط دولت با اقوام و گروههای مذهبی نیز تغییراتی را تجربه کرد. در میان اهلسنّت ایران نیز جریانهای مختلف فکری و مذهبی شکل گرفت که هر یک برداشت خاصی از شرایط جدید و تحولات سیاسی و اجتماعی داشتند. با این حال، نظام جمهوری اسلامی بر اساس قانون اساسی، دفاع از آرمان فلسطین و مبارزه با اشغالگری را در دستور کار خود قرار داد. و شخصیت هایی از اهل سنت همسو و همگام با نظام جمهوری اسلامی با شرکت در کنفراس فلسطین یا به طور مستقل در این راستا به روشنگری پرداختند.
ترجمه آثار اندیشمندان جهان اسلام
در کنار تألیف آثار مستقل، برخی از شخصیت های اهل سنّت ایران به ترجمه آثار اندیشمندان جهان اسلام نیز پرداختهاند. این ترجمهها نقش مهمی در انتقال اندیشههای متفکران مسلمان به فضای فکری ایران داشته است. برای پرهیز از طولانی شدن بحث، به دو نمونه از فعالیتهای شیخ انور دهواری ـ از پیشگامان عرصه چاپ و نشر و بیداری اسلامی ـ در زمینه روشنگری درباره مسئله فلسطین و سیاستهای آمریکا اشاره میشود ایشان درباره انگیزه ترجمه و نشر کتاب «امریکا از دیدگاه سید قطب» می گوید:
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ هجری شمسی، ترجمه اثار اندیشمندان مسلمان مصری، بهویژه سید قطب و محمد قطب، در کشور گسترش یافت. در حالی که این نهضت ترجمه اثار اندیشمندان اسلامی از سال ۱۳۴۲ در ایران اغاز شده بود و الهام بخش مبارزان مسلمان علیه رژیم پهلوی بود
یکی از پیشگامان این عرصه، مرحوم محمدعلی عابدی بود که با همتی بلند، آثار شهید سید قطب و محمد قطب را ترجمه و از طریق نشر انقلاب منتشر میکرد.
حدود سالهای ۱۳۶۲، برای تهیه کتاب به مرکز نشر انقلاب ــ نزدیک شرکت سهامی انتشار در تهران ــ رفتم. خودِ محمدعلی عابدی حضور نداشت، اما پسرش آنجا بود. تعدادی کتاب سفارش دادم.
از آنجا که علاقه عمیقی به آثار سید قطب داشتم، مدتی بعد نامهای از خودِ استاد عابدی دریافت کردم. در نامه نوشته بود:
«شهید سید قطب کتابی دارد به نام «امریکایی که من دیدهام»؛ اگر نسخه عربی آن را در اختیار داری، برایم بفرست تا ان را سریع ترجمه و منتشر کنم.»
در دل گفتم:
«من به اثار سید قطب از اقای عابدی نزدیکترم؛ چرا افتخار ترجمه و چاپ این اثر در بلوچستان نباشد؟»
همین انگیزه سبب شد به جستوجوی نسخه عربی این کتاب بپردازم. نزد برخی روحانیان رفتم و پرسوجو کردم، اما بسیاری حتی نام سید قطب را هم نشنیده بودند، چه رسد به کتابش.
در نهایت، نامهای به یکی از دانشجویان جامعه اسلامیه در مدینه منوره نوشتم. مدتی بعد، در تعطیلات تابستانی ایشان به ایران بازگشت و نسخهای از کتابی با عنوان «امریکا بمنظار سید قطب» را برایم آورد و گفت:
«اصل کتاب را نیافتم، اما این نسخه، تحلیلی از نگاه سید قطب به امریکاست.» که توسط عبدالفتاح خالدی نوشته شده است
کتاب را به تربتجام فرستادم تا به دست استاد مصطفی اربابی برسد؛ عالمی وارسته و مترجمی توانا. حاجی مصطفی اربابی ترجمه را بهسرعت انجام داد و نسخه فارسی را برایم فرستاد.
سپس متن را برای ویرایش به حاجی ملک محمد ملازهی دادم، اما بدون تغییر به همان صورت به من بازگردانده شد. بار دیگر آن را به حاجی نیکمحمد جمالزهی سپردم تا اگر واژه یا نکتهای از قلم افتاده است، اصلاح کند.
پس از این مراحل، کتاب را برای حروفچینی آماده کردم. در آن دوران، هزینه چاپ هزار نسخه حدود صد هزار تومان میشد؛ مبلغی بسیار سنگین برای من. از عهده پرداخت آن برنمیامدم، بنابراین چاپ کتاب را به انتشارات احسان سپردم.
جالب آنکه در همان زمان، هنگام مراجعه دوباره به تهران و دیدار با فرزند عابدی، متوجه شدم آنها نیز همچنان در پی همین اثر هستند؛ اما من با تلاش شخصی و یاری دوستان توانسته بودم نسخه مورد نظر را پیدا و ترجمه فارسی نمایم.
کتاب «امریکا من الداخل» اثر عبدالفتاح خالدی ــ که بازتابدهنده نگاه سید قطب به تمدن و جامعه امریکاست ــ در حقیقت همان محتوایی را بیان میکرد که سید قطب در سفر خود به امریکا دیده و تحلیل کرده بود؛ تحلیلی عمیق که بعدها الهامبخش بسیاری از متفکران اسلامی شد.
این اثر به بررسی نگاه سید قطب به جامعه و تمدن غرب، بهویژه ایالات متحده آمریکا، میپردازد و تلاش میکند تحلیل او از ساختار فرهنگی و اجتماعی غرب را ارائه دهد. و کوششی است برای گردآوری و تحلیل دیدگاههای اندیشمند برجسته جهان اسلام، سید قطب، درباره ماهیت تمدن، سیاست و نفوذ امریکا در جهان معاصر، بهویژه در جهان عرب و اسلام.
نویسنده با بررسی مقالات، نامهها و اشارات پراکنده سید قطب در آثار مختلف او، کوشیده است تصویری منسجم از نگاه انتقادی وی به امریکا ارائه دهد. این دیدگاهها عمدتاً حاصل تجربه شخصی سید قطب در سفر به ایالات متحده در اواخر دهه ۱۹۴۰ میلادی و نیز تحلیلهای فکری او در سالهای بعد است. در این اثر تلاش شده است تا با استخراج و تنظیم این مطالب از میان مجلات قدیمی، نوشتهها و کتابهای سید قطب ـ بهویژه در آثاری مانند «فی ظلال القرآن» ـ مجموعهای منظم در اختیار خوانندگان قرار گیرد تا بتوانند با مبانی فکری او در ارزیابی تمدن غربی و نقش امریکا در تحولات جهانی آشنا شوند.
کتاب در دو بخش اصلی تنظیم شده است. در بخش نخست، نویسنده به معرفی زندگی سید قطب، سفر او به امریکا و زمینههای فکری شکلگیری نگاه انتقادی وی میپردازد و همچنین چارچوبی تحلیلی برای فهم ارزیابی او از جامعه و سیاست امریکایی ارائه میدهد. در بخش دوم، مجموعهای از نوشتهها، مقالات، نامهها و اشارات سید قطب درباره امریکا گردآوری شده است که در آنها وی به بررسی جنبههای مختلف فرهنگ، سیاست، تمدن و نقش امریکا در جهان پرداخته است. هدف اصلی این اثر آن است که خواننده با دیدگاههای سید قطب درباره تمدن غرب و نفوذ امریکا آشنا شود و از خلال آن به درک عمیقتری از گفتمان فکری برخی جریانهای اسلامی در مواجهه با تحولات سیاسی و فرهنگی جهان معاصر دست یابد.
اثر دیگری که در این حوزه مورد توجه قرار گرفته، کتاب «سینا، اسیر آزهای استعمارگران» است. در این کتاب نیز به بررسی برخی از تحولات تاریخی و نقش قدرتهای خارجی در جهان اسلام بهویژه در سینا پرداخته شده است این کتاب که توسط حسن البنا، سید قطب، کامل الشریف تدوین یافته است و به مبارزات اخوان المسلمین به خوبی در مقابله با صهیونیستها اشاره دارد. شیخ انور دهواری در دهه شصت این کتاب را با ترجمه عبدالحق حقیار در قالب انتشارات اقصی در پاکستان چاپ و منتشر نمود. مترجم در آغاز کتاب با تأکید بر اهمیت جهاد در راه خدا به عنوان رمز عزت و پیروزی امت اسلامی، یادآور میشود که مسلمانان صدر اسلام با تمسک به این اصل توانستند به قدرت و سربلندی دست یابند؛ اما با فاصله گرفتن از این راه و گرفتار شدن در اختلافات داخلی، دچار ضعف و انحطاط شدند و زمینه تسلط قدرتهای استعماری بر سرزمینهای اسلامی فراهم گردید.
در این میان، شکلگیری صهیونیسم و تأسیس دولت اسرائیل در فلسطین به عنوان یکی از مهمترین پیامدهای این ضعف معرفی میشود؛ پدیدهای که با حمایت قدرتهای بزرگ جهانی و در سایه تحولات جنگهای جهانی به وجود آمد و به تدریج به بحرانی عمیق در جهان اسلام تبدیل شد. نویسنده با اشاره به اعلامیه بالفور در سال ۱۹۱۷، مهاجرت یهودیان به فلسطین، طرح تقسیم فلسطین در سازمان ملل و جنگهای ۱۹۴۸ و ۱۹۶۷، روند تاریخی پیدایش و گسترش اسرائیل را به عنوان «غدهای سرطانی» در قلب جهان اسلام توصیف میکند که به ابزاری در دست قدرتهای جهانی برای پیشبرد اهداف سیاسی آنان تبدیل شده است.
در پیشگفتار کتاب نیز بر احساس تحقیر و شکست در میان ملتهای اسلامی پس از اشغال سرزمینهای عربی تأکید شده و از حکومتهای ضعیف و وابسته که نتوانستهاند از سرزمینها و کرامت امت اسلامی دفاع کنند، انتقاد میشود. در این چارچوب، کتاب حاضر با گردآوری دیدگاهها و نوشتههای سید قطب، حسن البنا و کامل الشریف میکوشد ریشههای فکری و سیاسی این وضعیت را بررسی کند و با آگاهسازی مسلمانان نسبت به سیاستهای قدرتهای جهانی و نقش صهیونیسم، آنان را به بازگشت به اصول اصیل اسلامی، بیداری، فداکاری و تلاش برای بازیابی عزت و استقلال امت اسلامی فراخواند. این اثر در نهایت به عنوان نوشتهای روشنگرانه معرفی میشود که هدف آن تقویت بینش سیاسی و دینی مسلمانان و یادآوری مسئولیت آنان در برابر سرنوشت جهان اسلام است.
ترجمه و انتشار چنین آثاری نشان میدهد که فضای فکری اهل سنّت ایران تنها محدود به مباحث محلی نبوده، بلکه با جریانهای فکری گستردهتر در جهان اسلام نیز ارتباط داشته است.
مواضع و بیانیههای علمای اهل سنّت ایران در تحولات معاصر
بررسی این آثار و مواضع میتواند به درک بهتر جایگاه فکری و اجتماعی علمای اهل سنّت ایران در تحولات معاصر کمک کند و نشان دهد که این بخش از جامعه دینی ایران نیز در چارچوب دغدغههای گستردهتر جهان اسلام، به مسائل منطقهای و تاریخی توجه داشته است. در جریان عملیات «طوفان الاقصی» و نیز در جنگ دوازدهروزه، علما و شخصیتهای اهل سنّت بار دیگر بر مواضع اصولی خود تأکید کردند.
نگارنده در همان روز نوشت: بسم الله الرحمن الرحیم، با قلبی اندوهگین و دلی پر از خشم و تاسف، شهادت جمعی از هم وطنان عزیزمان در پی تجاوزز ددمنشانه و جایت بار رژیم صهیونیستی به حریم و خاک مقدس ایران اسلامی را به ملت شریف و مقاوم ایران تسلسیت عرض می کنیم
این حمله ناجوانمردانه، باردیگر چهره واقعی رژیمی اشغالگر و ضد بشری را به جهانیان نمایان ساختف اما بی تردیدف خون پاگ شهیدان این سرزمین، ریشه های ظلم را خواهد سوزاند و وحدت و ایستادگی ملت ایران را استوارتر خواهد کرد(۲۳/۳/۱۴۰۴)
و اینک در جنگ رمضان در شرایطی که کشور ایران مورد حمله قرار گرفت و شماری از فرماندهان نظامی و امنیتی، مردم غیرنظامی و حتی دانشآموزان مدرسهای در میناب و رهبر انقلاب به شهادت رسیدند، جمعی از علمای اهل سنّت ضمن محکوم کردن این حمله و تجاوز به حریم کشور، موضع خود را بهصورت شفاف اعلام کردند. در پایان همین بخش ضمیمه است.
این موضعگیریها در حالی صورت گرفت که اهل سنّت در سالهای گذشته با برخی ناملایمات و چالشها نیز مواجه بودهاند؛ از جمله تخریب مسجد شیخ فیض مشهد، برخی تبعیضهای ناروا، بیعدالتی در استخدامها، عدم واگذاری برخی مسئولیتهای کلیدی به اهل سنّت و اقوام ایرانی، و نیز برخوردهای تند با شماری از علما و اندیشمندان اهل سنّت. با وجود این مسائل، سخنان حضرت مولانا سید عبدالصمد ساداتی، امام جمعه اهل سنّت، بیش از پیش بیانگر این رویکرد و نگاه مسئولانه بود.
افزون بر این، پیشینه تاریخی مردم بلوچستان در دفاع از کشور و مقابله با استعمارگران، از جمله انگلیسیها و پرتغالیها، گواه روشنی بر این روحیه تاریخی است. همچنین ظلم و جنایات حکومت پهلوی نسبت به اقوام ایرانی، بهویژه مردم بلوچستان، بخشی از حافظه تاریخی این جامعه را شکل داده است. از این منظر، حمله به جمهوری اسلامی ایران بهمنزله تجاوز به حریم کشور تلقی میشود و در این چارچوب، بسیاری از ناظران بر این باورند که رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا در پی تداوم سیاستهای تهاجمی و سلطهگرایانه خود در منطقه هستند وهدف آنان توسعه سلطه گری و تحقق نیل تا فرات هستند همانطوری که به عراق و افغانستان پیشتر به دلایل واهی لشکر کشی نمودند و به تعبیر استاد سید قطب رحمه الله استعمار نوین است و هدف نهایی آنان تسلط برحرمین شریفین است و حکام خود فروخته کشورهای عربی نیز با آنان همگام شده اند ولی امید و اعتقاد داریم در این نبرد ان شاءلله شاهد زوال اسرائیل و فروپاشی امریکا از دورن باشیم چرا که اینده در قلمرو اسلام است.
گروهی نیز با عنوان فرزندان و تربیتیافتگان راستین اخوان المسلمین در ایران در ۱۱/۱۲/۱۴۰۴ بیانیه ای صادر کردند:
بسمالله الرحمن الرحیم
امت بزرگ اسلام
سلامعلیکم و رحمهالله و برکاته
اینک که امت اسلامی با حمله وحشیانه مشترک امریکای تبهکار و رژیم غاصب صهیونیستی به سرزمین ایران، وارد مرحله حساسی در تاریخ خود شده است، غافل از آنکه در طوفان الاقصی این دو رژیم جنایتکار، بدترین ذلت و خواری خود را مشاهده کردند و از آن درس عبرت نگرفتند، این بار نیز ذلیلانه و خفتبار مزه تلخ شکست و زبونی را بهزودی زود به اذن الهی خواهند چشید.
ما فرزندان راستین و تربیتیافتگان اخوان المسلمین در ایران در این جهاد مقدس در کنار امت اسلامی و فرزندان قهرمان ایران خواهیم ایستاد و اعتقاد و بارو داریم سرزمین فارس اگر دانشمندان و اندیشمندان بزرگی در درازنای تاریخ اسلام تقدیم نموده و در آن امام بخاری و امام مسلم و امام ابوحنیفه رحمهم الله تعالی و هزاران عالم و دانشمند و عابد و مجاهد دیگر در آن رشد و نمو یافتهاند اینک زمان آن فرارسیده که با جهاد مقدس که از این سرزمین آغازشده است شاهد فروپاشی رژیم فاسد صهیونیستی به دست فرزندان فارس باشیم و این وعده الهی است ضمن تسلیت شهادت آیه الله سید علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی ایران که تا آخرین لحظات در دفاع از آرمان امت اسلامی و آزادی قدس شریف ذرهای از مواضع برحق خود دست نکشید و دست رد به خواستههای نامشروع ترامپ جنایتکار زد از خدمات ارزنده ایشان در دفاع از ارمان فلسطین علی رغم اختلافات داخلی در قبال سیاست در برابر اهل سنت ایران، تقدیر و تشکر مینماییم و اعلام میداریم همان طوری که امام شهید سیدقطب فرموند آینده در قلمرو اسلام است و آیه الله خامنهای در سالهای پیش از انقلاب با ترجمه این کتاب و تفسیر فی ظلال القران الکریم به زبان فارسی سهم وافری در آشنایی فارسیزبانان با اندیشههای اخوان المسلمین داشتند پیروزی از آن امت اسلام است و لکه ننگ ابدی بر حکام جنایتکار و خیانتکار کشورهای اسلام باقی ماند بار دیگر علما؛ نخبگان، اندیشمندان و عموم جامعه اهل سنت ایران را برای مشارکت در این جهاد مقدس علیه منافع امریکا و رژیم صهیونیستی فرا میخوانیم اما النصر و اما الشهاده الله اکبر و لله الحمد
فرزندان و تربیتیافتگان راستین اخوان المسلمین در ایران=۱۱/۱۲/۱۴۰۴
برخی از علما و روحانیون اهل سنت وشخصیت ها درگفتگو با رسانه ها وبیانیه ها نیز موضع خود رابیان داشته اند.
بیانیه امامان جمعه و جماعات مساجد و مدرسین مدارس علوم دینی شهرستان زاهدان، خاش، تفتان، میرجاوه و سیستان در حمایت و بیعت با سومین رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنه ای(دامت برکاته)
بسمالله الرحمن الرحیم
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ
حضرت مستطاب، جناب آیت الله سید مجتبی خامنه ای (دامت برکاته)
سلام علیکم
با عرض تبریک و تسلیت شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی و جمعی از سرداران رشید اسلام و همچنین جمعی از مردم بی دفاع، خداوند متعال را سپاسگزاریم که خبرگان ملت به عنوان امنای امت اسلامی با لحاظ نمودن همه شرایط و ضوابط لازم، جنابعالی را که دارای تمام شرایط لازم برای تصدی مسئولیت خطیر رهبری، از جمله فقاهت، شجاعت، تقوا، زمان شناسی، مدیریت و تدبیر و نیز پایبندی عمیق به راه و اهداف امام راحل عظیم الشان و رهبر شهید رضوان الله تعالی علیهما هستید، به عنوان سومین رهبر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران معرفی نمودند و باری دیگر دشمنان این ملت را مایوس و ناکام ساختند.
ما علمای اهل سنت استان سیستان و بلوچستان ضمن تجلیل از این انتخاب متقن، شایسته و حکیمانه مجلس خبرگان رهبری، بیعت خویش را با جنابعالی اعلام میداریم و از همه امت اسلامی بویژه مردم عزیز و انقلابی ایران و نیز مسئولان امین و خدمتگذار میهن اسلامی مان درخواست میکنیم با بصیرت و همدلی پشتیبان ولایت فقیه باشند ، همانطور که امام راحل (ره) فرمودند: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این مملکت آسیبی نرسد، با حفظ وحدت و انسجام حول محور ولایت فقیه مسیر پرافتخار انقلاب اسلامی را با صلابت و استواری ادامه دهند.
در پایان از درگاه خداوند متعال طول عمر با عزت، صحت و عافیت و توفیق روزافزون در خدمت اسلام و مسلمین را برای جنابعالی مسئلت مینماییم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید