ترامپ کیست و چه می‌خواهد | هوشنگ امیراحمدی

هوشنگ امیراحمدی ضمن تحلیل رفتارها، سنت فکری و اهداف ترامپ از حملات به ایران می‌گوید «اگر ایران بعد از جنگ قرار است با آمریکا وارد مذاکره شود، باید این مذاکره مستقیم، جامع و برای عادی کردن روابط، و نه لزوما دوستانه کردن، و افزایش همکاری‌های اقتصادی باشد.»

متن کامل گفتگوی انصاف نیوز با امیراحمدی، مدرس دانشگاه و تحلیلگر سیاسی ایرانی-امریکایی را در ادامه بخوانید:

انصاف نیوز – بسیاری رفتار و تصمیمات ترامپ را تصمیماتی ناگهانی و بی‌حساب و کتاب و بدون برنامه تحلیل می‌کنند؛ اما آیا واقعاً رفتارهای ترامپ را به سادگی می‌توان کنش‌هایی بی‌هدف و ناگهانی دید؟

امیراحمدی: تصمیمات ترامپ را در دوسطح راهبردی و تاکتیکی باید متمایز دانست. در سطح راهبردی، ایشان در تصمیمات خود توسط دیگران همکاری و همفکری می‌شود، مثل سازمان‌های اطلاعاتی، شورای امنیت ملی  و وزارت امور خارجه امریکا. در این سطح، یعنی سطح راهبردی، تصمیمات ترامپ در چارچوب یک افق درازمدت یا حداقل میان‌مدت گرفته می‌‌شود.

مثلا برای همکاری با نتانیاهو و حمله به ایران، ترامپ فقط یک تصمیم ناگهانی و غیرمنتظره نگرفته، با همکاران و بزرگان فکری خودش همفکری کرده و به این نتیجه رسیده که تضعیف ایران در جهت منافع درازمدت امریکا است و دودلی ایران در پروژه‌ی قدرت هم فرصت را مناسب کرده است. در چارچوب این فکر با نتانیاهو همکاری کرد و دو جنگ را به ایران تحمیل کردند.

در همین رابطه هم باید گفت که بحث تضعیف ایران بخشی از راهبرد درازمدت امریکا برای مثلا بازدارندگی نفوذ ایران در منطقه، و علیه گسترش نفوذ چین است. به هرحال چین از دید ترامپ بزرگ‌ترین رقیب اقتصادی، نظامی، سیاسی و… امریکا در آینده‌ی نزدیک است و باید به هر قیمتی شده بازداشته شود.

ایران کشوری بسیار ثروتمند و قدرتمند در منطقه است، با جغرافیایی وسیع و مهم و منابع زیرزمینی و انسانی، و بازارهای وسیع سرمایه گذاری و مصرف. این باعث می‌شود که امریکا، شخص آقای ترامپ و نیروهایی که همفکرش هستند را به این سو ببرد که باید کاری کرد که یا ایران به طرف امریکا بیاید یا اگر هم قرار است به‌سمت امریکا نیاید، و تصمیم بر این باشد که بطرف چین برود چیزی از ایران نمانده باشد که چین استفاده‌ای ببرد.

در رابطه با روسیه هم چنین فکری وجود دارد ولی برای ترامپ چین مهم‌تر از روسیه است. پس تصمیم ترامپ برای حمله به ایران در چارچوب راهبرد درازمدتش، در تحلیل نهایی این است که یا ایران را به طرف امریکا برگرداند یا چیزی از ایران نماند که به درد کسی بخورد.

در همین حال ترامپ تصمیمات کوتاه‌مدت و تاکتیکی هم می‌گیرد. این تصمیمات عمدتاً متاثر از بخشی از نیروهای عملی و نظامی ترامپ است، خصوصا وزارت دفاع. یعنی در لحظاتی ترامپ حرف‌هایی می‌زند که مثلا از وزیر دفاع خبرهایی شنیده، یا از ارتش خبرهایی شنیده که باید مثلا امروز فلان حرف را بزند و فردا کاری دیگر انجام دهد.

یعنی در حیطه‌ی عمل و تاکتیک، ترامپ می‌تواند متاثر از وضعیت میدان باشد، حال این میدان ممکن است بازار بورس امریکا باشد یا پاسخ ایران در جایی از منطقه، یا مسائل دیگری پیش آمده باشد که ترامپ را مجبور می‌کند که تاکتیک عوض کند یا حرف‌های جدید بزند. 

در همین حال و در همین سطح تاکتیک روزمره، باید گفت که ترامپ اصولا یک سیاستمدار نیست، یا اگر هم هست کمتر سیاستمدار است و بیشتر تاجر است. بنابراین تصمیمات روزانه و لحظه‌ای او ممکن است متاثر از آن جریان راهبردی نباشد، یعنی یک راهبرد درازمدتی است که در چارچوب آن یکسری تاکتیک‌هایی را پیش می‌برد و آن تاکتیک‌ها روزانه و حتی ساعتی می‌تواند عوض شود، بسته به وضع مزاجی شخص ترامپ یا وضع مزاجی بازار بورس و یا فشارهایی که از طرف کشورهای منطقه به او وارد می‌شود و یا خبرهایی را که میدان در آن لحظات به او داده است.

اینها باعث تغییر موضع و حرف‌های گوناگون می‌شود و اگر کسی ترامپ را خوب نشناسد و بحث استراتژی و تاکتیک را از هم جدا نکند و یا به نیروهایی که بر او اثر می‌گذارند توجه نکند، دچار اشتباه و سرگیجه می‌شود. 

ترامپ حتما برای حمله به ایران یک برنامه‌ی درازمدت راهبردی داشته، ولی در آن برنامه راهبردی با یک افق مشخص تاکتیک‌ها و تصمیمات موضعی کوتاه‌مدتی هم می‌گیرد که متاثر از خبرهایی است که از جاهای مختلف به او می‌رسد، یا فشارهایی که به او وارد می‌شود.

انصاف نیوز – در سنت‌های سیاسی امریکا، اگر بتوان عملکرد ترامپ را نزدیک به سیاست‌های برخی دیگر از سردمداران امریکا تعریف کرد، آیا حدس زدن گام‌های بعدی او ممکن است؟

ترامپ البته آدم خاصی است. وقتی او رییس جمهور شد در دور اول، خود من معتقد بودم که او هم فرصت است و هم تهدید. خیلی هم اصرار داشتم که ایران از فرصت استفاده کند و او را به تهدید تبدیل نکند. متاسفانه دولت روحانی قبول نکرد یا شاید هم نگذاشتند که با ترامپ مذاکره کند.

این باعث شد که ترامپ در تحلیل نهایی، بعد از هفده-هجده ماه، که طی آن تحریم جدیدی هم به ایران تحمیل نکرد، از برجام بیرون بیاید ومتعاقب آن [سردار] قاسم سلیمانی را ترور کند و باقی داستان‌ها. من خودم در یک جریانی سعی کردم که با آقای علی خوشرو، سفیرمان در نیویورک، هماهنگی ایجاد کنم که آقای ترامپ با آقای روحانی یک مذاکره تلفنی داشته باشد که متاسفانه تهران قبول نکرد و آن فرصت از دست رفت. الان ترامپ به شکل یک تهدید برای ایران مطرح است، اما معنایش این نیست که دیگر هیچ فرصتی با ترامپ برای ایران باقی نمانده است. اما فعلاً ایشان فقط یک تهدید است.

شاید بشود ترامپ را با جورج بوش پسر که به عراق حمله کرد شبیه دانست. خیلی از افرادی که اطراف ترامپ هستند از همان جنس نیروهای نیوکان‌ها یا محافظه‌کاران جدید هستند. اینها هم به اندازه همان نیوکان‌های بوش تند هستند و در مواردی هم خیلی تندتر و بی‌تجربه‌تر. مثل هگست و روبیو و…

بنابراین، ترامپ را اگرچه می‌شود نزدیک به جرج بوش پسر دانست اما بنظر من حتی با ایشان هم متفاوت است، چون ترامپ به‌دلیل شخصیت تاجرمسلکش، هنوز یک رگه‌ای از تاجر بودن دارد. این یعنی رگه‌ای از فرصت هنوز در او وجود دارد، فرصتی که شاید ۷۰ تا ۸۰ درصد آن از بین رفته است ولی صد درصد صفر نشده است. 

متاسفانه وضعیت در داخل امریکا برای ترامپ باعث شد که او هرچه بیشتر به‌طرف نتانیاهو برود و مهم‌ترین دلیلش هم به‌نظر من آن پرونده اپستین است که آن همه جنایت علیه دختران جوان و کودکان انجام داد و حتما ترامپ در آن پرونده یک جایگاه ویژه‌ای دارد که خیلی‌ها می‌ترسند بالا بیاید. احتمالاً اپستین با موساد کار می‌کرد و موساد یک پرونده مشخص و ویدیوهای مشخصی از ترامپ دارد و همین ترامپ را نگران می‌کند.

با این وجود به‌نظر من می‌شود وضعیتی ایجاد کرد که ورق برگردد. چون اگرچه نتانیاهو و موساد از ترامپ آتو دارند اما ترامپ هم آنقدر بیچاره نیست، یعنی می‌تواند صدمات اساسی به نتانیاهو یا اسرائیل بزند اگر بخواهد. 

در تحلیل نهایی اگرچه اسراییل هنوز دارد ترامپ را کنترل می‌کند در این جنگ اما این فرصت هنوز وجود دارد که این جریان عوض شود. بنابراین من همین الان هم می‌بینم که ترامپ دارد دربه‌در بدنبال راه فرار می‌گردد، راهی که بتواند توجیه کند هم حمله‌اش را و هم پایان حمله‌اش را.

انصاف نیوز – باتوجه به همه‌ی اینها اهداف ترامپ از شروع و ادامه‌ی این جنگ چه می‌تواند باشد؟ آیا اهداف او تغییری کرده است؟

همانطور که در ابتدا عرض کردم ترامپ هدفی درازمدت داشته و آنهم بازگرداندن ایران به حیطه‌ی امریکا و همکاری با اوست. همزمان اما ترامپ در کوتاه‌مدت و میان‌مدت هدف دیگری را دنبال می‌کند و آن تضعیف قدرت ایران است.

البته اسراپیل به‌دنبال نابود کردن قدرت ایران و تکه و پاره کردن کشور است. به‌نظر من اما ترامپ یا امریکا هدف تجزیه‌ی ایران را ندارند چون در واقع نمی‌خواهند قدرت ایران به‌طور کامل نابود شود، چراکه این موضوع مسائل دیگری را در منطقه ایجاد می‌کند. به همین دلیل هدف ترامپ و نتانیاهو متفاوت است.

ترامپ هنوز هم به‌دنبال تغییر رژیم نیست اما نتانیاهو اگرچه هدف اصلی‌اش نابودی ایران است، اما در همین حال و در چارچوب آن نابودی بدش نمی‌آید تغییر رژیم هم صورت بگیرد به سوی رژیمی برای خود او. البته ترامپ به آن گزینه‌ی درون فکر نتانیاهو فکر نمی‌کند و نمی‌پذیرد و به‌نظر هم نمی‌رسد که بخواهد بپذیرد. ترامپ به‌دنبال نیروهایی درون نظام است که با آنها کار کند. خودش هم می‌گوید مدل ونزوئلا.

برای ایران هم چنین فکری داشت که مقاومت و قدرت ایران اینها را شدیدا غافلگیر کرده و به احتمال زیاد نمی‌تواند مدل ونزوئلا را در ایران اجرا کند. ولی امیدوار است که با سازشکاران و نرمشی‌ها یک جوری تغییر رژیم از درون انجام دهد. اگر نتواند، آنوقت ترامپ حتی امکان دارد در تحلیل نهایی، با نیروهای نظامی و بخشی از نیروهای وطن‌پرست و تند درون ایران هم بخواهد کنار بیاید.

ولی نتانیاهو این‌چنین فکر نمی‌کند و دشمن قدرت و سرزمین ایران است و به‌دنبال تجزیه آن است. متاسفانه وضعیت هم به نوعی است که فعلاً نمی‌شود خیلی زیاد بین نتانیاهو و ترامپ اختلاف ایجاد کرد، یعنی یک قدرت‌هایی وجود دارند که اینها را به هم بسیار نزدیک می‌کنند ولی این احتمال وجود دارد که در ادامه‌ی این جنگ دعوا بین آنها آشکار شود و باعث دردسر راهبردی و یا حتی تاکتیکی آنها شود.

بنابراین، ترامپ دنبال این است که یک ایران ضعیف به‌وجود آورد و بعد ایران ضعیف را به سوی خود آورد و بر آن سیطره پیدا کند و از منابع ‌آن استفاده کند، ولی اسراییل بالعکس است و می‌خواهد این ایران اصلا نباشد. بنظر من اسراییل طمعی به منابع ایران ندارد بلکه طمعش به خود سرزمین است، اما ترامپ چشمش به منابع ایران است و نه به سرزمین ایران.

انصاف نیوز – ادعاهای ترامپ برای تمایل به مذاکره را چقدر واقعی می‌دانید، باتوجه به اینکه در هر دو مذاکره قبلی ایران شاهد بدعهدی و حملات اسراییل و امریکا بوده است؟

همانطور که عرض کردم ترامپ در دور اول ریاست جمهوری برای مذاکره با ایران، در هجده ماه اول، بسیار جدی بود اما متاسفانه ایران این فرصت را از دست. الان ترامپ بازهم هنوز وقتی از مذاکره حرف می‌زند جدی است، اما صحنه عوض شده.

متاسفانه در این ده سال گذشته، از برجام به اینطرف تا این جنگ در جریان، ایران هرچه بیشتر به منطقه و دنیا نشان داده بود که خیلی با اقتدار عمل نمی‌کند و این عدم اقتدار باعث شد که نیروهای منطقه، خصوصا اسراییل، پرروتر شوند، پرادعاتر شوند و به اصطلاح تهاجمی‌تر.

امروز ترامپ دیگر تنها نیست، اگرچه می‌گوید که می‌خواهد مذاکره کند ولی در چنبره‌ی اسراییل و دنیای عرب و آذربایجان و… است. بنظر من ترامپ بیش از همه‌ی آنها نیاز و علاقه به مذاکره با ایران دارد. 

اما نه فقط طرف ترامپ جریان عوض شده است، طرف ایران هم جریانات دیگری وارد صحنه شده‌اند. بنده اعتقاد دارم که در ایران هم کسی حتی جرأت صحبت از مذاکره با ترامپ در زمان جنگ را نباید داشته باشد، مگر اینکه از جایی مجوز داشته باشد.

مقاله آقای ظریف  برای مجله سیاست خارجی امریکا که چند روز پیش چاپ شد یک نمونه بارز از این جریان است. به‌ظاهر کسی حق صحبت کردن درباره آتش بس و مذاکره ندارد ولی ایشان مجوز پیدا کرده که وارد صحنه شود.

من به این جریان مشکوک هستم چرا که به اعتقاد من موارد مطرح شده در این مقاله همراستا با بعضی نظرات ترامپ است. یعنی زمانی که اسرائیل و آمریکا دارند به ایران حمله می‌کنند و می‌کشند و زیرساخت‌ها و… را تخریب میکنند ایشان می‌ نویسد که باید آتش‌بس یا مذاکره کنیم و تنگه هرمز را باز نماییم.

متاسفانه مواضع اقای ظریف در این سالهای اخیر صدمات جبران ناپذیری به کشور زده است. اعتقاد دارم نیروهای مدافع و نظامی ایران به او این اجازه را نداده اند و باید هوشیار تر عمل کنند.  این مجوز از کجا امده باید جستجو شود!

از دیدگاه من این اشتباه بزرگی است و جدا جای نگرانی دارد چون دشمن در حال نابود کردن زیر ساخت ها و کشتن نیروهای رهبری و نظامی است ولی در همین حال هم کلی در میدان درمانده شده است. 

هنوز یکماه از ترور رهبر ایران نگشته و در روز چاپ مقاله ظریف منزل اقای کمال خرازی که حامی ظریف بوده تخریب می‌شود و زنش کشته و خودش راهی بیمارستان میشود. ضمنا یادآور شوم که هر دو جنگ اخیر در حین مذاکره به ایران تحمیل شده اند و جنگ سومی هم بعد از این مذاکره یا آتش بس اتفاق خواهد افتاد.

من طرفدار مذاکره بوده و هستم اما اگر در حین جنگ باز هم آتش‌بس یا مذاکره‌ای به ایران تحمیل شود، کمر کشور برای همیشه شکسته خواهد ماند و جنگ های دیگری به آن تحمیل خواهد شد. کسی نباید اجازه یابد که در زمان جنگ، یعنی زمانیکه حملات به ایران ادامه دارد از آتش بس و مذاکره صحبت کند.

نیروهای میهنی و نظامی کشور، مخصوصا سپاهیان ما، دارند با تمام توان و اقتدار از کشورشان دفاع می‌کنند. اینها به کسی تجاوز نکرده‌اند و در چارچوب دفاع حق‌شان است که این موضع غیر مذاکره‌ای را داشته باشند و حتی آنرا با زور هم که شده به رهبران بروکراسی بجامانده از رهبری قبلی تحمیل کنند. 

 توصیه‌ی من به دولت ترامپ این اواخر همیشه این بوده که شما باید راه‌حلی پیدا کنید که این جنگ از طرف شما و اسراییل متوقف شود. از طرف ایران نه مذاکره خواهد شد و نه آتش‌بسی پذیرفته می‌شود و نباید هم بشود. توپ این بازی در زمین شماست. توصیه‌ی من به آقای ترامپ این است که شما بیایید به دروغ هم شده ادعای پیروزی کنید و بگویید چون پیروز شده‌ایم نیازی به ادامه‌ی این جنگ نیست و نیروهای خودتان را بکشید بیرون.

اسراییلی‌ها را هم مجبور کنید جنگ را متوقف کنند. بعد از توقف جنگ آنوقت دولت ترامپ می‌تواند به ایران پیشنهاد مذاکره دهد. و اما قبول آن پیشنهاد مذاکره بعد از جنگ، بسته به اینکه چه مواردی را شامل می‌شود، می‌تواند مورد قبول ایران واقع شود یا نشود. 

بنظر من ایران دیگر نباید با آمریکا مذاکره موردی کند. مورد غنی‌سازی و موشک یا هر مورد دیگری. اگر ایران بعد از جنگ قرار است با آمریکا وارد مذاکره شود، باید این مذاکره مستقیم، جامع و برای عادی کردن روابط، و نه لزوما دوستانه کردن، و افزایش همکاری‌های اقتصادی باشد. همان مدلی را که ویتنام به امریکا بعد از بردن جنگ تحمیل کرد.این مسیر را ایران هم می‌تواند به امریکا تحمیل کند بشرط اینکه مثل ویتنامی ها ایران هم این جنگ را ببرد!

ولی قبل از اینکه جنگ بنفع ایران تمام شود، ایران هیچ چاره‌ای جز ادامه ندارد و هرنوع حرکتی از طرف ایران برای آتش‌بس و یا مذاکره بسیار بسیار برای آینده ایران و همچنین برای تمامیت ارضی آن خطرناک خواهد بود. چون این موضوع حتما اسراییلی‌ها را پرروتر و جسورتر می‌کند که ایران را هرچه بیشتر نابود کنند. بنابراین این جریان بسیار جدی است.

مذاکره با امریکا آری، اما پس از پایان این جنگ و حتما در جهت عادی‌سازی. جزییات این موضوع خیلی زیاد است، مثلا اگر آمریکا پیشنهاد مذاکره دهد آنوقت ایران می‌تواند مذاکره را بپذیرد و شرایط خود را درخواست کند. مثلا برای گرفتن غرامت یا چیزهای دیگر می‌تواند حرکات موثری انجام دهد.

ولی فعلا مسئله این است که این جنگ باید اول بنفع ایران خاتمه پیدا کند و این پایان هم فقط و فقط با امریکا باید شروع شود و بعد اسراییل را هم مجبور به توقف کند. پس از آن صحنه برای مذاکرات ممکن است ‌آماده شود.
انتهای پیام

6 پاسخ به “ترامپ کیست و چه می‌خواهد | هوشنگ امیراحمدی”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. رضا

    دلال رابطه که هر روز به رنگی درمی‌آید.

    ۱۴
    ۲
  2. ایرانی

    لطفا ایران رو از جمهوری اسلامی متمایز کنید ایران ایران است و جمهوری اسلامی یک حکومت صرفا. این حکومت است که با ایران معنا میشود نه ایران . جمهوری اسلامی در لوای ایران است نه برعکس چرا که ایران جاودان و حکومت میتواند امروز باشد و فردا نباشد پس صحت کلام رو رعایت کنید ایران برای همه ما ارزش مند است اما حکومت جمهوری اسلامی صرفا برای خودش و طرفداران فکریش ارزشمند است پس این دو باهم کاملا متفاوت است از نظر معنایی

    ۲۱
    ۶
  3. هیچکس

    در همان چند یند ابتدایی هم می توان به تعداد زیاد تناقض هایش پی برد. کسیکه از سر حسادت(یا هرچی) با ظریف دائم برجام را می کوفت،امروز پیشتهاد مذاکره با آمریکا در چارچوب هایی مثل برجام را می دهد.راستی،قراز بود ایشان بمحض آغاز جنگ به ایران تشریف بیاورند!. آمده اند؟ یا پشیمان گشته و جان شیرین خوش است !؟. همین ها با ادای انقلابی گری و عدالت طلبی در مغز ساختار و عوام نفوذ کرده و سرانجامش شد، جنگ. امیراحمدی،فؤاد ایزدی،علیزاده،ظهره وند، عطا جان تحریریه و همایون و بقیه. اینها در جایگاه تاریخ و در نزد عموم محکومند. البته که هدف آمریکا از اول هم نابودی زیرساخت ها و ضعیف کردن و مشغول کردن ما با مصائب بعد از جنگ بود و هست. همانکاری که با عراق کردند و در ضربه اول ساختار زا مجبور کردند به ظلم و تبعیض در بین مردم خود(برای حفظ خود) و در ضربه دوم همراه با مردم شوریده بر ظلم و ستم صدام رفتند بسمت آخرین ضربه.

    ۱۵
    ۳
    1. پیمان

      حسادت؟ ظریف خودش دیگر زیر بار برجام نمی‌رود و هر روز یک نفر را مقصر می‌کند:)
      یک روز لاوروف یک روز فرانچسکو یک روز …
      شما دیگر چه… هایی هستید که هنوز از برجام حرف می‌زنید؟!:))))

      ۱
  4. ایران سرافراز

    ایرانی سر افراز
    جمهوری اسلامی ایران تنها حاکمیتی است که توانسته است در دفاع مقدس ۸ساله تمامیت عرضی خود را حفظ کند در حالیکه تمامی قدرتهای جهان در آن یورش مشارکت نمودند آنچه این موفقیت را رقم زد همان تفکر بر آمده از جمهوری اسلامی بود .ایران اگر ایران است راه تعالی را پیموده تا پرچم خود را بنام آفریدگار شیران مزین کند واز طاغوت رهایی یابد وبه استکبار نه بگوید

    ۱