مذاکره و مصالح عالیه ملی | عباس موسایی

عباس موسایی، عضو دفتر سیاسی حزب توسعه ملی، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
فضای آتش بس ۱۴ روزه و مذاکرات نمایندگان ِ ایران و آمریکا در پاکستان، همچنان که اکثریت ایرانیان را به حل و فصل مسائل فی مابین و غلبه بر جنگ و ویرانگری امیدوار کرده است، نگرانی های فزاینده ای را برای جریانات ِ بحران زی در عرصه سیاست ایران، دامن زده است.
راست ِ افراطی داخلی و راست افراطی براندازی خواه و وابسته، علیرغم ِ اینکه ظاهراً در دو قطب متضاد قرار دارند، اما با اشتراکی حداکثری و البته هر کدام از نقطهی عزیمت مبانی ِ هویتی خود، مذاکره را برای جریان ِ متبوع، هویت سوز دانسته و علیه ِ آن می شورند. علیرغم ِ آنکه در تجویز، دو راهبرد ِ به ظاهر مخالف را بر گزیده اند، اما به شکل بی سابقه ای، از یک منطق ِ نفرت پیروی می کنند، چنانکه نیاز به نفرت و نابودی، اشتراک ذهنیت های افراطی است.
وجه اشتراک ِ بنیادین این دو جرگه را می توان پیشی دادن ِ منافع و مصالح باندی و جناحی بر منافع و مصالح ملی دانست، از این رو هر مذاکره ای که مبانی ِ هویتی و گفتمانی و فضای زیست ِ سیاسی ِ متضمن ِ منافع و مصالح باندی ایشان را به با چالش مواجه سازد، بر نخواهند تابید. کنش های گفتاریشان، بشدت سفسطه آمیز، تقابلی، رادیکال، کلیت انگار، تمامیت خواه و خود حق پندار، از این رو تنش آفرین است.
راست ِافراطی براندازی خواه و وابسته، خود ایران پندارانه، تجاوز علیه کشور و ملت را، جنگ علیه حاکمیت دانسته و آن را وجیه جلوه می دهد، همچنان که راست ِافراطی داخلی، خود نظام پندارانه، هر نوع مذاکره، عادی سازی و مصالحه را بر خلاف ِ مصلحت ِ نظام، تعریف می کند. هر دو جریان، اما علیرغم ِ آسیب هایی جدی که به انسجام، وحدت، امنیت و مصالح ملی ایران عزیز وارد کرده اند، اما از این نکته غافلند که عقلانیت ملی ایرانی را نمی توان علیه «ایران» شوراند؛ امری که سوگمندانه این دو جرگه به وضوح در دستور کار قرار داده اند!
آنچه اما، این دو جریان را در وضعیت ِ کنونی به استیصال و پریشان گویی رسانده است، مواجهه با منطق سترگ خودآگاهی ملی ایرانی است که بر پایه ٔ ایدهی ایران و مصلحت ِ ملک و ملت ایران، سامان و سازمان یافته و پیکربندی شده است.
سیاست، عرصهی منافع و مصالح ملی است و قابل ِ تقلیل به اراده معطوف به قدرت و مصلحت ِ باندهای خود حق پندار نیست. مصلحت ِ ملی را منافع عالیه یک کشور ـ ملت تعیین می کند، نه اولویت های ایدئولوژیک جریانات ِ مطلق گرای خود حق پندار.
تشخیص اینکه منافع و مصالح ملی به وقت اکنون چیست را نه از ارجاع به ایده های خیالبن و تخیلاّت بی اساس ِ جریانات ِ حاشیه ای، که با ارجاع به منافع و مصالح ملی که برآمده از خودآگاهی ملی ِ ایرانیان است، باید فهمید و آن چیزی نیست غیر از مصلحت ِ ملت و دولت (state) ایران. (دولت در معنای عام و مدرن آن).
قائم مقام فراهانی، صدراعظم وطن دوست و با کیاست ایرانی، در نامه ای به محمدعلی آشتیانی، مذاکره کننده ایرانی با طرف عثمانی در ارزنه الروم، مبتنی بر درکی جدید، از مصالح ملی می گوید؛ «خود را به هر چه صلاح و خیر دولت قاهره است ملزم و مختار دانید.»
از همین منظر می توان گفت که رسالت ِ نمایندگان ِ ملی در مذاکرات، مصالحه بر اساس ِ مصالح عالیه ملی است. قائم مقام در این نامه بخشی از مقدماتی را که مستلزم تضمین ِ مصالح عالیه ملی است را بر می شمارد؛ خطیر بودن ِ امر مذاکره، فهم ِ دقیق و عمیق از امکانات و امتناعات ِ خود و دشمن، فهم ِ خواسته های دشمن و خطوط قرمز ِ متضمن ِ مصالح ملی، از ریز و درشت ِ تعیین کننده سیاست و موثر بر مذاکره، استخراج و استنباط مصالح دولت ایران، عدم ِ غفلت از عواقب امور.
قائم مقام همچنین هوشمندانه مذاکره کنندهی ارشد ایرانی را به دوری از کار دیگر و گرفتاری دیگر امر کرده و در جمع ِ بین ِ کیاست ِ عثمانی و فراغت عثمانی همّ واحد داشته و در هر نوع کم و زیادی که در تشخیص عهود و تفصیل عهود صلاح داند، ماذون می دارد به نحوی که لازم است که هر چه می کند، به فرط جرئت و بلندی همت و دوری از تشکیک و تشویش باشد، چنانکه برای ممالک خطیره و خلایق کثیره در عاجل و آجل، موهم حالتین، خیر و شر و حیثیتین نفع و ضرر می باشد و…
صلاح، صلاح کل است نه صلاح خود. قائم مقام از آشتیانی می خواهد که با بکار گیری زور میرزائی و قوه انشایی، مصالحه نامه ای متضمن ِ مصلحت ِ کشور تنظیم کند و در پایان تاکید می کند که همین جاهاست که از دست دبیر و خامه تدبیر، زیاده از هزار نیزه و شمشیر، توقع خدمت می توان داشت.
دانش و تجربه جهانی و ایرانی به ما می آموزد که مذاکره برای دفع شرارت ِ جنگ، حفاظت از مصالح عالیه ملی، تمامیت ارضی، جان های عزیز شهروندان و زیرساخت های توسعه و زیست جهان ایرانی، بر هر امر دیگری اولویت دارد.
انتهای پیام




