در ستایش زبان دیپلماتیکِ آقای سخنگو | محمدرضا بیاتی


محمدرضا بیاتی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «در ستایش زبان دیپلماتیکِ آقای سخنگو» نوشت:

در روزهای گذشته، رئیس‌جمهور محترم با صراحت از عملکرد صدا و سیما انتقاد کرد و بار دیگر این پرسش در اذهان عمومی شکل گرفت که چرا رسانه‌ی ملی نمی‌خواهد ملی باشد؟! یا چرا نمی‌تواند درک کند صدا و سیما رسانه‌ای خصوصی و گروهی نیست بلکه بایستی یک ملت را-با تمام تفاوت‌ها- نمایندگی و بازنمایی کند؟ در واقع، رسانه‌ی ملی حتی اگر رسانه‌ای خصوصی هم می‌بود نباید این‌گونه بعضی از پیش‌پاافتاده‌ترین قواعد حرفه‌ای رسانه و علم ارتباطات را – با ادعای انقلابی‌گری- زیرپا می‌گذاشت.

صدا و سیما اگر هدف‌اش پایبندی به رویکرد انتقادی می‌بود آن‌گاه بایستی شهامت پرسشگری، حقیقت‌جویی بی‌طرفانه و اصرار بر پاسخگویی قدرت سیاسی را در دستور کار خود قرار می‌داد، نه آن‌که مانند برخی از مجریان و تحلیل‌گران‌اش گاهی چنان در باتلاق لمپنیسم رسانه‌ای فرو برود که معلوم نباشد گفتار اهانت‌آمیز و رفتار ستیزه‌جویانه‌ی آن‌ها تا چه‌اندازه از روی انقلابی‌گری جاهلانه است و چه‌قدر ریشه در انقلابی‌نمایی ریاکارانه دارد؛ برای بهره‌مندی از مواهب آن!

در این قهقرای تأسف‌بار، تماشای سخنگوی وزرات خارجه-اسماعیل بقائی- و شنیدن زبان دیپلماتیک او یک اتفاق خوب و تازه است و می‌تواند برای رسانه‌ی ملی درس‌آموز باشد، آن‌چنان‌که به‌گمان نگارنده، از نگاه یک دانش‌آموخته‌ی زبان‌شناسی، بقائی، حرفه‌ای‌ترین سخنگوی تاریخ دولت‌های ایران در به‌کارگیری زبان دیپلماتیک است؛ گرچه بایستی پنجره‌ی نگرش انتقادی درباره‌ی او گشوده بماند؛ همواره مانند هر شخصیت دیگری.

می‌دانیم که سخنگوها نیازمند دانش و ویژگی‌های شخصیتی خاصی هستند که مهم‌ترینِ آن‌ها مهارت‌های ارتباطی پیشرفته است؛ اما از میان خصلت‌ها و مهارت‌های یک سخنگوی برجسته، به‌نظر می‌رسد آن‌چه در دولت‌های ما همیشه خلاء عمیقِ آن به چشم می‌آمده، فقدان زبان دیپلماتیک بوده، و از میان ویژگی‌های اصلی زبان دیپلماتیک نیز یک ویژگی در سخنگویان ما نایاب‌تر بوده است؛ یعنی آن‌چه که در آقای سخنگو نمایان است و او را از دیگران متمایز کرده است: زبان غیرمقابله‌ای Non-confrontational Language یا زبانی که از رویارویی صریح پرهیز می‌کند.

در منابع علمی و معتبر وقتی از زبان دیپلماتیک سخن به میان می‌آید به چند اصل اساسی اشاره می‌شود؛ دقت و ظرافت در انتخاب واژگان، لحن ملایم و متین، و کم‌گویی محتاطانه guarded understatement، یکی از آن اصول است چرا که در بافتار سیاسی، زبان یا کلمات، قدرتی بسیار فراتر از معنای متداول آن‌ها در گفتار روزمره دارند و یک جمله‌ی به‌ظاهر ساده می‌تواند دلالت‌های چندلایه و پیچیده‌ای را به مخاطبان انتقال دهد، و درصورت کارنابلدی، پیامدهای منفی بزرگی برای منافع ملی داشته باشد.

اصل دیگر، ترکیبی از شفافیت و احتیاطِ توأمان است. هدف زبان دیپلماتیک، پنهان کردن حقیقت نیست، اما برای پرهیز از تنش یا توهین، زبان بایستی با حفظ احترام و ملاحظات به‌کار گرفته شود. احتیاط گاهی حتی ایجاب می‌کند که از ابهامی عامدانه نیز استفاده کرد تا فضا برای مذاکره و تفاهم از بین نرود؛ شگردی زبانی به آن ابهام سازنده constructive ambiguity می‌گویند. از این روست که سخنگویان حرفه‌ای معمولاً سعی می‌کنند از کنایه، استعاره، و دیگر ترفندهای زبانی -در بیان غیرمستقیم مفاهیم و عواطف- بهره بگیرند.

البته زبان دیپلماتیک در کنار لحن ملایم و خویشتن‌دارانه نیازمند قاطعیت هم هست؛ اما این قاطعیت نوعی استواری و استحکام پنهان در زبان است چنان‌که گاهی یک سکوت حسابگرانه می‌تواند بسیار اثرگذارتر و گویاتر از یک حمله‌ی لفظی مستقیم باشد. در واقع، اقتدار و صلابت در موضع‌گیری دیپلماتیک با زبانی مؤدبانه و غیرمقابله‌ای بیان می‌شود و زبان را به ابزاری ارزشمند برای حفظ منافع و اعتبار یک کشور تبدیل می‌کند.

با این توصیفات، آن‌چه در زبان دیپلماتیک آقای سخنگو تازه و شایان توجه است زبان غیرمقابله‌ای یا ستیزه‌پرهیزِ اوست. این ویژگی وقتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که می‌دانیم اقلیتی کم‌شمار ولی تأثیرگذار در سیاست ایران، یعنی برخی از تندروهای سیاسیِ خود-انقلابی‌پندار، اصلی‌ترین ویژگی اقتدار را استفاده از زبان ستیزه‌جویانه می‌دانند، در حالی‌که زبان ستیزه‌پرهیز یکی از ستون‌های اصلی دیپلماسی است و نباید آن را با ضعف یا نرمشِ اقتدارشکن اشتباه گرفت.

زبان دیپلماتیک غیرمقابله‌ای، هنر مدیریت تعارض از راه ارتباط است و مانع ذوب هیجانی و عاطفی در سیاست‌ورزی می‌شود؛ ذوب هیجانی emotional meltdown یا فروپاشی عصبی و عاطفی یعنی بخش عقلانی و تحلیلی انسان از کار بیفتد و دچار خطاهای شناختی شود و تمایل به تنبیه طرف مقابل یا دشمن چنان در او قوی شود که از درک ساده‌ترین استدلال‌ها عاجز بماند، در نتیجه، نتواند سود و زیان بلندمدت را ارزیابی کند و ذهن را به روی راه‌حلی خلاقانه ببندد، و صرفاً با ذوب عاطفی و تمایل شدید به تنبیه دیگری، دست به خودویرانگری بزند حتی اگر به بهای از دست دادن منافع حیاتی کشور باشد.

البته فقط منافع نیست، بلکه حفظ وجهه Face/Facework یا کرامت و حیثیت بین‌المللی نیز یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم در دیپلماسی است و زبان غیرمقابله‌ای یکی از نیرومندترین و کم‌هزینه‌ترین ابزارها برای کسب و حفظ وجهه‌ی هر کشور است. بنابراین، یک سخنگوی آگاه در نظام سیاسی با استفاده از زبان غیرمقابله‌ای می‌کوشد طرف مقابل را در موقعیتی قرار ندهد که او برای حفظ حیثیت خود ناچار باشد ضدحمله کند یا از عقب‌نشینی شرافتمندانه منصرف شود.

نکته‌ی حیاتی‌تر این است که در جهان مدرن، دیپلماسی تنها در میان نخبگان سیاسی و پشت درهای بسته شکل نمی‌گیرد، بلکه افکار عمومی جهان، تماشاگران آگاه این صحنه‌ی نمایش هستند؛ در نتیجه، اگر سخنگو، از زبانی مقابله‌ای استفاده کند، در اذهان عمومی، تصویرِ یک دولت عصبی، قلدر و غیرقابل اعتماد را شکل خواهد داد و قدرت نرم یک کشور -به‌معنای توانایی جذب دیگران از راه اقناع و استدلال- را نابود می‌کند. و برعکس، وقتی که سخنگو در مقام دفاع از حقوق ملی از لحنی منطقی، واژگانی خنثی، کنایی و استعاری، محترمانه و غیرمقابله‌ای بهره می‌گیرد، نشانگرِ بلوغ سیاسی و اعتمادبه‌نفس یک حکومت است و بَرَنده‌ی نبرد روایت‌ها در افکار جهانیان خواهد بود.

به‌نظر می‌آید اسماعیل بقائی، سخنگوی سیاسی قابلی است که با زبان دیپلماتیک کاملاً آشناست و در به‌کارگیری آن، مهارتی چشمگیر دارد؛ بخصوص در جنگ ۴۰ روزه که همتایان او در دولت‌های متخاصم با ستیزه‌جویانه‌ترین زبان سخن می‌گفتند، حفظ این خویشتن‌داری حرفه‌ای کار آسانی نبود.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *