استوریهای تند علیرضا بیرانوند در پاسخ به علی دایی [لینک] تازهترین فصل از اختلافی است که اخیرا میان دو چهره شناختهشده فوتبال ایران شکل گرفته است. اختلافی که اگرچه از یک مصاحبه فوتبالی آغاز شد، اما حالا پای مسائل اجتماعی و حتی سیاسی را نیز به میان کشیده است.
ماجرا از آنجا آغاز شد که علی دایی در گفتوگویی با عادل فردوسیپور [لینک] با کنایه به حمایتهای بیرانوند از امیر قلعهنویی گفت اگر او علاقه دارد، میتواند مجسمه سرمربی تیم ملی را هم بسازد. دایی همچنین برخی رفتارهای بیرانوند را مورد انتقاد قرار داد؛ انتقادهایی که خیلی زود با واکنش دروازهبان تیم ملی همراه شد.
بیرانوند در چند استوری اینستاگرامی، ضمن دفاع از خود و کارنامه ملیاش، دایی را به فراموش کردن گذشته، بهرهمندی از «لابی سیاسی» برای رسیدن به نیمکت تیم ملی و سکوت در قبال برخی رخدادهای اخیر متهم کرد. او همچنین تأکید کرد احترامش به امیر قلعهنویی از سر قدردانی بوده و خود را شایسته احترام میداند، نه تمسخر.
با این حال، فارغ از درستی یا نادرستی ادعاهای دو طرف، نام علی دایی برای بخش بزرگی از جامعه فوتبال ایران تنها به چند جمله یا یک مصاحبه خلاصه نمیشود.
او سالها بهترین گلزن تاریخ تیم ملی بود، رکوردهای ماندگاری بر جا گذاشت و در کنار موفقیتهای ورزشی، در مقاطع مختلف نیز به دلیل فعالیتهای خیرخواهانه و … مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است.
به همین دلیل، برخی معتقدند نقد دایی، اگر هم لازم باشد، نباید به نفی یک کارنامه چند دههای بینجامد.
از سوی دیگر، بیرانوند نیز یکی از موفقترین دروازهبانان تاریخ فوتبال ایران است و نقش مهمی در صعودهای تیم ملی به جام جهانی و موفقیتهای سالهای اخیر داشته است.
شاید همین سابقه مشترک باعث شود انتظار افکار عمومی از هر دو چهره، بیش از هر چیز، حفظ احترام متقابل باشد.
تجربه نشان داده است که جدالهای رسانهای میان چهرههای محبوب، بیش از آنکه به روشن شدن حقیقت کمک کند، سرمایه اجتماعی فوتبال ایران را فرسوده میکند.
شاید بهترین راه، پاسخ دادن به نقدها با استدلال و پرهیز از شخصی کردن اختلافها باشد.
در نهایت، آنچه در حافظه هواداران باقی میماند، نه تندیِ استوریها، بلکه میراثی است که هر یک از این چهرهها برای فوتبال ایران بر جای گذاشتهاند.
انتهای پیام




