چرا دچار بی‌حسی می‌شویم | آیا قلب‌مان سنگ شده است؟

علی‌اصغر هنرمند در سایت نوش‌دارو نوشت:

شما هم این روزها دچار بی‌حسی شده‌اید؟ اینکه مطالب مختلفی را می‌بینید و می‌خوانید، اما انگار که درونتان چیزی خاموش شده. نه آن‌قدر می‌ترسید که واکنش نشان دهید، نه آن‌قدر آرام هستید که به زندگی معمولی برگردید. فقط خبرها را می‌بینید و ادامه می‌دهید…

اگر این حال شماست، تنها نیستید و لزوماً مشکلی عجیب یا نشانه‌ای از کاهش انسانیت در شما به وجود نیامده است.

افرادی که در معرض جنگ، بلایای بزرگ و وضعیت‌های اضطراری قرار می‌گیرند، درجاتی از فشار روانی را تجربه می‌کنند. این فشار ممکن است به‌شکل ترس و بی‌قراری ظاهر شود، اما گاهی به شکل دیگری بروز می‌کند: خاموش‌شدن موقت احساس‌ها.

بی‌حسی روانی یعنی چه؟
در زبان روزمره، «بی‌حسی روانی» یا «کرختی هیجانی» یعنی احساس کنید صدای هیجان‌هایتان کم شده. اتفاقاتی که قبلاً شما را غمگین، خوشحال، خشمگین یا نگران می‌کرد، اکنون واکنش چندانی در شما ایجاد نمی‌کند. شما می‌دانید که یک خبر دردناک است، اما نمی‌توانید دردش را حس کنید.

البته این «کرختی هیجانی» یک تشخیص مستقل روان‌پزشکی نیست و در بسیاری از موارد می‌تواند واکنشی محافظتی در برابر فشار، شوک یا موقعیتی باشد که ظرفیت پردازش ذهن را پشت سر گذاشته است، اما یکی از حالاتی است که در بحران‌های طولانی رخ میدهد.

وقتی مغزتان در حال محافظت از شماست
مغز و بدن ما برای روبه‌روشدن با خطر، یک سامانه آماده‌باش دارند. وقتی خطری را تشخیص می‌دهیم، مجموعه‌ای از واکنش‌های عصبی و هورمونی فعال می‌شود تا سریع‌تر تصمیم بگیریم، فرار کنیم، از خودمان دفاع کنیم یا از دیگران مراقبت کنیم. این سامانه برای «خطرهای کوتاه‌مدت» طراحی شده؛ اما «فشار مزمن» می‌تواند نظم و حساسیت آن را تغییر دهد.

تصور کنید یک آژیر خطر ساعت‌ها و روزها بی‌وقفه روشن بماند. بعد از مدتی دیگر نمی‌تواند با همان شدت اولیه کار کند. ذهن نیز نمی‌تواند در برابر هر خبر، هر هشدار، هر شایعه و هر تصویر دردناک، واکنشی کامل و تازه نشان دهد. در نتیجه مغز شما شدت احساسات را کم می‌کند: برای اینکه بتوانید کارهای ضروری را انجام دهید، از خانواده مراقبت کنید، غذا تهیه کنید یا فقط روز را به پایان برسانید.

به همین دلیل بی‌حسی به این معنا نیست که چیزی برایتان مهم نیست؛ بلکه به این معنا است که برای مدتی طولانی، چیزهای زیادی برایتان مهم بوده است.

شبکه‌های اجتماعی هم این وضعیت را تشدید می‌کنند: تصویر خرابی، پیام یک دوست، ویدئوی سرگرم‌کننده، خبر کشته‌شدن انسان‌ها و تبلیغ یک محصول همگی با یک حرکت انگشت و در یک صفحه ظاهر می‌شوند. در نتیجه ذهن ما فرصت کافی ندارد از یک فضای عاطفی وارد فضای دیگری شود یا آنچه دیده است را پردازش کند.

در نهایت فراموش نکنید که بی‌حسی به این معنی است که مغزتان زیادی کار کرده است، نه اینکه قلب‌تان سنگ شده است.

مراقب خودتان باشید.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *