همزمان با افزایش و کاهش تنشها در هفتههای اخیر میان ایران و آمریکا در منطقه این پرسش در افکار عمومی شکل گرفته که نقشآفرینی چین در این میان چگونه است؟ انصاف نیوز این پرسش را با نصرتالله تاجیک، دیپلمات پیشین ایران و تحلیلگر مسائل بینالملل، و همینطور حسین قاهری، رئیس اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین مطرح کرده است.
آقای تاجیک در پاسخ به این سوال تاکید دارد که چینیها پیش از هر چیز یک قدرت اقتصادی هستند و سیاستهای خود را بر اساس منافع اقتصادی و رقابت با آمریکا در این زمینه تنظیم میکند و علاقهای به دخالت در درگیریهای ژئوپلیتیکی ندارند.
در مقابل اما آقای قاهری دیدگاه دیگری دارد و میگوید: چین در عین محکوم کردن حملات آمریکا، ترجیح میدهد نقش خود را بدون هیاهوی رسانهای ایفا کند و همچنین کمکهای فنی، اطلاعاتی و سایر حمایتهایی از سوی پکن انجام شده که به دلایل امنیتی و محرمانه قابل رسانهای شدن نیست.
گفتوگوی انصاف نیوز با آقایان تاجیک و قاهری را در ادامه بخوانید:

نصرت الله تاجیک در گفتوگویی با انصاف نیوز با تأکید بر اینکه نباید از چین انتظار ایفای نقش یک بازیگر فعال در مسائل سیاسی امنیتی در تحولات خلیج فارس را داشت، گفت: سکوت نسبی چین و همینطور روسیه را ناشی از ملاحظات راهبردی این دو کشور دانست و تأکید کرد جمهوری اسلامی ایران در تصمیمهای راهبردی خود وابسته به مسکو و پکن نیست. ایران نه درخواست و نه انتظار دارد که کشوری بجایش بجنگد.
او ادامه داد: چین فقط برای منافع ملی خود درگیر میشود اما آنهم سعی میکند به جنگ نکشد تا بر روند توسعه اقتصادی و محکم کردن آن لطمه ای وارد نشود. اگرچه این سیاستی عاقلانه است، اما محافظه کاری بیش از حد هم ممکن است منافعش را تهدید کند. دقت کنیم جنگ ایران و آمریکا ممکن است جهان را تغییر دهد و آثار ژئوپلیتیکی سهمگینی برجای گذارد. در این تصویر بزرگ، این جنگ تنها یک بحران منطقهای ساده نیست، بلکه میتواند موازنه قدرت جهانی را تغییر دهد؛ منابع نظامی آمریکا را تحلیل ببرد؛ تمرکز آمریکا بر آسیا و مهار چین را کاهش دهد و فرصتهای جدیدی برای پکن ایجاد کند.
به گفتهی تاجیک، از سوی دیگر چین برخلاف تصور رایج، تاکنون علاقه چندانی به برعهده گرفتن مسئولیتهای گسترده در منازعات منطقه ای حتی در آنجا که ذینفع است مانند خلیج فارس برای تضمین امنیت انرژی و نظم جهانی نشان نداده است.
او در پاسخ به این پرسش که چرا چین صرفاً چندین بار خواستار کاهش تنش در خلیج فارس شده اما به یک بازیگر فعال تبدیل نشده است، گفت: برای پاسخ به این سؤال ابتدا باید شناخت دقیقتری از چین داشته باشیم. چین پیش از هر چیز یک قدرت اقتصادی است، نه یک قدرت برتر امنیتی یا سیاسی. این کشور استراتژی توسعه خود را بر پایه اقتصاد تعریف کرده و همچنان بر همان مسیر حرکت میکند.
البته این هم صرفا بر اساس تمایلات و خواسته های چین نیست بلکه به فرهنگ کنفسیوسی و مشکلاتی که چین در منطقه خود در جنوب شرق آسیا دارد برمیگردد. از این منظر، وضعیتی که اکنون در منطقه خاورمیانه وجود دارد، تا حدی برای چین مطلوب است؛ زیرا پکن علاقهمند است آمریکا در مناطق مختلف جهان درگیر باشد و نتواند تمام تمرکز خود را بر مهار چین بگذارد. بنابراین نباید قدرت اقتصادی چین را با قدرت امنیتی یا نظامی آن یکی دانست.
تاجیک ادامه داد: چین به امنیت خاورمیانه و خلیج فارس نیاز دارد، زیرا اقتصادش به انرژی این منطقه وابسته است، اما این به معنای آن نیست که بخواهد مستقیماً وارد بحران شود. نهایت اقدامی که از چین انتظار میرود، تشویق دیگر بازیگران برای کاهش تنش است؛ همانطور که پیشتر پاکستان را برای ارائه طرح پنجمادهای تشویق کرد و حتی خبرگزاری رویترز گزارش داده که پکن بار دیگر اسلامآباد را به ازسرگیری این تلاشها ترغیب کرده است.
در نظر داشته باشیم چین از مزایای نظم بینالمللی موجود بهرهمند میشود، اما علاقهای به پرداخت هزینههای حفظ آن ندارد و برخلاف آمریکا در بحرانهایی مانند این جنگ از مداخله مستقیم پرهیز میکند و تا زمانی که ضرورتی وجود ندارد، از ورود به مسئولیتهای امنیتی گسترده خودداری کرده و آن را ادامه خواهد داد. زیرا احساس نمیکند منافع حیاتیاش ایجاب میکند نقش میانجی و پلیس منطقه را ایفا کند. و به راحتی امنیت انرژی خود را با هزینهای بسیار کمتر از آمریکا تأمین میکند.
با توجه به پیچیدگیها و مشکلات خاورمیانه تا زمانی که مجبور نشود، مسئولیت امنیتی گسترده در این منطقه بر عهده نخواهد گرفت. زیرا علیرغم ظرفیت اقتصادی و فناوری پیشرفته و چشمگیر، اما هنوز فاقد شبکهای از متحدان، تجربه رهبری نظام بینالملل و ظرفیت لازم است.
او با اشاره به روابط ایران و چین گفت: نباید فراموش کنیم که جمهوری اسلامی ایران همواره شعار “نه شرقی، نه غربی” را مطرح کرده و خود را رسماً در اردوگاه شرق تعریف نکرده است. البته میان ایران و چین روابط اقتصادی، فروش نفت و خرید کالا وجود دارد و شاید در برخی حوزههای حساس نظامی نیز همکاریهایی برقرار باشد، و حتی یک موافقتنامه جامع راهبردی هم بین دو کشور امضاء شده، اما این به معنای آن نیست که چین بخواهد استراتژی توسعه خود را کنار بگذارد و به شکل فعال وارد این منازعه و رودررویی با آمریکا شود.
ولی در عین حال در پاسخ به هشدار ترامپ به چین و روسیه برای عدم مداخله در جنگ بین ایران و آمریکا، ابائی ندارد که به عنوان شریک راهبردی جامع، قاطعانه از ایران در حفظ حاکمیت، امنیت و کرامت ملیاش حمایت کند اما این به هیچگونه اقدام عملی تبدیل نمیشود. به یاد داشته باشیم که ترامپ در سفرش به پکن از آقای شی تشکر کرد که هنگام اعمال محاصره دریائی ایران با او همراهی کرده و کشتی خود را به ایران اعزام نکرده که محاصره را بشکند و با ناوهای آمریکائی درگیر شود. اما در همان حال چین پیشنهاد ترامپ برای عدم خرید نفت از ایران را نپذیرفت.
سفیر پیشین ایران در اردن گفت: در مورد روسیه نیز تا حد زیادی همین منطق برقرار است؛ هرچند روسها در برخی حوزهها ممکن است فعالتر از چین عمل کنند. روسیه هم منافع اقتصادی و نفتی خود را دارد و طبیعتاً در برخی زمینهها رقیب ایران محسوب میشود. با این حال، نباید انتظار داشت این دو کشور مستقیماً وارد اقدامات اجرایی یا حمایتگری عملیاتی شوند.
او گفت: بیشتر حمایت روسیه و چین در عرصههای سیاسی، حقوقی و دیپلماتیک معنا پیدا میکند؛ برای مثال در شورای امنیت، در مخالفت با برخی قطعنامهها یا در دفاع از حقوق ایران در موضوعاتی مانند تنگه هرمز. این نوع حمایتها کماهمیت نیست، اما نباید انتظار داشت آنها نقش عملیاتی ایفا کنند.
تاجیک در ادامه با اشاره به جایگاه ایران در مناسبات بینالمللی گفت: واقعیت این است که سیاست خارجی کشور در بعضی موارد باعث شده یارگیری بینالمللی محدودی داشته باشیم. هرچند عضویت در سازمانهایی مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای اهمیت دارد، اما همچنان بر اساس نظریه “تنهایی استراتژیک ایران”، کشورهای زیادی وجود ندارند که بتوانند کاملاً در کنار سیاستهای ایران قرار بگیرند.
او دربارهی این ادعا که روسیه ممکن است با ایفای نقش میانجی، در واقع اهداف آمریکا را دنبال کند، گفت: من چنین برداشتی را قبول ندارم و فکر میکنم این نوع بدبینی نسبت به روسیه مبنای محکمی ندارد. طبیعی است که هر کشوری منافع ملی خود را دنبال میکند؛ همانطور که روسیه، چین یا حتی ایران چنین میکنند، اما اینکه روسیه بخواهد به نفع آمریکا و علیه ایران میانجیگری کند، برداشت درستی نیست. روسیه و آمریکا هم با یکدیگر کم مشکل ندارند.
او ادامه داد: جمهوری اسلامی ایران بازیگر منفعلی نیست. اگر احساس کند میانجیگری کشوری برخلاف منافع ملیاش است، آن را نمیپذیرد. همانطور که در موضوع انتقال مواد غنیشده به روسیه نیز ایران استقبال نکرد؛ نه لزوما به دلیل بیاعتمادی به روسیه، بلکه به این علت که اساساً سیاست ایران خارج کردن این مواد از کشور نیست.
تاجیک در پاسخ به این پرسش که آیا ممکن است روسیه و چین تاکنون اقدامات پشتپردهای انجام داده باشند که رسانهای نشده باشد، گفت: چنین احتمالی را نمیتوان منتفی دانست. از یک سو، تداوم رویارویی ایران و آمریکا تا حدی با منافع راهبردی چین و روسیه همسو است و طبیعتاً آنها تمایل ندارند ایران در این تقابل شکست بخورد. بنابراین احتمال دارد در حوزههای دیپلماتیک، حقوقی، سیاسی یا حتی فشارهای روانی اقداماتی انجام داده باشند که رسانهای نشده باشد.
اوگفت: البته روابط ایران با این دو کشور نیز به گونهای نیست که هر درخواست تهران الزاماً از سوی آنها پذیرفته شود و بالعکس. یا آنها بخواهند به خاطر ایران مستقیماً با آمریکا وارد تقابل شوند. تاکنون نیز نشانهای از اولتیماتوم یا اقدام آشکار آنها علیه آمریکا منتشر نشده، اما نمیتوان احتمال برخی رایزنیهای پشتپرده را رد کرد.
این استاندار پیشین در پایان، درباره میزان وابستگی کشور به روسیه و چین گفت: من بعید میدانم جمهوری اسلامی ایران وابستگی خاصی به این دو کشور داشته باشد. ممکن است در برخی حوزههای نظامی یا همکاریهای دفاعی روابط نزدیکی وجود داشته باشد، اما این به معنای وابستگی نیست.
او تأکید کرد: ایران در تصمیمات راهبردی خود بر اساس منافع ملی عمل میکند، نه خواست روسیه یا چین. حتی در برخی مقاطع، اقداماتی انجام داده که شاید مورد پسند این دو کشور نبوده باشد. همانگونه که برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس تصور میکردند چین به دلیل نفوذش بر ایران میتواند برای آنها حاشیه امن ایجاد کند، اما دیدیم چنین اتفاقی رخ نداد.
بنابراین بعید میدانم جمهوری اسلامی از ملاحظات امنیت ملی خود صرفاً به دلیل روابط با روسیه یا چین عدول کند. و اصلا یکی از دلایلی که اینگونه احساس میشود که چین و روسیه آنگونه که شاید و باید از ایران حمایت نمیکنند همین استقلال رای و عملیاتی ایران است.
حسین قاهری: چینیها بی سر و صدا نقشآفرین هستند

حسین قاهری رئیس اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین، با تاکید بر وجود حمایتهای آشکار و پنهان پکن از تهران، به انصاف نیوز گفت: چین در عین محکوم کردن حملات آمریکا، ترجیح میدهد نقش خود را بدون هیاهوی رسانهای ایفا کند و به دلیل وزن سیاسی و اقتصادیاش، میتواند مؤثرترین میانجی میان ایران و آمریکا باشد.
آقای قاهری با اشاره به مواضع پکن در برابر تحولات اخیر منطقه، تأکید کرد که چین در تمامی مقاطع، از جنگ ۱۲ روزه تا تحولات بعدی، حملات آمریکا را بهصراحت محکوم کرده و در شورای امنیت نیز دو بار از حق وتوی خود در حمایت از ایران استفاده کرده است. چین همچنین در نشست سازمان همکاری شانگهای نیز بار دیگر این حملات را محکوم کرد.
او با بیان اینکه بخشی از انتظارات افکار عمومی از چین با ماهیت سیاست خارجی این کشور همخوانی ندارد، گفت: چین اساساً اهل ورود مستقیم به درگیریها نیست؛ حتی در مسائل مربوط به خودش نیز تلاش میکند از مسیرهای غیرمستقیم عمل کند. با این حال، کمکهای فنی، اطلاعاتی و سایر حمایتهایی از سوی پکن انجام شده که به دلایل امنیتی و محرمانه قابل رسانهای شدن نیست.
قاهری درباره روابط ایران و چین گفت: چین علاوه بر حمایتهای اطلاعاتی و فنی، در عرصه دیپلماتیک نیز هر جا لازم بوده مواضع صریحی علیه اقدامات آمریکا اتخاذ کرده است.
او درباره علت احتیاط پکن در همکاری با ایران توضیح داد: چین به دلیل حجم گسترده مبادلات اقتصادی با آمریکا و اروپا، تلاش میکند هیچ سند مستقیمی از همکاریهای حساس خود با ایران بر جای نگذارد. حتی در حوزه تجارت عادی نیز این کشور سازوکارهایی طراحی میکند که در اسناد رسمی، ارتباط مستقیمی با ایران دیده نشود و همین الگو در سایر همکاریها نیز دنبال میشود.
رئیس اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین در ادامه، درباره نقش احتمالی چین و روسیه در روند میانجیگری میان تهران و واشنگتن گفت: روسیه در شرایط کنونی به دلیل درگیری با ناتو، خود نیازمند میانجی است و نمیتواند چنین نقشی را ایفا کند؛ اما چین به دلیل وزن اقتصادی، سیاسی و اعتبار بینالمللی، ظرفیت آن را دارد که میانجی مؤثرتری باشد. اگر از ابتدا این نقش به چین سپرده میشد، احتمالاً نتایج بهتری حاصل میشد.
او همچنین درباره رویکرد محتاطانه سیاست خارجی چین بیان کرد: راهبرد کلان پکن، پیشروی خزنده و حرکت در چارچوب قواعد نظام بینالمللی است. چین حتی در قبال مسئله تایوان نیز تا زمانی که ضرورتی نبیند، وارد تقابل نظامی مستقیم نمیشود؛ بنابراین طبیعی است که درباره کشورهای دیگر نیز همین الگو را دنبال کند.
او در پایان با اشاره به نقش پاکستان در روندهای دیپلماتیک اخیر گفت: در میانجیگری پاکستان نیز چین بیتأثیر نبوده و میتوان آن را میانجی غیرمستقیم دانست. پاکستان به دلیل روابط راهبردی با چین و در عین حال مناسبات با آمریکا، امکان هماهنگی با هر دو طرف را دارد، اما اگر قرار باشد نقش میانجی به شکل رسمی و مؤثر ایفا شود، چین از ظرفیت و وزن بیشتری برخوردار است.
انتهای پیام





