ثبت جهانی مجموعه «قلعه الموت و استحکامات وابسته» تنها یک موفقیت برای میراث فرهنگی ایران نیست؛ پشت این افتخار، بیش از ۲۵ سال تلاش، پژوهش و ایستادگی دکتر حمیده چوبک قرار دارد؛ بانوی باستانشناسی که نامش با جهانی شدن الموت گره خورده است.
به گزارش سایت صبح قزوین؛ گاهی یک تصویر، بیشتر از هزاران صفحه گزارش سخن میگوید. تصویر دستانی که روی صورت قرار گرفته، چشمانی که از اشک شوق خیس شده و لبخندی که سالها انتظار را در خود پنهان کرده است.
این تصویر، پس از اعلام ثبت جهانی مجموعه «قلعه الموت و استحکامات وابسته» در فهرست میراث جهانی یونسکو، به یکی از ماندگارترین قابهای این موفقیت ملی تبدیل شد؛ قابی که در مرکز آن، دکتر حمیده چوبک ایستاده بود؛ بانویی که بیش از یکچهارم قرن از عمر خود را برای شناخت، حفاظت و معرفی الموت صرف کرد.
برای بسیاری از مردم، ثبت جهانی الموت یک خبر خوش بود؛ اما برای کسی که سالهای طولانی زندگیاش را میان صخرههای البرز، فصلهای کاوش، پروندههای پژوهشی و دغدغه حفاظت از این میراث تاریخی سپری کرده بود، این لحظه معنای دیگری داشت؛ معنای رسیدن به مقصدی که سالها برای آن تلاش کرده بود.
الموت؛ داستانی فراتر از یک قلعه
وقتی نام الموت به میان میآید، ذهن بسیاری بیاختیار به حسن صباح و قلعه افسانهای او میرود؛ اما آنچه امروز در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده، تنها یک دژ سنگی نیست.
الموت، مجموعهای از تاریخ، معماری، طبیعت، فرهنگ و هویت ایرانی است؛ سرزمینی که قرنها روایتهای گوناگون را در دل خود حفظ کرده و هنوز هم بسیاری از رازهایش زیر لایههای خاک پنهان مانده است.
ثبت جهانی این مجموعه، یعنی جهان پذیرفته است که این منطقه تنها متعلق به مردم قزوین یا ایران نیست؛ بلکه بخشی از میراث مشترک بشریت به شمار میآید.
زنی که راه آسان را انتخاب نکرد
حمیده چوبک سال ۱۳۳۱ در بوشهر متولد شد. علاقه او به تاریخ و باستانشناسی، مسیر زندگیاش را تغییر داد. تحصیل در دانشگاه تهران و سپس دانشگاه تربیت مدرس، آغاز راهی بود که بعدها او را به یکی از شناختهشدهترین متخصصان باستانشناسی دوره اسلامی ایران تبدیل کرد.
اما آنچه نام او را ماندگار کرد، صرفاً مدرک دانشگاهی یا سمتهای مدیریتی نبود؛ بلکه انتخاب دشوارترین مسیر بود.
کار باستانشناسی، آنگونه که در فیلمها دیده میشود، سفری پر از هیجان نیست. ساعتهای طولانی کار زیر آفتاب، عبور از مسیرهای صعبالعبور، زندگی در کارگاههای کاوش، بررسی هزاران قطعه سفال، سنگ و خاک و ثبت دقیق کوچکترین یافتهها، بخشی از واقعیت این حرفه است.
حمیده چوبک سالها این مسیر را انتخاب کرد؛ نه برای دیده شدن، بلکه برای آنکه بخشی از تاریخ ایران فراموش نشود.
بیش از ۲۵ سال زندگی با الموت
از اواخر دهه هفتاد، نام حمیده چوبک با الموت گره خورد. او مدیریت پایگاه تاریخی الموت را برعهده گرفت و فصلهای متعدد کاوش باستانشناسی را هدایت کرد.
طی این سالها، بخشهای مهمی از سازههای تاریخی قلعه از دل خاک بیرون آمد؛ فضاهای سکونتی، مسیرهای انتقال آب، برجها، استحکامات دفاعی، مخازن ذخیره آب و بناهایی که نشان دادند الموت بسیار پیچیدهتر و پیشرفتهتر از آن چیزی است که پیشتر تصور میشد.
در کنار کاوشها، دهها جلد گزارش علمی، مستندنگاری، نقشهبرداری، حفاظت، مرمت و تهیه اسناد تخصصی نیز انجام شد؛ اقداماتی که بعدها ستون اصلی پرونده ثبت جهانی را شکل داد.
ثبت جهانی؛ نتیجه سالها صبر
هیچ اثر تاریخی، تنها با قدمت زیاد جهانی نمیشود.
برای رسیدن به این جایگاه، باید ارزشهای اثر با زبان علم اثبات شود، مرزهای حفاظتی مشخص شود، برنامه مدیریت ارائه شود و دهها معیار تخصصی مورد تأیید کارشناسان بینالمللی قرار گیرد. الموت نیز همین مسیر طولانی را طی کرد.
پژوهشهایی که طی سالهای گذشته انجام شد، نشان داد این منطقه نمونهای ارزشمند از معماری کوهستانی، مدیریت منابع آب، نظام دفاعی و تعامل انسان با طبیعت است؛ ویژگیهایی که در نهایت، رأی مثبت کمیته میراث جهانی را به همراه داشت.
سکوتی که نتیجه داد
در روزگاری که بسیاری از موفقیتها پیش از آنکه به نتیجه برسند، بارها در رسانهها روایت میشوند، برخی افراد ترجیح میدهند کارشان به جای خودشان دیده شود. حمیده چوبک از همین گروه است.
کمتر گفتگویی از او منتشر شده، کمتر در فضای رسانهای حضور داشته و کمتر نامش بر سر زبانها افتاده است؛ اما حاصل سالها تلاش او، امروز در یکی از مهمترین افتخارات میراث فرهنگی ایران دیده میشود.
شاید به همین دلیل بود که تصویر اشک شوق او، بیش از هر سخنرانی و بیانیهای، با مردم ارتباط برقرار کرد؛ زیرا آن اشک، زبان مشترک همه کسانی بود که برای رسیدن به یک هدف، سالها صبوری کردهاند.
فراتر از الموت
کارنامه علمی دکتر چوبک تنها به این قلعه تاریخی محدود نمیشود.
او در کاوشهای مهمی در شهر تاریخی جیرفت، جازموریان، ری، هرمز، تپه حصار، ربع رشیدی تبریز، مسجد جامع اصفهان و دیگر محوطههای باستانی کشور حضور داشته و سالها نیز ریاست پژوهشکده باستانشناسی ایران را برعهده داشته است.
انتشار کتابها، مقالات علمی و تربیت پژوهشگران جوان نیز بخش دیگری از فعالیتهای اوست؛ فعالیتهایی که نشان میدهد نگاه او تنها به کشف آثار تاریخی نبوده، بلکه انتقال دانش به نسلهای بعد نیز برایش اهمیت داشته است.
ثبت جهانی، آغاز مسئولیتی تازه
اکنون که نام الموت در فهرست میراث جهانی قرار گرفته، مسئولیت حفاظت از آن نیز سنگینتر شده است.
افزایش گردشگران، ضرورت حفظ منظر طبیعی، جلوگیری از ساختوسازهای نامتناسب، ادامه پژوهشهای علمی و مشارکت مردم محلی، از مهمترین اقداماتی است که باید در سالهای آینده دنبال شود.
ثبت جهانی پایان راه نیست؛ آغاز مرحلهای تازه برای حفاظت از این میراث ارزشمند است.
مردم چه گفتند؟
همزمان با انتشار تصاویر ثبت جهانی الموت، شبکههای اجتماعی نیز مملو از پیامهای تبریک و قدردانی شد.
بسیاری از کاربران، اشک شوق دکتر حمیده چوبک را «زیباترین تصویر ثبت جهانی الموت» توصیف کردند و نوشتند که این اشکها، حاصل بیش از دو دهه عشق و استقامت است.
عدهای دیگر از او با عنوان «بانوی الموت»، «مادر میراث فرهنگی»، «قهرمان بیادعای تاریخ ایران» و «زنی که نام ایران را سربلند کرد» یاد کردند.
در میان صدها پیام منتشرشده، یک نکته بیش از همه به چشم میآمد؛ کاربران معتقد بودند جامعه، بیش از گذشته باید دانشمندان، پژوهشگران و چهرههایی را بشناسد که سالها دور از هیاهوی رسانهها برای اعتلای ایران تلاش کردهاند.
برخی نیز نوشتند که ثبت جهانی الموت، تنها افتخار قزوین نیست؛ افتخاری برای همه ایرانیانی است که به تاریخ و هویت این سرزمین دل بستهاند.
در کنار این پیامها، بسیاری از مردم از مسئولان خواستند اکنون که نگاه جهانیان به الموت دوخته شده، زیرساختهای گردشگری منطقه تقویت شود، راههای دسترسی بهبود یابد و حفاظت از این میراث ارزشمند در اولویت قرار گیرد.
پایان یک انتظار، آغاز یک ماندگاری
شاید سالها بعد، بسیاری تنها تاریخ ثبت جهانی الموت را به خاطر بیاورند؛ اما پشت این تاریخ، زندگی انسانهایی قرار دارد که عمر خود را صرف حفاظت از گذشته کردند تا آینده، چیزی برای افتخار داشته باشد.
حمیده چوبک یکی از همان انسانهاست؛ زنی که نامش شاید بر دیوارهای قلعه الموت حک نشده باشد، اما بیتردید در حافظه این دژ تاریخی و در ذهن دوستداران میراث فرهنگی ایران، ماندگار خواهد ماند.
ثبت جهانی الموت، فقط ثبت یک قلعه نبود؛ ثبت روایت انسانهایی بود که باور داشتند تاریخ، اگر به دست اهلش سپرده شود، میتواند قرنها زنده بماند.
انتهای پیام





