حامد کرزی، رئیسجمهور پیشین افغانستان که از سال ۲۰۲۱ در حصر خانگی کابل به سر میبرد، در نخستین مصاحبهٔ مفصل خود با رسانههای غربی پس از سقوط جمهوری، از دلایل ماندنش در کابل، رابطهاش با طالبان، دفاع از حق تحصیل دختران و انتقاد تند از آمریکا و پاکستان میگوید. کرزی تأکید میکند: «من باختم، اما افغانستان هنوز پابرجاست و پیروز خواهد شد.»
به گزارش انصاف نیوز، ترجمهٔ مصاحبهی اندریا نیکاسترو برای روزنامهٔ ایتالیایی کوریره دلا سرا با حامد کرزی (یا کرزای) با مقدمهی این روزنامهی اروپایی را در زیر میخوانید:
حامد کرزی، رئیسجمهور پیشین افغانستان، از سال ۲۰۲۱ در حصر خانگی در کابل به سر میبرد. او در این مصاحبه روایت میکند که چرا هنگام تسلط طالبان بر قدرت تصمیم به فرار نگرفت و از وضعیت کشور میگوید: «تحصیل یک مسئلهٔ سیاسی نیست. آیا آنها عقبماندگی اقتصادی میخواهند؟ نه. به همین دلیل به آیندهای بهتر برای همه خوشبین هستم.»
زندگی معمولاً برای رؤسای جمهور سابق این گونه نیست. خانهٔ او برای استانداردهای افغانستان مجلل است، اما به زندان تبدیل شده است. برای خروج باید منتظر اجازهٔ دولت جدید بماند. یک گشت مسلح ریشدار به در خانهاش میآید، او را همراهی و مراقبت میکند؛ هیچ انحرافی، هیچ دیدار اتفاقی. در پنج سال اخیر حتی یک بار هم به او اجازه نرفته به ولایت دیگری سفر کند. سفرهای خارجیاش فقط به دلیل بیماری بوده است. تعداد بسیار کمی از هموطنانش به خانه‑زندانش راه مییابند. روزگاری او از مشهورترین مردان جهان بود، اما اکنون دیپلماتها و سیاستمداران خارجی حتی نمیتوانند با او رو در رو دیدار کنند.
حامد کرزی، رئیسجمهور پیشین افغانستان و متحد آمریکا، در حصر خانگی و زندانی طالبان، صاحبان جدید کابل است. برای دریافت اجازهٔ این مصاحبهٔ آنلاین میان کابل و میلان، شش ماه منتظر ماندیم. کرزی با جامهٔ سنتی و انگلیسی روان همیشگی روی صفحهٔ کامپیوتر ظاهر میشود. نسبت به دوران قدرت لاغرتر به نظر میرسد. پشت سر او کتابخانهٔ بزرگ خانه دیده میشود: «این یک عمارت دولتی است که طالبان اجازه دادهاند در آن زندگی کنم.»
سالها او را به مرگ تهدید کردند، خائن، همدست آمریکاییها و فاسد خواندند. با این حال، در سال ۲۰۲۱ کرزی تصمیم گرفت هنگام ورود «طلبههای علوم قرآنی» فرار نکند. جانشین او در ریاستجمهوری، اشرف غنی، از نردبان هواپیمایی بالا رفت که گفته میشد پر از دلار است و ناپدید شد. اما کرزی نماند، حتی میدانست تاریخ تغییرات قدرت در کابل نوید خوبی برای او ندارد. یکی از پیشینیان او که طرفدار شوروی بود، از محوطهٔ سازمان ملل خارج، شکنجه، مثله و اعدام شد و به چراغ برق آویخته شد. اگر فقط به خاطر شجاعت این تصمیم باشد، این مرد شایستهٔ احترام است.
سؤال: آقای رئیسجمهور، چرا از آمریکاییهایی که از کابل فرار میکردند نخواستید شما را هم نجات دهند؟ بسیاری از افغانها به چرخهای بوئینگهای در حال بلند شدن چسبیدند تا فرار کنند.
کرزی: «آدم در زمان سختی خانه را ترک نمیکند. باید ماند و کمک کرد. من خوشحالم که در کشورم هستم، فارغ از شرایطم، خوشحالم. میتوانم برای بهبود اوضاع تلاش کنم. فوریترین هدف برای من و میلیونها افغان، آموزش دختران است. این هدفی ارزشمند برای هر رنجی است: دختران باید از دبستان تا دانشگاه حق تحصیل داشته باشند. زنان باید بتوانند در جامعه کار کنند. محدودیتها یا سختیهایی که گاهی با آن روبرو میشوم، مرا آزار نمیدهد. حتی در دوران ریاستجمهوریام، شما به خاطر دارید، طالبان را برادر مینامیدم. باز هم این کار را میکنم چون آنها هم مثل دیگران به این کشور تعلق دارند. چه کسانی از آنها حمایت کنند و چه مخالف باشند، همه هموطن هستند. بالاخره روزی باید در کنار یکدیگر در صلح زندگی کنند. درک و احترام متقابل به افغانستان اجازه میدهد گامهای رو به جلو بردارد.»
سؤال: سخنانی که به شما اعتبار میبخشد. اما به نظر نمیرسد طالبان به شما گوش دهند. بلکه زنان و دختران در امارت جدید روز به روز نامرئیتر میشوند. متوجه شدهاید چرا شما را نکشتهاند؟
کرزی: «در سال ۲۰۱۰ وقتی برادرم را دفن کردم، همچنان طالبانی را که او را کشته بودند “برادر” خطاب میکردم. آرزو میکنم همه افغانها چهار دهه رنج، مرگ و جنگهایی را که از زمان تهاجم شوروی توسط قدرتهای خارجی دامن زده شد، کنار بگذارند. تلاش میکنم از زاویهٔ جمهوری یا امارت نگاه نکنم. اکنون زمان پشیمانی و آشتی است. درخواست من برای همزیستی است تا خیر کشور ساخته شود: افغانها حق آن را دارند.»
سؤال: چگونه میتوان از حقی دفاع کرد اگر نتوان نظر خود را بیان کرد؟ اگر دموکراسی نباشد، زورگویان یعنی طالبان حکومت میکنند. و این «طلبهها» زنان را محبوس میخواهند.
کرزی: «تحصیل یک مسئلهٔ سیاسی نیست، چه انتخابات باشد چه نباشد، مدارس باید باز باشند. به من بگویید در کجای جهان، تحصیل زنان نتیجهٔ رأیگیری بوده است؟»
سؤال: پاسخ میدهم که شما باختید و طالبان پیروز شدند. بنابراین آنها ممنوعیت تحصیل دختران را تصمیم گرفتهاند. این بخشی از هویت آنهاست.
کرزی: «نه همهٔ آنها و قطعاً نه هویت افغانستان. آیا نام رابعه بلخی، شاعرۀ مدفون در مزار شریف را شنیدهاید؟ قرنها پیش اشعاری میسرود که هنوز در سراسر منطقه بسیار محبوب است. یا گوهرشاد بیگم، حاکم هرات در قرن پانزدهم، یا نازو آنا که در قرن هفدهم در قندهار میزیست، یا عایشه درانی، شاعرهٔ دیگر که در قرن بیستویکم اولین مدرسهٔ دخترانه را تأسیس کرد. ما از نخستین کشورهای مسلمان بودیم که دختران را برای تحصیل به اروپا و ترکیه فرستادیم. از اولین کشورهایی بودیم که دانشگاه تأسیس کردیم. در سال ۱۹۳۲ دانشگاه کابل. اکثر معلمان نظام آموزشی ملی را زنان تشکیل میدادند.»
سؤال: برای طالبان مهم نیست، آنها فکر میکنند تمام مثالهایی که میزنید اشتباه بوده است. از آنطور که من میفهمم، آنها از یک محیط اقتصادی روستایی میآیند که در آن پدرسالاری و جدایی جنسیتی کارکردی حاکم بود. دلتنگی آن جهان را دارند و میخواهند آن را بازآفرینی کنند.
کرزی: «درست است، شاید این دیدگاه آنها باشد. اما آیا آنها عقبماندگی اقتصادی هم میخواهند؟ نه. به همین دلیل خوشبین هستم. به آنها پیشنهاد میکنم به آیندهای از حقوق اجتماعی و سیاسی برای افغانستان بپیوندند. آیندهای بهتر برای همه که از بازگشت خشونت جلوگیری کند. من به صدای میلیونها افغان که خواهان تحصیل هستند، میپیوندم.»
سؤال: آیا تا به حال با هبتالله آخندزاده، رهبر «طلبههای علوم قرآنی» صحبت کردهاید؟
کرزی: «نه، اما با مقامات طالبان دیدار میکنم. آنها را از زمانی که در مقاومت علیه شوروی در کنار هم بودیم، میشناسم. آنها افراد معقولی هستند که دقیقاً مثل من در مورد مدارس دخترانه فکر میکنند. آنها هم جنگ ابدی نمیخواهند.»
سؤال: شما آنها را «برادر» میدانید. آیا برادر خود را در زندان نگه میدارید؟
کرزی: «نه، اما برخی از آنها با من موافقند.»
سؤال: شما سه دختر دارید. همه با شما در کابل هستند؟
کرزی: «بله. هر پدر خوبی باید بهترین آموزش را برای فرزندان خود، اعم از پسر و دختر، فراهم کند. و من این را برای دخترانم و دیگر دختران هموطنشان میخواهم.»
سؤال: توضیح دادهاید که چرا طالبان پیروز شدند؟ شما متحدتان ارتش آمریکا بود، قدرتمندترین ارتش جهان. با این حال…
کرزی: «آمریکاییها اشتباهات زیادی مرتکب شدند و من از زمانی که هنوز اینجا بودند، دربارهشان صحبت میکردم.»
سؤال: بفرمایید.
کرزی: «دستشان در برابر مردم افغانستان بسیار سنگین بود. بمباران بیرویهٔ خانهها و روستاها، آتش دوستانه بر روی نیروهای افغان. غیرقابل قبول و بینتیجه. و سپس مسئلهٔ پاکستان که پنهانی برای شکست آنها و جمهوری افغانستان کار میکرد. آمریکاییها میدانستند اما هرگز مستقیماً با پاکستان برخورد نکردند.»
سؤال: دلیل آن را فهمیدهاید؟
کرزی: «از خودشان بپرسید. به من پاسخ میدادند که چون خطوط تأمین از پاکستان میگذرد، نمیتوانند مستقیماً با آن درگیر شوند. بنابراین در حالی که تفنگداران دریایی به خاطر سیاستهای پاکستان میمردند، واشنگتن به دادن میلیاردها دلار به اسلامآباد ادامه میداد. پوچ است، اما تکرار میکنم، دلیلش را از کاخ سفید بپرسید.»
سؤال: چرا این خصومت پاکستان نسبت به افغانستان؟ قبلاً علیه جمهوری، حالا علیه متحدان سابق طالبان. در حال حاضر جنگی با شدت کم بین اسلامآباد و امارت در جریان است.
کرزی: «دلایل موقتی زیادی دارد. اما در پایه، یک مسئلهٔ فرهنگی وجود دارد. پاکستانی که از هند جدا شد، هنوز نتوانسته هویت مستقلی برای خود ایجاد کند و از عمق تاریخ افغانستان میترسد. کابل برای قرنها بر آن سرزمینی که اکنون پاکستان است، تسلط داشته. از این رو نیاز اسلامآباد به برهم زدن افغانستان به عنوان یک موجودیت کارآمد و تبدیل آن به کشوری بدون فرهنگ است.»
سؤال: ۲۴ سال از اولین مصاحبهٔ من با شما میگذرد. آن زمان در کاخ ریاستجمهوری با ۶۰۰ سرباز محافظ از شما دیدار کردم و از ۱۲ ایست بازرسی عبور کردم. شما خوشتیپترین مرد جهان معرفی شده بودید. حالا آنلاین میبینیمتان و زندانی هستید. احساس شکست میکنید؟
کرزی: «تام فورد مرا به خاطر عکسی که در رم گرفته شد، چنین قضاوت کرد. خاطرات خوبی از ایتالیا، از سالهای مقاومت و دوران ریاستجمهوری دارم. رم میزبان دو تن از پادشاهان محبوب ما بود و هر کاری برای کمک به افغانستان انجام داد. قطعاً جمهوری من باخت. من باختم. اما افغانستان هنوز پابرجاست و پیروز خواهد شد. مشکلات من مهم نیست. تنها گفتوگوی همه افغانها با یکدیگر و مردمی تحصیلکرده به پیشرفت خواهد انجامید. من به این باور دارم و به کار برای تحقق آن ادامه خواهم داد.»
انتهای پیام




