
این که به عنوان عضو دولت در جلسۀ هیأت دولت به ریاست رییس جمهوری شرکت و در واکنش به عتاب و خطاب سکوت کنید و در بیرون پاسخ دهید به لحاظ پروتکلی زیبنده نیست ولی لابد به این هم افتخار میکنید!
عصر ایران؛ مهرداد خدیر– “دیدن صدا و سیما یک افتخار است و باعث تکدر کسی نیست. اگر کسی نمیبیند از این افتخار به دور است. چون صدا و سیما آیینۀ افتخار یک ملت است. باید افتخار کرد که صدا و سیمایی را که آیینۀ افتخار یک ملت بزرگ است ببینیم و بشنویم. من افتخار میکنم خدمتگزار این رسانه و سربازان آن هستم.”
این جملات را پیمان جبلی احتمالا در واکنش به سخنان رییس جمهور پزشکیان و در آیین اختتامیۀ پنجمین جشنوارۀ برنامههای رادیویی پژواک، حماسۀ ایستادگی و شامگاه دوشنبه ۹ شهریور بر زبان آورد و چرا احتمالا در واکنش به سخنان رییس جمهور؟ چون در ویدیویی که از جلسۀ هیأت دولت به تازگی منتشر شده آقای پزشکیان خطاب به پیمان جبلی میگوید: صدا و سیما اعصاب مردم را خراب میکند. من که دیگر تلویزیون نگاه نمیکنم.
آقای جبلی میتواند افتخار کند به این که در چهار پنج جمله ۶ بار از کلمۀ ” افتخار” استفاده کرده و دیدن صدا و سیما را افتخار دانسته و هر که را که نمیبیند از افتخار به دور دانسته است.
شمای خوانندۀ این نوشتار هم اگر احساس میکنید از این افتخار به دور هستید میتوانید همین حالا تلویزیون را روشن کنید و افتخار کنید به این که مجریان تلویزیون و کارشناسان آنها همه شبیه هم هستند و افتخار میکنند به این که به هم افتخار میکنند.
فارغ از افتخار اما چند نکته را بیافتخار میتوان با پیمان خان جبلی در میان نهاد:
۱. تاریخ ویدیو اول شهریور است و رییس صدا و سیما در حال استماع سخنان رییس جمهوری دیده میشود. آیا در این ۸ روز به نوع واکنش به سخنان رییس جمهوری میاندیشیدهاند یا چون دیدهاند منتشر شده پاسخ گفتهاند؟ اگر خطاب رییس جمهوری به مقامی بیرون از مجموعه دولت بود پاسخ او تا حدی قابل توجیه بود ولی این که به عنوان عضو دولت در جلسۀ هیأت دولت به ریاست رییس جمهوری شرکت کنید و به او پاسخ بدهید به لحاظ پروتکلی زیبنده نیست ولی لابد به این هم افتخار میکند.
۲. این که ادبیات کیهان را تکرار نکرده جای تأمل دارد. چون موضع کیهان انتقاد از رییس جمهوری نبود بلکه به نزدیکان و مشاوران و تیم رسانهای تاختند که چرا فیلم را منتشر کردهاند.صدا وسیما در برخی تعابیر “کیهان تصویری” توصیف میشود. در این فقره به نظر می رسد آقای جبلی از خود استقلال نشان داده است.
۳. نگاه پیمان جبلی کاملا امنیتی است و با تأکید بر همین نگاه امیدوار است ابقا شود. او قبلا هم دربارۀ ریزش مخاطبان گفته بود در سال ۱۴۰۱ به خاطر “فتنۀ زن، زندگی، آزادی” بود در حالی که میداند با این تعبیر بخشی از مخاطبان با او ارتباط برقرار نمیکنند. چون بیشتر فعالان جامعه مدنی تعبیر “جنبش مهسا” را به کار میبرند.
جبلی اما اصرار دارد صدا وسیما را صدا و سیمای وفاداران توصیف کند و در این سخنرانی هم گفته صدا و سیمای کسانی هستیم که ۱۸۴ شب است که در خیابانها هستند تا دیگران جرأت نکنند به خیابان بیایند. این در حالی است که بخشی از حاضران تجمعهای شبانه دوست ندارند چنین توصیفی از آنها شکل گیرد. ( به قصد تقابل با معترضان) بلکه بر جنبههای ملی تأکید دارند.
۴. رییس صدا و سیما میتوانست بگوید وقتی رهبری نظام از رییس جمهوری به عنوان صادق و دلسوز یاد میکنند برای ما تلخ است که شاهد تکدر خاطر ایشان باشیم هر چند آن ویدیو کامل نیست و مواردی مانند این اما ترجیح میدهد به جای جلب نظر موافق رییس جمهوری از موضع دیگری وارد شود اگر نخواهیم بگوییم شمشیر را از رو بسته است.
۵. کل اختلاف منتقدان صدا و سیما با مدیریت آن بر سر این است که “ملت”ی که جبلی از آن سخن میگوید با “مردم” پزشکیان منطبق و مساوق نیستند. ملت در اولی انگار اسم مستعار است برای بخشی از مردم و مردم در دومی همۀ ایرانیاناند.
آقای جبلی احتمالا این ضربالمثل را شنیده که “خوشتر آن باشد که سرّ دل بران/ گفته آید در حدیث دیگران”. او میتوانست دستمزد مجری جشنواره را کمی چربتر و بیشتر کند تا آن مجری این جملات را بگوید و رییس هم نهایتا لبخند بزند نه این که رییس صدا و سیما درصدد پاسخگویی برآید. رییس جمهوری عالیترین مقام رسمی بعد از رهبری است و رییس کارمندان دولت به معنی عام آن به حساب میآید و از این منظر او مرئوس است و پزشکیان رییس و مرئوس با رییس در منظر و مرئای مردم محاجه نمیکند و چنین واکنشی سابقه نداشته حتی در اوج اختلاف صدا و سیمای دوران مرحوم لاریجانی و ضرغامی با آقای خاتمی یا دوران آقای علی عسگری و سرفراز با آقای روحانی و به نظر میرسد پیمان جبلی خواسته یا ناخواسته دست به بدعت زده است.
۷. کاش در همان مراسم با گلدانی به صورت مخفی از همان حاضران میپرسیدند خودشان و خانوادههاشان چقدر این صدا و سیما را میبینند و اگر میبینند میپسندند و تحمل میکنند؟ کار به جایی رسیده که برخی برنامهسازان هم تماشا نمیکنند و اگر همکاری میکنند به خاطر انتفاع و بهرهمندی از بودجۀ آن است.
۸. دفاع آقای جبلی از سازمان متبوع امری معقول است. اما طعنه به رییس جمهور پزشکیان زشت است. من تا به حال تصور میکردم او هر قدر هم به لحاظ فکری تحت تأثیر تیم جلیلی و پایداریچیها باشد اما به لحاظ شخصی محجوب و خجول است و هر چه باشد ریشه در شمیران دارد و شمیران هم دیوار به دیوار تهران و با روحیات معرفتی بچههای تهران. به نظر میسد اما آقای جبلی از این ادب دور شده چرا که رییس جمهوری با پشتوانۀ ۱۷ میلیون رأی “کسی” نیست. او صدا و نمایندۀ کثیری است.
۹. رفتار رییس صدا و سیما به عنوان رییس یک سازمان فرهنگی (و به قول منتقدان سرهنگی با نگاه فرهنگی) را میتوان با رفتار وزیر فرهنگ مقایسه کرد؛ همین شنبۀ گذشته در آیین سوییت سمفونی جان جهانها به مناسبت تولد پیامبر در تالار وحدت .
اولا وقتی میزبان است خود پشت تریبون نمیرود و ترجیح میدهد دیگران سخن بگویند با این که اهل سخن و قلم است. ثانیا معمولا فضا به قدری آزاد است که برخی از حاضران زبان به انتقاد میگشایند. دیوار این بنده خدا هم کوتاه است.
همین چهار روز پیش و در آن مراسم یکی از سخنرانان که بعد معلوم شد برگزیده است و تقدیر هم شد آقای میثاق امیرفجر بود که به طعنه این شعر را خواند:
وزیران در زمان معزولی
همه شبلی و بایزید شوند
باز چون بر سر عمل آیند
همه چون شمر و چون یزید شوند!
اصل شعر البته خواجگان است و نه وزیران و مشخص است چه طعنهای در آن نهفته و میخواهد بگوید تا بر مسند قدرتاند بلا نسبت مثل شمر و یزیدند ولی وقتی عزل و خانهنشین میشوند عارف و منتقد میشوند! از این تعبیر تندتر نمیشد اما آقای صالحی به گرمی استقبال کرد و در گوش امیرفجر هم نجوایی کرد و احتمالا پرسید: حالا ما شمر و یزیدیم یا شبلی و بایزید؟!
غرض این که زیبنده نیست در آیینی رسمی و در حضور دیگران رییس صدا و سیما در صدد پاسخ گویی به رییس جمهوری برآید یا چنین برداشتی صورت گیرد و باید دید در هیأت دولت و در حضور دیگران هم این گونه سخن خواهد گفت یا نه!
۱۰. جمله به جمله جبلی را میتوان نقد کرد. گفته دیدن صدا و سیما افتخار است. چرا؟ این جعبه همه جا هست و رایگان هم هست. چرا باید افتخار باشد؟ نه دیدن آن افتخار است نه ندیدن آن ننگ.
گفته باعث تکدر کسی نیست. رییس جمهور مملکت میگوید از دیدن آن عصبانی میشود. عصبانیت که بدتر از تکدر است. اگر باعث تکدر نبود و موجب فرح و رضایت بود چرا هی باید کانال عوض کنند؟
گفته اگر کسی نمی بیند از این افتخار به دور است. چرا آخر؟ اولا خیلی از اهل تفکر تلویزیون تماشا نمی کنند. فارغ از این که رییس آن صادق قطب زاده باشد یا محمد هاشمی یا پیمان جبلی. کتاب می خوانند یا به کار دیگری مشغولاند. چرا از این افتخار به دورند؟ ضمن این که تماشا هم ننگ نیست. به هر حال حوصله آدم سر می رود و وقت می گذراند.
جدای اینها کانالها پشت سر هماند. مادر من هم صدا و سیما میبیند هم شبخیز! شب خیز که به ترانه میرسد قطع می کند برمیگردد صدا و سیما و صدا و سیما که در وعظ و خطابه و سوگ و مداحی و جنگطلبی زیاده روی میکند میرود شبخیز نفسی میگیرد. وقت اذان به یکی دو تلویزیون عربی هم سر میزند و از تماشای طواف کنندگان کعبه لذت میبرد. خوشبختانه اهل اینترنشنال نیست ولی خبر بیبیسی را از قلم نمیاندازد. پیمان جبلی حالا نمره بدهد. به خاطر کدامها مدال افتخار باید داد؟!
اینها همه اما به کنار. اصل حرف این که رییس جمهوری به اعتبار ریاست جمهوری و برآمدۀ آرا بودن و نه صفت شخصی، کسی نیست، صدا و نمایندۀ کثیری است…
انتهای پیام




