درگیری ایران و آمریکا؛ بازدارندگی یا آغاز دور تازه‌ای از تنش؟

ابوالفضل محلوجی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «درگیری ایران و آمریکا؛ بازدارندگی یا آغاز دور تازه‌ای از تنش؟» نوشت:

حمله آمریکا به دو پرتابگر موشکی ایران در جزیره لارک و پاسخ موشکی ایران به مواضع نیروهای آمریکایی در اردن، بار دیگر پرونده پرتنش تهران و واشنگتن را وارد مرحله‌ای حساس کرده است. اکنون سؤال اصلی این است: آیا این درگیری بخشی از معادله بازدارندگی است یا نشانه آغاز دور تازه‌ای از تنش میان ایران و آمریکا؟

اهمیت حمله به لارک تنها به اهداف نظامی آن محدود نمی‌شود. این جزیره در نزدیکی تنگه هرمز قرار دارد؛ آبراهی که برای امنیت انرژی و تجارت جهانی اهمیت راهبردی دارد. آمریکا حمله خود را با ادعای جلوگیری از تهدید علیه کشتیرانی و احتمال مین‌گذاری در تنگه هرمز توجیه کرده است. ایران نیز با پاسخ موشکی به مواضع آمریکا در اردن، نشان داد که حمله به منافع و نیروهایش را بدون پاسخ نخواهد گذاشت.

اما مسئله فراتر از یک تبادل آتش است. هر دو طرف تلاش دارند هزینه اقدام طرف مقابل را افزایش دهند و همین موضوع مفهوم بازدارندگی را وارد معادله می‌کند. بازدارندگی زمانی موفق است که نمایش قدرت باعث شود طرف مقابل از اقدام بعدی منصرف شود. اما اگر حمله یک طرف، پاسخ طرف مقابل و سپس حمله‌ای جدید را به دنبال داشته باشد، بازدارندگی می‌تواند به چرخه‌ای از تشدید تنش تبدیل شود.

از این منظر، حمله به لارک یک پیام روشن برای تهران دارد: واشنگتن همچنان آماده استفاده از قدرت نظامی برای حفاظت از منافع خود در منطقه است. در مقابل، پاسخ ایران نیز پیامی مشابه برای آمریکا دارد؛ اینکه اقدام نظامی علیه ایران بدون هزینه نخواهد بود.

اما شاید مهم‌ترین مسئله، احتمال ادامه‌دار شدن این زد و خوردها باشد. در شرایط کنونی نمی‌توان با اطمینان گفت که حمله به لارک و پاسخ ایران آخرین تبادل نظامی میان دو طرف خواهد بود. اگر هر کدام از طرفین بخواهد برای تثبیت بازدارندگی خود، پاسخ دیگری را ضروری بداند، احتمال تکرار حملات محدود و مقطعی وجود دارد؛ حملاتی که ممکن است هر بار با هدفی مشخص آغاز شوند، اما در صورت خطای محاسباتی، دامنه‌ای فراتر از انتظار پیدا کنند.

از سوی دیگر، نباید اثر اقتصادی این تنش را نادیده گرفت. هرگونه افزایش نااطمینانی درباره امنیت تنگه هرمز می‌تواند بازار انرژی را تحت تأثیر قرار دهد و در داخل ایران نیز بر انتظارات اقتصادی، نرخ ارز و قیمت طلا اثر بگذارد. بنابراین میدان این تقابل فقط پایگاه‌های نظامی نیست؛ بخشی از آن در بازار و ذهن فعالان اقتصادی شکل می‌گیرد.

اکنون تهران و واشنگتن با یک انتخاب دشوار مواجه‌اند: ادامه نمایش قدرت یا تلاش برای کنترل بحران. اگر تبادل حملات متوقف شود و دو طرف خطوط قرمز خود را از مسیرهای سیاسی و دیپلماتیک روشن کنند، می‌توان از شکل‌گیری نوعی بازدارندگی متقابل سخن گفت. اما اگر منطق «حمله و پاسخ» ادامه پیدا کند، احتمال دارد درگیری‌های محدود و مقطعی نیز تکرار شوند و هر مرحله، منطقه را یک گام دیگر به یک بحران گسترده‌تر نزدیک کند.

در نهایت، بازدارندگی واقعی فقط توانایی پاسخ دادن نیست؛ توانایی جلوگیری از تبدیل یک درگیری محدود به جنگی بزرگ‌تر است. اکنون آزمون اصلی تهران و واشنگتن این است که آیا می‌توانند پس از نمایش قدرت، چرخه درگیری را متوقف کنند یا آنکه این زد و خوردها به بخشی از یک وضعیت جدید و طولانی‌مدت در منطقه تبدیل خواهد شد.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *