جواد مجابی درگذشت | «من نمی‌توانم در یک رشته بمانم»

جواد مجابی، شاعر، نویسنده، طنزپرداز، نقاش و منتقد ادبی و هنری و روزنامه‌نگار، امروز شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ پس از یک دوره بیماری درگذشت. خبر درگذشت او از سوی رسانه‌های مختلف و خانواده‌اش منتشر شده است.

مجابی ۲۲ مهر ۱۳۱۸ در قزوین به دنیا آمد و از دهه‌ی ۱۳۴۰ فعالیت ادبی و هنری خود را آغاز کرد. او در طول بیش از شش دهه فعالیت، در حوزه‌های شعر، داستان، رمان، طنز، نقد ادبی و هنری و نقاشی فعال بود و از چهره‌های شناخته‌شده‌ی فرهنگ و هنر معاصر ایران به شمار می‌رفت.

او در کنار فعالیت ادبی و هنری، سابقه‌ی روزنامه‌نگاری نیز داشت و با مطبوعات مختلف همکاری کرد. از جمله در روزنامه‌ی اطلاعات به عنوان دبیر فرهنگی فعالیت داشت و در نشریاتی چون فردوسی، جهان نو، خوشه، آدینه و دنیای سخن نیز حضور داشت؛ مدتی نیز سردبیری دنیای سخن را برعهده داشت.

مجابی آثار متعددی در زمینه‌های مختلف از خود به جا گذاشته است؛ از شعر و داستان و رمان تا طنز، نقد هنری و پژوهش درباره‌ی ادبیات و هنرهای تجسمی. «شناخت‌نامه‌ی احمد شاملو» و «شناخت‌نامه‌ی ساعدی» از جمله آثار پژوهشی او درباره‌ی چهره‌های ادبی معاصر است.

اما شاید تصویری که در ماه‌های پایانی زندگی از او باقی ماند، بیش از هر چیز نشان‌دهنده‌ی همان چندوجهی‌بودن شخصیت هنری او بود. نمایشگاه «شب‌های سفید بیمارستان و من» در تیرماه امسال با آثاری که مجابی در دوران بیماری و بستری‌شدن خلق کرده بود، برگزار شد.

مجابی در یکی از آخرین گفت‌وگوهایش که در خردادماه امسال منتشر شد، درباره‌ی فعالیت‌های هنری خود گفته بود: «من نمی‌توانم در یک رشته بمانم. من ذاتاً نقاشم. شاعرم و به شاعری افتخار می‌کنم. قصه‌نویسم و از عهده‌ی این کار برمی‌آیم. رمان می‌نویسم.»

این جمله شاید یکی از دقیق‌ترین توصیف‌ها از کارنامه‌ی جواد مجابی باشد؛ نویسنده‌ای که زندگی حرفه‌ای خود را به یک قالب محدود نکرد و شعر، داستان، طنز، نقد، روزنامه‌نگاری و نقاشی را در کنار یکدیگر دنبال کرد.

با درگذشت او، یکی از چهره‌های چندوجهی ادبیات و هنر معاصر ایران از میان رفت؛ چهره‌ای که بیش از شش دهه در عرصه‌ی فرهنگ و هنر ایران حضور داشت و آثار متنوعی از خود به جا گذاشت.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *