محمد عطریانفر، عضو شورای اطلاع رسانی دولت در روزنامه سازندگی نوشت:
«۱. با استقرار نظام جمهوری اسلامی، نهاد سپاه پاسداران از ارکان مهم و مؤثر به همت فعالان انقلابی تأسیس شد. من نیز در تأسیس دفتر سپاه اصفهان، در حد توان و موقعیت، همراهی داشتم. در آغاز لباس سبز پاسداری و درجهبندی وجود نداشت و دوستان با همین لباس شخصی و بیدرجه فعالیت میکردند.
بر اساس تجربیات فعالیتهای سیاسی و مبارزاتی پیش از انقلاب به همراه دوستانی در تأسیس سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی فعال بودیم، بعدها بسیاری از آنان از مسئولان ارشد سپاه یا دولت شدند. بهخاطر دارم برادرمان آقا محسن رضایی که از شخصیتهای مؤثر شورای فرماندهی کل سپاه بودند برای بررسی و انتخاب شورای فرماندهی استان اصفهان به این شهر آمد و حسب ارتباط پیشین به منزل پدری من وارد شدند و پیامد مشورتهای لازم، گزینههایی برای عضویت شورای فرماندهی سپاه اصفهان مطرح شد.
۲. نهاد ریاست جمهوری، تشکیلات متنوع اطلاعرسانی دارد، دفتر شخص رئیسجمهور دفتر ارتباطات رسانهای دارد. وزارت ارشاد و نهادهای وابسته ازجمله خبرگزاری و روزنامه ایران نوعی تشکیلات اطلاعرسانی برای دولتاند. شورایی هم بهنام اطلاعرسانی برای دولت تعبیه شده است. این چندگانگی در اطلاعرسانی دولت، حیرتآور است. بیتردید این همه پراکندگی روزی باید تجمیع شود و با تنظیم معنادار، پاسخگو بوده و منشأ توفیق بیشتری شود. نهاد اطلاعرسانی دولت متشکل از افراد حقیقی و حقوقی هستند و وظیفه مشورت برای دولت دارد. نهاد تجمیع شده اطلاعرسانی دولت در آینده باید با جامعه ارتباط وثیق و مستمر داشته باشد و انتظارات شهروندان را به سمع و نظر مسئولان برساند.
در ۸ ماه گذشته در شورای اطلاعرسانی با حضور اینجانب، گفتوگوها و همفکریهای خوبی جریان داشته است. ازجمله طرح ضرورت پیشنهاد انتشار اسامی جانباختگان حوادث ۱۸ و ۱۹ دی ماه بود که به دولت ارائه شد و مورد تأیید قرار گرفت. در آن مقطع، شهید لاریجانی در موقعیت دبیر شورایعالی امنیت ملی، نظر همراه داشت و تصمیم گرفت.
درخصوص حضورم در شورای اطلاعرسانی گرچه در آن مقطع با توجه به بحرانهای حادث شده و درگیری با آمریکا و اسرائیل، پذیرش این عضویت کمی دور از انتظار نزد برخی دوستان بود و بیش و کم با اعتراض آنان مواجه بودم و آنان تصمیم مرا مورد نقد و رد قرار میدادند اما دغدغه وجدانی مرا هشدار میداد که عدم پذیرش یعنی عافیتطلبی! نسل ما که جوانیشان در متن مبارزه و فشار و سختی سپری شده، نسل سختکوشی بوده است و دلیلی نداشت و ندارد که عافیتطلب باشیم.
۳. نقش شورای نگهبان، تأیید صلاحیت و نظارت بر انتخابات است و در طول کمتر از چهار دهه این نهاد هر روز به مدد نظارت استصوابی نیرومندتر شده و قدرت دخالتش را افزایش داده است. اصلاحطلبان معتقدند، نهاد شورای نگهبان حفظ حرمتاش الزامی است.
اما نقد اصلاحطلبان به برخی عملکرد ناموجه تعدادی از اعضا و جهتگیریهای جناحی آنان برمیگردد. اصلاحطلبان در انتخابات ۱۴۰۳ ابتدا نظرشان به آقای جهانگیری بود و آقای پزشکیان بهمعنای تشکیلاتی برگزیده از درون احزاب جبهه اصلاحطلبان نبود. با ردصلاحیت آقای جهانگیری سمتوسوی تمایل اصلاحات به طرف آقای پزشکیان رفت. ضمن اینکه اگر چنانچه آقای لاریجانی هم تأیید صلاحیت میشد، چه بسا در غیاب چهرههای مرتبط با جبهه اصلاحات، برخی از اصلاحطلبان از او حمایت میکردند.
امروز بهسادگی فهمیده میشود که چرا باید تدبیر رهبری شهید را در رد تصمیم شورای نگهبان که ناظر به عدم تأیید صلاحیت آقای پزشکیان بود را ستایش و قدرشناسی کنیم زیرا ایشان به مناسبترین گزینه که نماد وحدت در شرایط بحرانی حاکم بود، توجه کرده و حمایت حقوقی و دفاع از حق مشروع نامزد باصلاحیتی چون پزشکیان را کردند. اگر غیر از پزشکیان، شخص دیگری رئیسجمهور میشد، چه بسا امروز در موقعیت وفاق ملی نبودیم.
۴. مسعود پزشکیان حسب تجربیات خود، حس میکند با جامعه نمیتواند، لفظ قلم صحبت کند. پزشکیان ادبیات محاورهای و واژگان خودش را دارد و میگوید، من اینم! آمادگی ندارد به سازوکارهای رسانهای پیشنهادی دیگران ملتزم شود بهگونهای که راه و رسم خودش را فراموش کند و حتماً این دقت نظر ایشان منطقی و محل تأمل است. نمیتوان به دلیل بیان برخی حقایق به صداقت و ادبیات ارتباطی پزشکیان با شهروندان ایراد گرفت.
رئیسجمهور به لسان قوم به تشخیص خود با جامعه صحبت میکند. پزشکیان به اطرافیان خود که آنان توصیههایی مبنی بر تغییر زبان گفتوگوی رئیسجمهور با مردم دارند، میگوید، بگذارید من خودم باشم. آقای روحانی به تیمهای مشورتی رسانهای پیرامون خود توجه میکرد. آقای روحانی شخصیتی سیاسی، دیپلماتیک، امنیتی و پارلمانی بود.
آقای هاشمیرفسنجانی، چهرهای راهبردی و از مؤسسین نظام بود و نحوه ارتباط با مردم را خود بهخوبی بهطور مؤثر پی میگرفت.
آقای خاتمی فردی با منش والای فرهنگی بر امواج احساس طبقات فهیم جامعه، مردم کوچه و بازار را با رغبت و انعطاف همراه داشت. در انتخابات ریاست جمهوری، آقای پزشکیان در رویکردهای تبلیغاتی، گفتوگوها و نشستهای عمومی با مردم، پدیدهای منحصر و متفاوت و نوظهور بود و همین نکته، تفاوتها را با دیگر رقبا آشکار میکرد.
با این حال اکنون باید اذعان کرد که شعار وفاق ملی و دولت ایشان در حد بضاعت و محدودیت و روح عمومی توافق مورد حمایت جریان اصلاحطلب است؛ البته با تکیه بر مقدورات و با عطف عنایت به سیاستهای نظارتی تنگوتار و سختگیریهای بیوجه نظارت شورای محترم نگهبان.»
انتهای پیام





