پرسش خبرگزاری قوه قضاییه از خداداد عزیزی: قرار است کجا ترمز کنی؟!

میزان، خبرگزاری قوه قضاییه، نوشت:

خداداد عزیزی باز هم خبرساز شد؛ اما نه به خاطر فوتبال، نه به خاطر یک تحلیل فنی و نه به خاطر خاطره‌ای از روز‌های درخشانش در تیم ملی. این‌بار هم سهم او از فوتبال، حاشیه بود و فریاد و ادبیاتی که شاید در کوچه و خیابان هم چندان قابل دفاع نباشد، چه رسد به ورزشگاهی که ده‌ها دوربین و خبرنگار شاهد آن هستند.

شب گذشته پس از دیدار تراکتور و گل‌گهر سیرجان در تبریز، عزیزی راهی رختکن تیم میهمان شد و در جست‌وجوی امید عالیشاه بود؛ بازیکنی که ظاهراً پیش‌تر به او توهین کرده بود. تا اینجا شاید بتوان ماجرا را یک اختلاف شخصی یا فوتبالی دانست؛ اما آنچه در ادامه اتفاق افتاد، بار دیگر یک سؤال جدی را مقابل فوتبال ایران قرار داد: آیا هر توهینی باید با توهینی زننده‌تر پاسخ داده شود؟

ممکن است استفاده از چنین ادبیاتی در برخی مراودات غیررسمی میان اهالی فوتبال اتفاقی معمول باشد، اما ورزشگاه و فضای پیرامون مسابقه فوتبال، محیطی خصوصی نیست. در چنین مکانی دوربین‌ها روشن هستند، خبرنگاران حضور دارند و هر رفتار و جمله‌ای می‌تواند در کوتاه‌ترین زمان ممکن به میلیون‌ها مخاطب برسد؛ بنابراین انتظار از چهره‌ای شناخته‌شده و صاحب سابقه در فوتبال ایران، طبیعتاً بیشتر از یک هوادار یا فرد عادی است.

اگر قرار باشد منطق حاکم بر فوتبال این باشد که «تو به من بد گفتی، پس من بدتر جواب می‌دهم»، پس تفاوت چهره‌های شناخته‌شده فوتبال با هوادار عصبانی روی سکو چیست؟

خداداد عزیزی سال‌ها برای فوتبال ایران افتخار آفرید. همان بازیکنی است که هنوز گل تاریخی‌اش برابر استرالیا در حافظه مردم زنده است. اما افسوس که در سال‌های اخیر، بخشی از همان سرمایه اجتماعی و محبوبیتی که طی سال‌ها ساخته بود، زیر سایه رفتار‌های جنجالی و ادبیات تندش قرار گرفته است. عزیزی انگار هر بار یک قدم دیگر از آن خداداد دوست‌داشتنی فاصله می‌گیرد.

مسئله فقط یک فایل صوتی یا یک درگیری لفظی نیست. مسئله، تکرار است. وقتی یک رفتار یک‌بار اتفاق می‌افتد، می‌توان آن را عصبانیت لحظه‌ای دانست؛ وقتی دوباره و دوباره تکرار می‌شود، دیگر نمی‌توان همه چیز را به «هیجان فوتبال» نسبت داد.

عزیزی پیش از این هم در برابر دوربین‌های تلویزیونی و در پخش زنده، با ادبیاتی خبرساز شده بود که واکنش‌های زیادی به همراه داشت. محرومیت و جریمه هم کم ندیده است. اما ظاهراً هیچ‌کدام کافی نبوده تا این سؤال را از خودش بپرسد که قرار است این مسیر تا کجا ادامه پیدا کند؟

نکته عجیب‌تر اینکه او امروز در جایگاه سرپرست یک باشگاه بزرگ قرار دارد؛ یعنی دیگر فقط یک پیشکسوت یا چهره فوتبالی نیست که رفتار او صرفاً به خودش مربوط باشد. هر حرکت و کلام او، به نام تیم و باشگاهی که نمایندگی می‌کند نیز نوشته می‌شود.

اگر بازیکنی در زمین مرتکب رفتار ناشایست شود، کمیته انضباطی ورود می‌کند. اگر هواداری از روی سکو توهین کند، محروم می‌شود. اما وقتی یک چهره شناخته‌شده و مسئول تیم فوتبال در چنین موقعیتی قرار می‌گیرد، آیا نباید حساسیت بیشتری وجود داشته باشد؟

چرا همیشه باید منتظر ماند تا فیلم و فایل صوتی منتشر شود، فضای مجازی منفجر شود و بعد تازه همه یادشان بیفتد که فوتبال هم چیزی به نام اخلاق دارد؟

و البته یک نکته مهم‌تر؛ حتی اگر عالیشاه به خداداد عزیزی توهین کرده باشد، این اتفاق چه چیزی را توجیه می‌کند؟ توهین، توهین است؛ چه از سوی عالیشاه باشد و چه عزیزی. اما پاسخ یک توهین با مجموعه‌ای از الفاظ رکیک، نه دفاع از شأن و شخصیت است و نه نشانه اقتدار. اقتدار یعنی بتوانی عصبانی باشی و خودت را کنترل کنی؛ نه اینکه بلندتر فریاد بزنی و زشت‌تر حرف بزنی.

فوتبال ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به الگو نیاز دارد؛ به پیشکسوتانی که وقتی جوان‌تر‌ها عصبی می‌شوند، آرامشان کنند، نه اینکه خودشان آتش حاشیه را شعله‌ورتر کنند.

خداداد عزیزی اگر از توهین ناراحت است، حق دارد. اگر احساس می‌کند به او بی‌احترامی شده، حق دارد پیگیری کند. اگر لازم است موضوع را به مراجع انضباطی بسپارد، این مسیر قانونی وجود دارد. اما رختکن حریف، فریاد، فحاشی و ادبیات زننده، پاسخ حرفه‌ای به یک اختلاف نیست.

تلخ‌تر اینکه این اتفاق‌ها کم‌کم در حال تغییر دادن تصویری است که مردم از یکی از محبوب‌ترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران در ذهن دارند. روزی «غزال تیزپای ایران» با سرعتش مدافعان را جا می‌گذاشت؛ امروز، اما انگار خودش با سرعتی عجیب در حال عبور از مرز‌های اخلاقی است.

سؤال اینجاست: خداداد عزیزی دقیقاً می‌خواهد کجا ترمز کند؟

قبل از اینکه کار به جایی برسد که دیگر کسی خداداد را با گل تاریخی ملبورن و روز‌های پرافتخار فوتبالش به یاد نیاورد و نامش بیشتر با جنجال، درگیری و فحاشی گره بخورد؟
هنوز دیر نشده است. اما برای متوقف کردن این سراشیبی، یک نفر باید ترمز را بکشد؛ و آن یک نفر، هیچ‌کس جز خود خداداد عزیزی نیست.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *