محمدرضا جلائیپور در یادداشتی تلگرامی با عنوان «چند پرسش دربارهٔ ایدهٔ همهپرسی جنگ و صلح» دربارهی سخنان اخیر حسن روحانی، رئیس جمهور اسبق، نوشت:
تعدادی از چهرههای شاخص سیاسی در روزهای گذشته ایدهٔ برگزاری همهپرسی دربارهٔ جنگ و صلح را طرح کردهاند. دربارهٔ این ایده پرسشهایی از این دست به ذهن میرسد که پاسخ قانعکنندهای برایش نشنیدهام:
- آیا اساسا امروز (و نه چند ماه قبل یا چند ماه بعد) پیشنهاد صلحی روی میز ایران هست که به همهپرسی گذاشته شود؟ در شرایطی که امروز از رئیس جمهور و وزیر خارجه و رئیس مجلس/رئیس تیم مذاکرات تا رئیس بسیج و دبیر شعام همه میگویند اگر آمریکا عملا مفاد تفاهم اسلامآباد را اجرا کند ایران هم خواهد کرد و در مقابل رئیس جمهور آمریکا رسما میگوید به احیای این تفاهم فکر نمیکند و در عمل هم ضمن تشدید محاصره و تحریم، روزانه در حال تهدید ایران و چند روز یکبار در حال تجاوز نظامی به ایران است و میانجیها هم میگویند آمریکا فعلا دنبال احیای تفاهم نیست و اگر بعدا دنبال تفاهم بیاید هم فراتر از تفاهم قبلی را طلب میکند، برگزاری همهپرسی بین دو گزینه که یکیاش اساسا فعلا روی میز نیست چه معنایی دارد؟
- تصمیم دربارهٔ دفاع میهنی در برابر متجاوز یا جنگ و صلح در کدام جنگ و کدام دموکراسی در تاریخ جنگهای جهان بر اساس همهپرسی گرفته شده است؟ در همان صدر اسلام آیا مشورت پیامبر با «فرماندهان و مشاوران اصلی» و حاضرانِ در میدان جنگهای بدر و احد دربارهٔ «چگونگی جنگ» قابل قیاس با برگزاری همهپرسی عمومی بر سر اصل موضوع بسیار فنی و چندوجهی جنگ و صلح در قرن ۲۱ مبتنی بر اطلاعات دقیق و محرمانه در شرایط به شدت پیچیده و متغیر است؟
- آیا اساسا در این زمینه با دوگانهٔ سادهٔ جنگ و صلح مواجهیم که رفراندومپذیر باشد؟ همهٔ پیچیدگی مساله دربارهٔ «شرایط تفاهم» و «چگونه و تا کجا جنگیدن» است، واگرنه هیچ نیروی بزرگی طرفدار «جنگ برای جنگ» نیست. در نظرسنجیهای معتبر هم اکثریت ایرانیان هم طرفدار مقاومت و دفاع نظامی نیروهای مسلح بودهاند و هم حامی مذاکراتی که در آن اهرمها و لوازم قدرت ملی واگذار نشود. این گروه بزرگ به کدام یک از این دوگانهٔ سادهشده باید رای بدهند؟
- با شناختی که گویندگان از ترتیبات نهادی در ایران و ممکنات سیاسی در وضعیت کنونی دارند، آیا حتی یک درصد هم احتمال میدهند همهپرسی در این زمینه ممکن شود؟ منازعهٔ سیاسی آنهم حول پیشنهادی ناممکن چه سودی دارد؟
- فرض کنیم گزینهٔ صلح عزتمندانه و پایان بادوامِ جنگ بدون عدول از منافع حیاتی ایران همین امروز روی میز ایران و معطل تصمیم ایران باشد، و همچنین فرض کنیم برگزاری همهپرسی در این زمینه موجه و ممکن بود، آیا نتیجهٔ چنین همهپرسیای همسو با گرایش پیشنهاددهندگان میشد؟ (فراموش نکنیم که تجربهٔ جنگهای ۱۲ روزه و رمضان در میانهٔ مذاکرات، هم بر درصد حامیان مقاومت نظامی و بیاعتمادان به آمریکا افزوده و هم امیدواران به توافق با آمریکا را کاسته است و طبق نظرسنجیهای معتبر جامعهٔ ایران در این زمینه سهچهار پارهاست و هیچ پارهای نصف به اضافه یک نیست و در میان مشارکتکنندگان در انتخابات حامیان تداوم مقاومت گروه بزرگتری شدهاند)
- آیا پیشفرضها و جهانِ تحلیلیِ بخشی از پیشنهاددهندگان همچنان در فضای برجامی قفل نشده؟ آیا منطقه و جهان هنوز در فضای برجامی است؟ آیا با تجربهٔ جنگهای اخیر جامعهٔ ایران هم آرایش برجامی دارد؟
- فرض کنیم که همهپرسی در این زمینه معنادار و ممکن بود و حتی نتیجهاش هم دلخواه پیشنهاددهندگان میشد. آیا چنین نتیجهای عملا دست ایران را نمیبست و احتمال توافق با شرایطی که اقتضای منافع و امنیت بلندمدتِ ملی ایران است را نمیکاست؟ طرف آمریکایی چرا باید به ایرانی که طبق نتیجهٔ چنین رفراندومی مجبور به تفاهم و پذیرش شرایط دیپلماسیِ اجبارِ آمریکا است امتیاز بدهد؟ اساسا چرا باید محاصره و حملات نظامی علیه چنین ایرانی که بر اساس چنین رفراندومی توان دفاع و جنگیدنش کاسته شده را متوقف کند؟
- آیا پیشفرض و جهانِ تحلیلیِ بخش دیگری از پیشنهاددهندگان در فضای سال ۶۷ قفل نشده است؟ در سال ۶۷ یک پیشنهاد صلحِ پایدار و عزتمندانه روی میز ایران بود و پیام «نداریم و نمیتوانیم ادامه دهیم» با کارسازی آیتالله هاشمی و شجاعت تصمیمِ رهبر انقلاب در پذیرش آتشبس کار میکرد و به سود منافع ملی بود. آیا امروز که شرایط ۶۷ ای نیست و اساسا پیشنهاد صلحی عزتمندانه فعلا روی میز ایران نیست و انواع تهدید لفظی و میدانیِ روزانهٔ متجاوزان تداوم دارد، پیام «نداریم و نمیتوانیم ادامه دهیم» اثر عکس ندارد و عملا باعث تمدید و تشدید محاصره و جنگهای کمشدت و پرشدت نمیشود؟
- بر فرض امکان همهپرسی در این زمینه، آیا بلافاصله عرصهٔ سیاسی و تجمعهای شبانهٔ خیابانی را میدانِ صفآرایی و منازعهٔ داخلی حول مقاومت و تفاهم نمیکند و حتی در دیپلماسی دست ایران را ضعیف نمیکند؟ آیا برای پایان زودتر و عزتمندانهٔ جنگ نباید در شرایط کنونی به جای صفآرایی داخلی، با همبستگی حداکثری در برابر متجاوز و محاصرهگر صفآرایی کرد؟
- آیا به دلایل فوق چنین پیشنهادهایی ناخواسته کاهندهٔ احتمال تفاهم عزتمندانه و افزایندهٔ احتمال تشدید تهدید و محاصره و تداوم جنگ نیست؟
- آیا به جای چنین پیشنهادهای ناممکن و ناسنجیده، بهتر نیست برای افزایش احتمالِ پایان بادوام جنگ و تفاهمی عزتمندانه متجاوزان را از نتیجهبخشیِ محاصره ناامید کرد؟ مثلا افزایش همبستگی و کاهش شکاف در ائتلاف مسلط و جامعه و تمهید هر میزانِ ممکن صادرات نفت از شمال و افزایش ابتکار عمل و تحرکات دیپلماتیک و افزایش قدرت و ابتکارات نظامی و ساختن افق امیدبخش و تابآوریافزا برای ایرانیان عملا بیش از چنین پیشنهادهای فضاییای به هدف پایانِ عزتمندانهٔ جنگ کمک نمیکند؟
انتهای پیام





