شمس افرازیزاده، فعال سیاسی، در یادداشتی با عنوان «زاکانی؛ «رئیسجمهور خودخوانده» در عمارت بهشت» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
علیرضا زاکانی اگرچه در کارزار انتخابات ریاستجمهوری با اقبال عمومی مواجه نشد و طعم شکست را چشید، اما از فردای پایان انتخابات، عمارت بهشت و امکانات بیشمار شهرداری پایتخت را نه به عنوان جایگاهی برای خدمت به شهروندان، بلکه در بعنوان «ستاد دائمی انتخابات» و سکوی پرتاب سیاسی خود حفظ کرد. او این روزها به جای اداره کلانشهری بحرانزده، عملاً در نقش یک رئیسجمهور خودخوانده ظاهر شده است.
در روزهایی که مسعود پزشکیان و هیئت دولت بر طبل «وفاق ملی» میکوبند و با نجابت، خویشتنداری و همدلی با شهرداری تهران برخورد میکنند، زاکانی در این شرایط جنگی حسننیت پزشکیان و دولت را مجالی برای رزومهسازی و تهیه کلیپهای تبلیغاتی قلمداد کرده است. او هر تعامل و مدارایی از سوی دولت را به حساب کارنامه موفقیت فردی خود فاکتور میکند و همزمان با اتکا به منابع مالی بیپایان شهرداری و پیوند با عقبه جریان پایداری، از این فضای آرام سوءاستفاده کرده و به تخریب و تضعیف نامحسوس دولت مستقر میپردازد.
اگر در ادوار گذشته چهرههایی با ایجاد اختلال در کار قوا عنوان «دولت در سایه» را یدک میکشیدند، زاکانی گامی فراتر نهاده و به «دولت در صحنه علیه دولت مستقر» بدل شده است. رفتار او هنگام اتمام و خروج از جلسات هیئت دولت نمادی آشکار از این توهم است، شهردار تهران بهجای آنکه پس از نشستهای پاستور، گزارشی از رایزنیها پیرامون معضلات حاد پایتخت از فرسودگی حملونقل عمومی، ترافیک و آلودگی هوا تا معضل مسکن و سایر مسائل مبتلا به پایتخت ارائه دهد، در مواجهه با اهالی رسانه در قامت سخنگو یا رئیس دولت ظاهر شده و در مسائلی که کمترین ارتباطی با وظایفش ندارد خطونشان میکشد، و در مقام «شهریار» ظاهر میشود نه «شهردار».
اقدامات و رویکرد آقای زاکانی در ایجاد توقعات کاذب و دادن وعدههای غیرقابلتحقق در جامعه، فراتر از مصداق سادهٔ «ماهیگیری از آب گلآلود» است، این رفتار بیشتر به تمثیل شهری میماند که در آتش میسوزد و شهردار بهجای تلاش برای اطفای حریق، در کنار آن نشسته تا خود را با آتش بحران گرم کند!
البته سوابق رفتاری او نشان میدهد که او چندان مقید به چارچوبها و قواعد آمره قانونی نیست، روندی که از همان آغاز تکیه زدنش بر مسند شهرداری و بیاعتنایی به آرای دیوان عدالت اداری آشکار شد و اکنون نیز در پوشش سیاستهای عوامفریبانه و پوپولیستی ادامه دارد. سردادن وعدههای دهانپرکن و خارج از اختیارات شهری، هدفی جز دمیدن در آتش توقعات کاذب مردم و ناکارآمد جلوه دادن دولت مستقر ندارد.
شهرداری که هیچ علاقه ای به انجام ماموریت ذاتی خود در اداره شهر تهران نداشته و تنها برای استفاده از امکانات و منابع عمومی برای دست یافتن به جایگاه بالاتر هر روز به سودای ریاست جمهوری در حال فعالیتهایی است. در این میان، نقش شورای شهر تهران بیش از هر نهاد دیگری زیر سؤال است، پارلمان شهری منفعلی که اگر به راستی نمایندگان واقعی مردم پایتخت بود، یا مهار این اقدامات خارج از ضابطه را در دست میگرفت یا با استفاده از ابزار استیضاح به این بیقانونی خاتمه میداد.
سکوت معنادار این شورا در برابر دستاندازی به بودجه و تریبون پایتخت برای مطامع جناحی، به بزرگترین پشتوانه زاکانی تبدیل شده است تا بی هیچ هزینهای، شهرداری تهران را به سیاسی ترین دوره خود و این موقعیت را سکوی پرتاب به ریاست جمهوری خیالی خود تبدیل کند.
انتهای پیام





