پاسخ به نقد «تقلب ۸۸، تغلب امروز؛ این مقایسه مغالطه است» | مهدی یوسفی جمارانی

مهدی یوسفی جمارانی در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

آقای کفایی در نقد یادداشت احسان حدیدی [لینک] مقایسه‌ای را «مغالطه» خوانده‌اند که یادداشت اصلاً آن را مطرح نکرده بود. پاسخ حاضر می‌کوشد صورت مسئله را به جای خود برگرداند.


۱. نقد به ادعایی وارد شده که طرح نشده بود
نقد آقای کفایی بر این پایه است که حدیدی «مذاکره با آمریکا» را با «مصالحه بر سر حق رأی» یکی گرفته است. اما یادداشت همان ابتدا تصریح می‌کند که پرسش «درباره درست یا غلط بودن اصل اعتراض سال ۱۳۸۸ نیست» و بحث بر سر «هزینه یک سیاست بدون مصالحه» است.

حدیدی همچنین می‌پذیرد که نمی‌توان سیاست داخلی و خارجی را یکسان گرفت. محور یادداشت یک چیز است: معیار دوگانه. امروز عقب‌نشینی محدود برای جلوگیری از هزینه بزرگ‌تر «عقلانیت» نامیده می‌شود، اما همین منطق درباره گذشته با عبارت «شرایط متفاوت بود» کنار گذاشته می‌شود. نقدی که به این معیار پاسخ نمی‌دهد و به تفاوت موضوع‌ها می‌پردازد، با ادعایی دیگر بحث می‌کند.

۲. «حق مردم قابل معامله نیست»، اما راهبرد قابل بحث است

آقای کفایی می‌گویند موسوی صاحب آرا نبود که بتواند آن‌ها را معامله کند. در این‌که حق رأی قابل واگذاری نیست، جای مناقشه نیست. ولی پرسش حدیدی از «واگذاری حق» نیست، از انتخاب راهبرد است: شیوه پیگیری مطالبه، ترتیب اولویت‌ها و میزان انعطاف در ابزارها.

هر رهبر سیاسی در همه جای جهان درباره این‌ها تصمیم می‌گیرد و پاسخگوی هزینه‌های آن است. تفکیک «منافع ملی قابل مذاکره» از «حق مردم غیرقابل مذاکره» هم این‌قدر قاطع نیست. مذاکره امروز نیز به گفته خود حامیانش درباره معیشت و حق مردم برای رهایی از فشار تحریم است. در هر دو مورد، مسئله این است که برای حفظ یک حق یا منفعت، با چه هزینه‌ای و از چه مسیری می‌توان پیش رفت.

۳. نقد خودِ نقد: استدلال «طرف مقابل» به همه‌جا می‌رسد

آقای کفایی می‌نویسند در نهایت زندان، سرکوب و حصر جای راه‌حل سیاسی را گرفت و نمی‌توان راه سیاسی را بست و بعد پرسید چرا مصالحه نشد. تحلیل سرکوب و بررسی راهبرد اصلاح‌طلبان دو کار جدا هستند و دومی به معنای تبرئه اولی نیست. حدیدی هرگز نگفته مسئولیت به‌طور کامل با موسوی بود. او فقط می‌پرسد هزینه یک انتخاب را چه کسانی پرداختند. اگر قرار باشد بسته بودن مسیر از سوی طرف مقابل دلیل ناکارآمدی هر راهبرد مصالحه‌ای باشد، همان دلیل امروز هم جاری است: ساختار قدرت همان ساختار است، پس چرا مصالحه امروز موجه است؟ پاسخ «شرایط متفاوت است» درست همان پاسخی است که یادداشت می‌گوید کافی نیست.

۴. حفظ سرمایه سیاسی، نه «توجیه قدرت»

اتهام اینکه این نگاه «توجیه قدرت و حاکمیت» است، استدلال نیست و انگیزه‌خوانی است. حدیدی نگفته اصلاح‌طلبی هنر ماندن در هر شرایطی است. او گفته سیاست گاهی «هنرِ عقب‌نشینی محدود برای حفظ امکان پیشروی بزرگ‌تر» است. این‌که چنین عقب‌نشینی‌ای موفق است یا نه، به نتیجه آن برمی‌گردد و پرسش درباره آن مشروع است. بازی‌های واژگانی «تقلب/تغلب» و تکرار علامت تعجب برای «روزنه‌گشایی» هم زبان مناظره‌اند، نه پاسخ به پرسش.

۵. پرسش همچنان بی‌پاسخ است

نقد آقای کفایی نشان نمی‌دهد چرا معیار واقع‌گرایی که برای سیاست خارجی امروز تجویز می‌شود، برای ارزیابی تصمیم‌های سیاسی گذشته نباید به کار رود. اگر پاسخ این است که «حق مردم با منافع ملی فرق دارد»، لازم است روشن شود چرا ارزیابی هزینه و فایده در یکی مجاز است و در دیگری ممنوع. تا آن زمان، این پرسش بر جای خود می‌ماند: چه کسانی می‌توانستند مصالحه کنند، نکردند، و هزینه‌اش را چه کسانی پرداختند؟

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *