واکنش فارس به دعوت از رضا پهلوی و فراخوان تجمع در مونیخ

واکنش خبرگزاری اصولگرای فارس به لغو دعوت از عباس عراقچی و دعوت از رضا پهلوی و همچنین فراخوان تجمع در مونیخ در برنامه کامبیز حسینی در پی می آید.
فارس با تیتر «تقلای ضدانقلاب در مونیخ برای جمعکردن سیاهیلشکر» نوشت:
مونیخ امسال بیش از هر چیز نشان داد که جریان سلطنتطلب، همچنان درگیر بحران هویت، فقدان انسجام و نیاز مفرط به ویترین خارجی است؛ سیرکی پرهیاهو که در نهایت، تماشاگرانش نه تنها آن را جدی نمیگیرند، بلکه به آن نیشخند میزنند.
گروه دیدهبان غرب: شصتودومین دوره از کنفرانس امنیتی مونیخ از ۱۳ فوریه در شهر مونیخ آغاز شد؛ نشستی که هر ساله با حضور مقامات ارشد سیاسی و امنیتی جهان برگزار میشود و مدعی است تریبونی برای گفتوگوهای آزاد درباره امنیت بینالمللی است. اما آنچه امسال بیش از مباحث امنیتی جلب توجه کرد، رفتار دوگانه برگزارکنندگان و تلاش جریان سلطنتطلب برای تبدیل حاشیههای این رویداد به شوی تبلیغاتی است
اپوزیسیون تکنفرهتماس یک ایرانی مقیم تفلیس با شبکه اینترنشنال و تمسخر وضعیت اپوزیسیون، بازتابی از همین آشفتگی است. او بهدرستی اشاره کرد که بسیاری از این گروهها در عمل «احزاب تکنفره یا چندنفره» هستند که حتی بر سر یک پرچم واحد توافق ندارند و حالا اعلام کردهاند «هرکس هر پرچمی دارد بیاورد.»این تصویر، نه نشانه تکثر دموکراتیک، بلکه علامت فقدان انسجام سیاسی است. جریانهایی که حتی بر سر نماد مشترک توافق ندارند، چگونه میتوانند ادعای اداره یک کشور ۸۰ میلیونی را داشته باشند؟!
انحصار رسانهای، اما بیاثرواقعیت آن است که سلطنتطلبان از حمایت رسانههای عبری و جریانهای راستگرای اروپایی و رسانههای فارسیزبان اپوزیسیون و همچنین رسانه های آمریکایی برخوردارند. اما تجربه سالهای اخیر نشان داده است که انحصار رسانهای، جایگزین مشروعیت مردمی نمیشود. بر همین اساس بازنشر گسترده تصاویر و شعارها در شبکههای اجتماعی، لزوماً به معنای مقبولیت اجتماعی نیست. سیاست، برخلاف شوی تبلیغاتی، با واقعیتهای میدانی سنجیده میشود.نکته دیگر اینکه، جریان سلطنت طلب از یک سو مدعی پلورالیسماند و از سوی دیگر، عملاً حول محور یک فرد و یک نماد متمرکز میشوند. این دوگانه، نهتنها برای افکار عمومی داخل ایران قانعکننده نیست، بلکه برای ناظران خارجی نیز پرسشبرانگیز است.
در مجموع باید گفت، کنفرانس امنیتی مونیخ امسال بهجای آنکه عرصه گفتوگوی واقعی باشد، به صحنهای برای نمایشهای سیاسی تبدیل شده است؛ از لغو دعوت رسمی گرفته تا دعوت از چهرهای فاقد جایگاه حقوقی. در حاشیه این نشست نیز سلطنتطلبان میکوشند با بزرگنمایی یک تجمع، تصویری اغراقآمیز از وزن سیاسی خود ارائه دهند.اما واقعیت آن است که سیاست را نمیتوان با ایمیلهای فلهای، شعارهای تند و شوهای خیابانی جایگزین کرد. مشروعیت، محصول ریشه اجتماعی و برنامه عملی است؛ نه نتیجه عکسهای قابشده در برابر دوربینهای اجارهای.مونیخ امسال بیش از هر چیز نشان داد که جریان سلطنتطلب، همچنان درگیر بحران هویت، فقدان انسجام و نیاز مفرط به ویترین خارجی است؛ سیرکی پرهیاهو که در نهایت، تماشاگرانش نه تنها آن را جدی نمیگیرند، بلکه به آن نیشخند میزنند.





