حجت الاسلام احمد حیدری در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
وحدت در عین کثرت بزرگترین هنر یک جامعه است. طبیعی است که افراد جامعه حتی جامعه زمان پیامبر، در مسائل مختلف سیاسی- اجتماعی- اقتصادی- فرهنگی و … نظرات مختلف دارند و این اختلاف نشانه رشد، سلامت و پویایی جامعه است. جامعهای که افراد فکر و نظر نداشته و فقط پیرو و مطیع محض یک شخص حتی پیامر، یا نهاد یا حزب باشند و بار آیند، آن جامعه صغیر و عقب مانده است نه کبیر و شایسته تکریم.
اما وحدت در عین کثرت اهمیت دارد و وحدت حاصل نمیشود مگر با دست کشیدن از «استکبار درونی و خود حق بینی و خود را محور ندانستن و …». وقتی همه پذیرفتیم که ممکن است من بر خطا باشم و رقیبم بر حق؛ و پذیرفتیم که جامعه رشید باید همه سخنان را بشنود و نیکوتر را برگزیند؛ و “معیار اجرا” هم نه من و حزب من و …؛ بلکه مقبول اکثریت هست و … و بالاخره قانون فصل الخطاب است، اگر اینها را پذیرفتیم، دیگر اختلاف نه تنها بد نیست و وحشت زا نمی باشد و عامل فشل و سستی نمی گردد، بلکه سبب رشد جامعه می شود.
امروز در این فضای جنگی که بیش از همیشه به وحدت ملی نیازمندیم، جماعتی که مدعی حق محوری و ولایت مداری هستند و بقیه را منحرف، مرعوب، دلداده غرب و … میدانند؛ ویدئویی از دوستانی خود حق پندار منتشر شده که ماکت دولتمرد و دیپلماتی با سابقه که دوست، از جمله رهبر شهید، و دشمن به توانمندی، ایمان و ایراندوستی او تاکید داشتهاند، را به آتش میکشند و با این رفتار خود، دشمن را به “اختلاف درونی امت” امیدوار می سازند.
بزرگان هم می دانند که این سنت تاریخ است که باید مردان خدا تف و لعن چنین جماعتی را بشنوند و به جلب رضای حق همت کنند که اگر خدا از آنان راضی باشد، تف و لعن چنین غوغاسالارانی را اهمیتی نیست و اگر رضای خدا نباشد، رضایت غوغاسالاران را ارزشی نمی باشد. آنان این روایت را به جان و دل شنیده و بدان دل بسته اند:
یونس بن عبد الرحمن که از اصحاب خاص و مورد اعتماد امام رضا بود، گوید در خدمت امام بودم که جماعتی از شیعیان بصره اذن حضور طلبیدند. امام مرا به پستو فرستاد و امر به سکوت کرد. بصری ها وارد شدند و از هیچ تهمت و اهانتی نسبت به من فروگذار نکردند در حالی که امام سر به زیر انداخته و سخنی نمی گفت! آنان کوچکترین تردیدی نسبت به حقانیت خود، سخنانشان و روش شان نداشتند که حتی محتاج سوال از امام باشند!! تهمت ها و توهین های خود را گفتند و بدون این که از امام در باره گفته ها و روش شان سؤالی کنند، رفتند!
با رفتن آنان به امام عرض کردم: من پیوسته مطیع و مدافع شما بوده ام با این وجود شیعیان در موردم این گونه قضاوت میکنند! امام فرمود اینان فهم شناخت تو و سخنت را ندارند. شاد باش که امامت از تو راضی است. چه اهمیتی دارد که مردم لؤلوئی را که در دست توست، “خرمهره” بدانند یا چه فایده ای دارد که خرمهره ای در دست تو باشد و مردم آن را لؤلؤ بپندارند. مهم آن است که بر طریق حق باشی و امامت از تو راضی.
خدایا کمک کن حق را بشناسیم و پیرو باشیم و امام زمان از ما راضی باشد که سخن دیگران بخصوص غوغاسالاران باد هواست.
انتهای پیام




