باید دوباره برخاست…


رحمان بیات، روزنامه نگار در یادداشتی با عنوان «تفاوت جنگ هرمز با جنگ رمضان؛اکنون وقت سکوت و انتقام نیست؟!» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:

اگر بخواهیم چشم را از آنچه تلویزیون نشان می‌دهد و سوءاستفاده‌ها و عقده‌گشایی‌هایی که در برخی از اجتماعات خیابانی می‌شود برداریم و به عمق جامعه نگاه کنیم، به جرأت می‌توان گفت که مردم کوچه و خیابان، علی‌الاصول با جنگ دوباره موافق نبوده و نیستند؛ و به دلایلی که در ادامه اشاره می شود، آن اتحاد و همبستگی ملی که در جنگ رمضان بود، در شرایط فعلی کمرنگ شده است. این تفاوت بین دو جنگ دلایل مختلفی است.

که در اینجا به سه دلیل مهمِ آن اشاره می‌کنم:
اول ؛ وقتی تفاهم‌نامه امضا شد و آتش‌بس برقرار شد، برخی نسبت به تفاهم‌نامه و آتش‌بس بسیار بد عمل کردند و به جای نقد اشکالات احتمالی تفاهم‌نامه، به عقده‌گشایی و انتقام از مذاکره‌کنندگان و دولت پرداختند؛ و طوری گفتند و نوشتند که گویی تفاهم‌نامه به ایران تحمیل شد، و لذا بدون توجه به واقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی امروز ایران و ضرورت بازیابی توان نظامی و اقتصادی فقط به تفاهم‌نامه و مذاکره کنندگان تاختند. در نتیجه ، روند امور طوری پیش رفت که اغلب مردم تصورشان این شد که آن یک رای مخالف تفاهم‌نامه در شورای عالی امنیت ملی، بر دوازده رای موافق پیروز شد؟!

دوم؛ در جنگ رمضان و قبل از آن، ایران در حین مذاکرات مورد تجاوز قرار گرفت و این خود دلیلی بود که به دفاع ملی در جنگ رمضان و قبل از آن، مشروعیت داخلی و بین‌المللی می بخشید؛ اما در جنگ هرمز، دشمن با آگاهی از شرایط جامعه ایران و مخالفت‌هایی که با تفاهم‌نامه وجود داشت، پازل شروع جنگ را طوری چید که به ظاهر ایران شروع‌کننده جنگ معرفی شد؛ که همین مسئله، مشروعیت داخلی و بین‌المللی جنگ هرمز را به زیر سؤال برد.

سوم ؛ رهبر شهید و رهبر فعلی، همواره بر اتحاد مقدس ملی و جذب حداکثری و دفع حداقلی تأکید فراوانی داشتند و دارند؛ اما جریانی خاص، با سوءاستفاده از اجتماعات خیابانی، درست برخلاف سیاست جذب حداکثری و حفظ اتحاد مقدس ملی عمل کرد. در این میان، رسانه ملی (چه در جنگ رمضان و چه در موضوع تفاهم‌نامه) به دو دستگی و شکاف در اتحاد ملی و ایجاد شبهه در جامعه دامن زد!؟

با توجه به آنچه اشاره شد، اکنون تکلیف چیست؟ آیا باید در سکوت و با بی‌تفاوتی نظاره‌گر روند جنگ باشیم؟ آن هم به این دلیل که چون جریانی خاص و رسانه ملی، تفاهم‌نامه را به آتش زدند؟ البته که رسانه ملی و جریانی خاص در مخالفت با تفاهم‌نامه، عملکرد خائنانه و برخلاف اراده ملی داشتند؛ اما اکنون وقت سکوت و بی‌تفاوتی نیست. باید برخاست و گلایه و اعتراض به حقی که نسبت به رویکرد جنگ‌طلبانه رسانه ملی و جریانی خاص در دل داریم را برای فرصتی دیگر نگه داریم ؛ اکنون وقت دفاع از ایران و نظام است.

پس باید دوباره برخاست زیرا دشمن ما آمریکاست؛ همانی است که تصاحب نفت مردم ونزوئلا را حق مسلم خود می‌داند. این آمریکا در فردای پیروزیش شاید با مخالفان تفاهم‌نامه کاری نداشته باشد (چون در پازل او بودند)، اما با ایران و تمدن ایران، با نفت و ثروت ایران کار دارد. دشمن به نابودی ایران و تقسیم آن می‌اندیشد؛ پس باید برخاست. مثل جنگ رمضان با همبستگی ، و با اتحاد ملی، از رزمندگان و جان‌برکفان میدان جنگ و از دولت که در این شرایط سخت کار میکند حمایت کرد. پس باید برخاست، و از تمامیت ایران، از جنوب تا شمال و شرق تا غرب، دفاع نمود.

برای اینکه روشن شود که نفسِ نگارنده از جای گرمی نمی‌آید، جهت اگاهی عرض می کنم ، که بیماری و فقر مالی توأمان، یقه‌ نگارنده را گرفته است؛ بطور مثال قبل از جنگ، دارویی را که با ۵۰۰ هزار تومان می‌گرفتم، اخیرا با پرداخت ۴۲ میلیون تومان گرفتم. پس در شرایط ایدآل و در رفاه و زیر کولر این متن را نمی‌نویسم!؟ بلکه در اوج سختی و مشقت قرار دارم اما با این وجود دفاع ملی و پشتیبانی از رزمندگان را وظیفه دینی و میهنی خود می دانم؛ همچنان‌که از دغدغه خاتمی عزیز برای صلح و تفاهم دفاع می‌کنم و از رای مخالف آقای جلیلی به تفاهم‌نامه هم اعلام برائت و بیزاری می‌کنم، اما امروز دفاع و پشتیبانی از رزمندگان اسلام و ایران را وظیفه خود می‌دانم.

همچنان‌که از امثال فردوسی‌پور و علی دایی گلایه دارم که چرا نسبت به جنایت در مدرسه شجره‌طیبه میناب و شهادت رهبر شهید انقلاب و فرماندهان نظامی و دیگر مردمان بی‌دفاع سکوت کردند؛ از رویکرد رسانه ملی (ویژه از سردبیر و مجریان برنامه «به وقت ایران» و سردبیر روزنامه فرهیختگان ) و از نمایندگان خبرگان رهبری هم گلایه دارم که چرا در نقد موضوع تفاهم‌نامه و نظر جناب آقای خاتمی در ابن زمینه، از مسیر عدالت و انصاف خارج شدید.

با همه این گلایه‌ها، باز به عنوان یک شهروند که از درد و رنج مردم در کوچه و خیابان آگاهی دارد می‌گویم و می نویسم که برای دفاع ملی و پشتیبانی از رزمندگان اسلام و برای ماندگاری ایران، باید دوباره برخاست.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *