آرش رئیسینژاد، استاد دانشگاه در کانال تلگرامی خود نوشت: «تحولات بازارهای مالی آمریکا در چند روز اخیر نشان میدهد که ریسک ژئوپلیتیکی ناشی از جنگ هرمز دیگر تنها یک شوک در بازار انرژی نیست، بلکه به نظر می رسد به تدریج در حال تبدیل شدن به یک شوک مالی و اقتصاد کلان است.
یکی از مهمترین نشانههای این تحول، افزایش قابل توجه بازده اوراق خزانه بلندمدت آمریکاست؛ بهگونهای که بازده اوراق ۱۰ ساله از ۴.۶۱ به ۴.۶۷ درصد و بازده اوراق ۳۰ ساله از ۵.۰۹ به ۵.۲۰ درصد افزایش یافت. این رفتار بازار نشان میدهد که سرمایهگذاران برای نگهداری داراییهای بلندمدت آمریکا، به دلیل افزایش نااطمینانی و ماندگاری ریسکها، بازده بیشتری مطالبه میکنند.
نکته مهم آن است که این افزایش بازده را نباید صرفاً به انتظار افزایش نرخ بهره از سوی فدرال رزرو نسبت داد. بخشی از این رشد، بازتاب افزایش انتظارات تورمی ناشی از شوک انرژی است، اما بخش مهمتر آن به افزایش صرف ریسک بلندمدت (Term Premium) بازمیگردد؛ یعنی وضعیتی که سرمایهگذاران به دلیل نامشخص بودن افق اقتصاد و ریسکهای ژئوپلیتیکی، تنها در صورت دریافت بازده بالاتر حاضر به نگهداری اوراق بلندمدت میشوند. از این منظر، بازار اوراق در حال بازقیمتگذاری ریسک ژئوپلیتیکی است.
اگر این ریسک به یک بحران فرسایشی تبدیل شود، اثر آن بر رشد اقتصادی آمریکا از خود افزایش قیمت نفت مهمتر خواهد بود. تجربه اقتصاد کلان نشان میدهد که اقتصادها معمولاً میتوانند یک شوک کوتاهمدت انرژی را تا حدی جذب کنند، اما آنچه سرمایهگذاری و رشد را بهطور جدی تضعیف میکند، تداوم نااطمینانی است. هرچه افق پایان بحران نامشخصتر باشد، بنگاهها تصمیمات سرمایهگذاری را بیشتر به تعویق میاندازند، زیرا ارزیابی سودآوری پروژهها دشوارتر میشود و ریسک بازگشت سرمایه افزایش مییابد.
همزمان، افزایش بازده اوراق بلندمدت به معنای افزایش هزینه سرمایه در سراسر اقتصاد است. نرخ وامهای مسکن، اوراق شرکتی، تأمین مالی پروژههای زیرساختی و سرمایهگذاری بنگاهها همگی با بازده اوراق خزانه بلندمدت ارتباط مستقیم دارند. در نتیجه، پروژههایی که در شرایط عادی از توجیه اقتصادی برخوردار بودند، با افزایش هزینه تأمین مالی ممکن است سودآوری خود را از دست بدهند. کاهش سرمایهگذاری خصوصی، افت ساختوساز، کند شدن توسعه ظرفیتهای تولیدی و محدود شدن استخدام، در نهایت خود را به شکل کاهش رشد اقتصادی نشان خواهد داد.
به بیان دیگر، کشدار شدن جنگ هرمز میتواند اقتصاد آمریکا را در معرض یک چرخه انقباضی از ریسک ژئوپلیتیکی طولانی مدت به افت رشد اقتصادی قرار دهد. ویژگی مهم این سازوکار آن است که بدون افزایش رسمی نرخ بهره نیز میتواند شرایط مالی را بهطور محسوسی انقباضی کند و بخشی از اثرات سیاست پولی را از طریق خود بازار اوراق بر اقتصاد تحمیل کند.
البته باید تأکید کرد که جنگ هرمز از مسیرهای دیگری همچون افزایش قیمت انرژی، اختلال در زنجیرههای تأمین، رشد هزینه حملونقل و بیمه، کاهش تجارت جهانی، تضعیف اعتماد مصرفکنندگان و بنگاهها و همچنین افزایش هزینههای نظامی نیز بر اقتصاد آمریکا اثر میگذارد.
با این حال، بررسی بازار اوراق از آن جهت اهمیت ویژهای دارد که معمولاً نخستین بازاری است که ریسکهای اقتصاد کلان را بازقیمتگذاری میکند و میتواند پیش از آشکار شدن آثار واقعی در تولید و اشتغال، نشانههایی از جهت حرکت رشد اقتصادی را نمایان سازد. بنابراین، اگر تنش در هرمز تداوم یابد، بازار اوراق میتواند یکی از نخستین کانالهایی باشد که این ریسک ژئوپلیتیکی را به کاهش رشد اقتصادی آمریکا منتقل میکند.»
انتهای پیام





