ایستادگی در میانه طوفان ها


پرویز سارانی، عضو ستاد انتخاباتی دکتر پزشکیان در استان سیستان و بلوچستان در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان « دو سال ریاست جمهوری دکتر مسعود پزشکیان؛ ایستادگی در میانه طوفان ها» نوشت:

تاریخ، کمتر نام مردان روزگار آرام را در حافظه خود ماندگار می سازد. آنچه بر صفحات تاریخ نقش می بندد، نام انسان هایی است که در هنگامه بحران ها، مسئولیت را بر آسایش، حقیقت را بر مصلحت و منافع ملی را بر منفعت شخصی ترجیح داده اند. ملت ها، بیش از آنکه فاتحان روزهای آرام را به خاطر بسپارند، از کسانی یاد می کنند که در کوران حوادث، امید را زنده نگه داشتند و در دشوارترین بزنگاه های تاریخی، بار سنگین مسئولیت را بر دوش کشیدند.

اکنون دو سال از آغاز مسئولیت دکتر مسعود پزشکیان می گذرد؛ دو سالی که بی تردید از سخت ترین، پیچیده ترین و پرحادثه ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران به شمار می رود. دوره ای که کشور به طور هم زمان با مجموعه ای از بحران های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و منطقه ای مواجه شد؛ شرایطی که هر تصمیم، هزینه ای سنگین و هر اقدام، آزمونی دشوار برای دولت و ملت بود.

ملت بزرگ ایران، با امید به عقلانیت، اعتدال، عدالت، توسعه و گفت وگو، سرنوشت کشور را با رایی آگاهانه، مسئولانه و مبتنی بر اعتماد به دکتر مسعود پزشکیان سپرد. آنان به گفتمانی رای دادند که پیام آن، عبور از افراط و تفریط، نفی خشونت، کاهش شکاف های اجتماعی، تقویت همبستگی ملی و حرکت به سوی حکمرانی مبتنی بر وفاق، عدالت، شایسته سالاری و توسعه بود.

اما دولت، هنوز در نخستین روزهای آغاز به کار بود که با سلسله ای از حوادث تلخ و پرهزینه روبه رو شد؛ از ترورهای ناجوانمردانه و افزایش فشارهای خارجی گرفته تا تنش های منطقه ای، جنگی ویرانگر، خسارت های گسترده به زیرساخت ها، تشدید مشکلات اقتصادی، استمرار تورم، کاهش قدرت خرید مردم، محدودیت های گسترده و انباشت مسائل ساختاری که طی سالیان متمادی بر پیکره اقتصاد و مدیریت کشور سایه افکنده بود. مجموعه این شرایط، فضایی را رقم زد که کمتر دولتی در تاریخ معاصر ایران با چنین حجم و گستره ای از بحران های هم زمان روبه رو شده است.

در کنار این دشواری ها، واقعیتی تلخ نیز به چشم آمد؛ بسیاری از نیروهای وفادار، متخصص، پاکدست و دلسوزی که سرمایه اجتماعی این گفتمان بودند و با همه توان برای پیروزی آن تلاش کرده بودند، آن گونه که انتظار می رفت در عرصه مدیریت کشور مورد استفاده قرار نگرفتند. در بسیاری از استان ها، به ویژه سیستان و بلوچستان، نیروهایی که با تمام ظرفیت خود برای شکل گیری این مسیر هزینه داده بودند، به تدریج به حاشیه رانده شدند و در مقابل، مسئولیت های مهم به افرادی سپرده شد که نه سهمی در شکل گیری این گفتمان داشتند و نه همسویی روشنی با رویکردهای دولت از خود نشان داده بودند؛ افرادی که برخی از آنان حتی امروز نیز کامیابی دولت را برنمی تابند و شکست آن را به سود خود می دانند.

بی تردید، این رویکرد یکی از مهم ترین آسیب های وارد شده به سرمایه اجتماعی دولت به شمار می رود؛ سرمایه ای که اگر به درستی حفظ و تقویت شود، بزرگ ترین پشتوانه هر دولت برای عبور از بحران ها و تحقق برنامه های اصلاحی خواهد بود.
با همه این گلایه ها، انصاف، نخستین شرط داوری است. نقد زمانی ارزشمند است که بر پایه عدالت و حقیقت استوار باشد، نه بر مبنای احساسات یا ملاحظات سیاسی. انصاف حکم می کند که تلاش های شبانه روزی، حضور مستمر در میدان، ساده زیستی، صداقت، فروتنی، مردم داری، میهن دوستی و احساس مسئولیت رئیس جمهور نیز دیده شود. مردی که کوشید در میان امواج سهمگین حوادث، کشتی ایران را با کمترین آسیب از گردنه های دشوار عبور دهد و چراغ امید را، حتی در تاریک ترین روزها، روشن نگه دارد.

حمایت از دولت، هرگز به معنای چشم پوشی از کاستی ها نیست؛ همان گونه که نقد دلسوزانه نیز به معنای نادیده گرفتن خدمات و تلاش ها نیست. آنچه امروز بیان می شود، نه از سر گلایه شخصی و نه با انگیزه های سیاسی، بلکه از سر مسئولیت، خیرخواهی و دغدغه آینده ایران است.

دکتر مسعود پزشکیان را ارج می نهم؛ نه از سر تعلقات جناحی و ملاحظات سیاسی، بلکه از آن رو که باور دارم صداقت، پاکدستی، سلامت نفس، شرافت، فروتنی و مسئولیت پذیری، گرانبهاترین سرمایه یک انسان و ماندگارترین ویژگی یک سیاستمدار است. در روزگاری که جامعه بیش از هر زمان دیگر تشنه اعتماد، راستی و اخلاق در عرصه حکمرانی است، وجود شخصیت هایی که قدرت را نه هدف، بلکه وسیله ای برای خدمت بدانند، سرمایه ای ارزشمند برای کشور به شمار می رود.

در شخصیت او، شجاعت با فروتنی، اخلاص با مسئولیت پذیری، مردم داری با شرافت و ایران دوستی با اخلاق درآمیخته است. او هیچ گاه خود را فراتر از مردم ندانسته و خدمت به مردم را نه ابزاری برای کسب قدرت، بلکه رسالتی اخلاقی، ملی و انسانی تلقی کرده است. باور به کرامت انسان، عدالت، وفاق ملی، احترام به رای مردم و تلاش برای کاهش شکاف های اجتماعی، در گفتار و رفتار او آشکار است و همین ویژگی ها سبب شد که بخش بزرگی از جامعه، امید خود را به این گفتمان گره بزند.

حمایت من از دکتر مسعود پزشکیان، حمایت از یک فرد نیست؛ حمایت از گفتمانی است که بر پایه اخلاق، مردم سالاری، عدالت، شایسته سالاری، صداقت، قانون گرایی، توسعه و احترام به رای مردم بنا شده است. گفتمانی که اگر به تمامی محقق شود، می تواند افق های روشن تری را پیش روی آینده ایران بگشاید.

امروز نیز، با وجود همه بی مهری ها، نادیده گرفته شدن بسیاری از نیروهای وفادار، فاصله گرفتن از بخشی از وعده های انتخاباتی، کم توجهی به بدنه ستادی و گلایه های فراوان، همچنان بر همان عهد نخستین خود استوار مانده ام؛ زیرا وفاداری به رای مردم را یک تعهد اخلاقی، ملی و تاریخی می دانم. باور دارم پاسداری از سرمایه اجتماعی کشور، مهم تر از هر ملاحظه شخصی یا سیاسی است و نباید اجازه داد این سرمایه ارزشمند، در سایه بی توجهی و تصمیم های نادرست آسیب ببیند.

با این همه، انتظار می رود دولت با نگاهی نو و عزمی راسخ، مسیر اصلاح را با شتاب و دقت بیشتری دنبال کند. امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد که شایسته سالاری به معیار اصلی انتصابات تبدیل شود و نیروهای توانمند، متخصص، پاکدست و وفادار، فارغ از نگاه های سلیقه ای و جناحی، در جایگاه های مدیریتی قرار گیرند. تحقق وعده های انتخاباتی، تقویت سرمایه اجتماعی، عدالت در انتصابات، توجه شایسته به همه اقوام، مذاهب و مناطق کشور، بهره گیری از ظرفیت نخبگان، بانوان و جوانان، اصلاح ساختارهای اداری و مالی، مبارزه بی امان با فساد، ارتقای شفافیت و پاسخگویی و افزایش کارآمدی نظام اجرایی، ضرورتی انکارناپذیر برای عبور از شرایط کنونی است.

در حوزه سیاست داخلی و خارجی نیز، گسترش گفت وگو، کاهش تنش ها، تقویت همبستگی ملی، توسعه تعاملات سازنده با جهان، بازسازی جایگاه شایسته ایران در عرصه بین المللی، رونق تجارت، جذب سرمایه گذاری، بهبود فضای کسب و کار و ارتقای رفاه عمومی، از مهم ترین مطالباتی است که افکار عمومی با جدیت از دولت انتظار دارد. تحقق توسعه پایدار، بدون آرامش، ثبات، اعتماد عمومی و تعامل سازنده با جهان، امکان پذیر نخواهد بود.

در مسیر تحقق حکمرانی مطلوب، تقویت نهادهای مدنی، احزاب، تشکل های صنفی، سازمان های مردم نهاد، دانشگاه ها، اندیشکده ها و به ویژه مطبوعات و اصحاب رسانه، ضرورتی انکارناپذیر است. رسانه های حرفه ای، مستقل و مسئول، چشم بینای جامعه، زبان گویای مردم، حافظ منافع ملی و یکی از مهم ترین ارکان شفافیت، پاسخگویی و سلامت نظام حکمرانی هستند. هیچ جامعه ای بدون گردش آزاد اطلاعات، نقد منصفانه، آزادی مسئولانه رسانه ها و حضور فعال روزنامه نگاران متعهد، به توسعه همه جانبه، اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی پایدار دست نخواهد یافت.

دولتی که بر پایه وفاق، عدالت و مردم سالاری شکل گرفته است، باید نقد دلسوزانه را فرصتی برای اصلاح بداند، نه تهدیدی برای بقا. رسانه های مسئول، رقیب دولت نیستند؛ آنان شریک توسعه، یاران اصلاح، دیده بانان منافع ملی و بازتاب دهندگان صدای مردم هستند. هر اندازه اعتماد دولت به اصحاب رسانه، اندیشمندان، دانشگاهیان، نویسندگان و صاحبان قلم افزایش یابد، به همان میزان سرمایه اجتماعی، شفافیت، اعتماد عمومی و کارآمدی نظام حکمرانی نیز تقویت خواهد شد.

ایران امروز بیش از هر زمان دیگر، نیازمند گفت وگوی ملی، همدلی، شفافیت، گردش آزاد اطلاعات، احترام به نقد منصفانه، بهره گیری از ظرفیت نخبگان، دانشگاهیان، اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه و مشارکت واقعی جامعه مدنی است؛ زیرا توسعه پایدار، عدالت، پیشرفت و وفاق ملی، تنها در سایه حضور آگاهانه مردم و نقش آفرینی نهادهای اجتماعی تحقق خواهد یافت، نه با حذف، انحصار و محدود کردن صداهای دلسوز.

رئیس جمهور، معاونان، وزرا و مدیران دولت، نباید هرگز فراموش کنند که مسئولیت، پیش از آنکه یک جایگاه سیاسی باشد، امانتی است که مردم با اعتماد خود به آنان سپرده اند. این امانت، نه با شعار، بلکه با صداقت، عدالت، کارآمدی، پاسخگویی و وفاداری به عهدی که با ملت بسته شده است، پاس داشته می شود. آنان که در روزهای دشوار، با امید، اخلاص و از خودگذشتگی، مردم را به مشارکت دعوت کردند و برای پیروزی این گفتمان از آبرو، اعتبار، آسایش و سرمایه اجتماعی خود هزینه کردند، امروز شایسته احترام، تکریم و بهره گیری از تجربه، تخصص و توان خویش در مسیر اداره کشورند، نه فراموشی، انزوا و بی مهری.

ایران، خانه مشترک همه ایرانیان است؛ سرزمینی که آینده آن نه با حذف، انحصار، تفرقه و مرزبندی های سلیقه ای، بلکه با همدلی، عدالت، شایسته سالاری، قانون گرایی، آزادی های قانونی، گفت وگوی ملی، مشارکت همگانی و احترام به کرامت انسان ایرانی ساخته خواهد شد. هیچ سرمایه ای برای یک ملت، ارزشمندتر از اعتماد عمومی نیست و هیچ دولتی، بدون اتکا به این سرمایه گرانسنگ، نخواهد توانست از گردنه های دشوار عبور کند یا مسیر توسعه و اصلاح را با موفقیت به پایان برساند.

ما همچنان حامی دولت هستیم، زیرا موفقیت دولت را موفقیت ایران می دانیم و باور داریم هر گامی که در مسیر عزت، امنیت، رفاه، توسعه و انسجام ملی برداشته شود، دستاوردی برای همه ایرانیان خواهد بود. اما این حمایت، هرگز به معنای چشم پوشی از کاستی ها، سکوت در برابر ضعف ها یا صرف نظر کردن از مطالبات مردم نیست. وفاداری حقیقی، در نقد منصفانه، مطالبه گری مسئولانه و یادآوری صادقانه عهدی معنا پیدا می کند که با مردم بسته شد؛ عهدی برای عدالت، شفافیت، شایسته سالاری، مبارزه با فساد، بهبود معیشت مردم، احیای امید اجتماعی و ساختن ایرانی آباد، مقتدر، سرافراز و برخوردار از کرامت.

با این همه، وجدان و مسئولیت اخلاقی به من اجازه نمی دهد از کنار رنج ها، دشواری ها و گلایه های مردم بی تفاوت عبور کنم. اگر بخشی از وعده هایی که با امید به مردم داده شد، آن گونه که شایسته بود به سرانجام نرسیده است؛ اگر شماری از نیروهای وفادار، دلسوز و صادق این گفتمان با بی مهری، بی اعتنایی یا کنار گذاشته شدن مواجه شده اند؛ اگر مشکلات اقتصادی، فشارهای معیشتی و دشواری های زندگی، کام بسیاری از هم وطنان را تلخ کرده و از سرمایه امید کاسته است، صمیمانه و صادقانه از ملت بزرگ، شریف، نجیب، آگاه و صبور ایران، به ویژه مردم غیور، اصیل، نجیب و سرافراز سیستان و بلوچستان، پوزش می طلبم و از محضر آنان طلب حلالیت دارم.

با وجود همه فراز و فرودها، همچنان بر این باورم که ایران را می توان با تکیه بر عقلانیت، اخلاق، عدالت، وفاق ملی، قانون گرایی و شایسته سالاری، به افقی روشن تر رهنمون ساخت. امید، آن گاه ارزش می یابد که در سخت ترین روزها نیز خاموش نشود و مسئولیت، زمانی معنا پیدا می کند که در برابر مشکلات، جای خود را به ناامیدی و انفعال ندهد.

امید آن دارم که سومین سال مسئولیت دکتر مسعود پزشکیان، آغازی بر فصلی تازه در حکمرانی کشور باشد؛ فصلی که در آن، صدای مردم رساتر از گذشته شنیده شود، سرمایه های انسانی کشور ارج نهاده شوند، شایستگان فرصت خدمت بیابند، وعده ها رنگ واقعیت به خود بگیرند، اعتماد عمومی بازسازی شود و ایران عزیز، با اتکا به خرد جمعی، اخلاق، عدالت، وفاق ملی و منافع عالی کشور، جایگاه شایسته خود را در منطقه و جهان بازیابد.

و باشد که تاریخ درباره این روزگار چنین داوری کند: در روزگاری که طوفان های سهمگین، آرامش این سرزمین را درنوردید، آنان که ایران را دوست داشتند، امید را وانگذاشتند؛ بر پیمان خود با مردم استوار ماندند؛ اخلاق را بر قدرت، صداقت را بر منفعت، انصاف را بر تعصب و منافع ملی را بر هر اختلاف و سلیقه ای مقدم داشتند و برای سربلندی ایران، از هیچ تلاشی دریغ نکردند. زیرا ایران، ماندگارتر از همه دولت ها، فراتر از همه جناح ها و عزیزتر از همه ماست؛ و آنچه از ما در حافظه تاریخ باقی خواهد ماند، نه جایگاهی است که در اختیار داشتیم، بلکه صداقتی است که در خدمت به مردم، از خود به یادگار گذاشتیم.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *