سرویس فرهنگی، انصاف نیوز: آیین رونمایی از کتاب «زنان نقاش ایران» اثر جعفر شیرعالینیا با قرائت پیام سیدمحمد خاتمی عصر یکشنبه ۱۲ مهر ۴۰۵ در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد.
به گزارش انصاف نیوز، در این مراسم که با حضور قابل توجه هنرمندان و هنردوستان، دستاندرکاران تالیف و انتشار این کتاب و جمعی از سفرا و رایزنان فرهنگی مقیم تهران برگزار شد، سیدمحمد بهشتی به سخنرانی پرداخت.
کتاب «زنان نقاش ایران» به زبان انگلیسی و برای ارائه در بازارهای بینالمللی کتاب تدوین شده است و در آن ۲۰۹ هنرمند زن ایرانی به همراه آثارشان معرفی شدهاند.
شیرعلینیا که پیشتر توانمندی خود در ارائه آثار دایرهالمعارفگونه را نشان داده بود، سرپرستی گروه تولید محتوای این کتاب را بر عهده داشته است.
در مراسم رونمایی کتاب زنان نقاش ایران، بخش کوتاهی از پیام آقای خاتمی قرائت شد. متن پیام نسبتا مفصل او به این شرح است:
«هنر آنگاه به میدان میآید که زبان از سخن (یا سخن صریح و با معنی) باز میماند.
اگر معرفت بازتاب واقعیت (اعم از مادی و غیرمادی) در ذهن هزارتوی آدمی است و زبان بازتاب درک و احساس آدمی به دیگری، هنر بازتابنده و بلکه خود معنی است که بسی فراختر از لفظ است.
اینکه گفتهاند حقیقت به عالم عقل مربوط است و شعر (و هنر) به عالم خیال، منظور این است که وقتی ما نتوانیم در کالبد (قالب) مفهوم معقول (علم و فلسفه) مطلبی را بیان کنیم، از خیال به تصویرسازی از عالم حس مدد میگیریم و راز دل را فاش میکنیم و مگر استعاره که از ارکان مهم شعر است، جز این است که تعریف یک واقعیت را (اعتباراً) به واقعیتی دیگر میدید؟
بگذریم؛ آنچه در محاورات روزمره با عنوان «هنر» رایج است آن نیست که در زبان خاستگاه فلسفه یعنی یونان بوده است.
ارسطو و پیش از آن افلاطون و حتی سابق بر آن در آثار حماسی و اسطوره یونان اصطلاح و عنوانی به کار رفته است که از آن خصلت و ویژگی هر چیزی که به آن ویژگی ممتاز و متمایز از چیزهای دیگر است مراد شده است یعنی آرته(aretē). هنر در برابر art امروز ذیل عنوان فن (technē) آمده است. البته در ادبیات فارسی قدیم بیشتر مراد از هنر همان آرته یونانی است تا هنر به معنی امروز آن.
آرته(aretē) در لاتین به virtus و درانگلیسی به Virtue و در زبان فلسفی دوران اسلامی به فضیلت (که نزدیک به همان آرته است) ترجمه شده است. فضیلت یعنی مزیت و فراوانی که انسان را کمال میبخشد.
میدانیم که ارسطو با همه عظمتی که دارد، در نشان دادن جایگاه انسان دچار خبط و لغزش بزرگی است. ایشان مدینه را اصل میداند و حتی حیات مدنی و مدینه را از فرد مهمتر به حساب میآورد. در نظر او شهروند (یعنی خود آزاد و مسئول و دارای حقوق بهاصطلاح شهروندی) فقط مردان آزاد یوناناند، یعنی بردگان، مهاجران و زنان از این حق مهم افسانهای محروماند.
اما آنچه امروز شاهد آن هستیم و از دستاوردهای ارزنده برادر اندیشمند، هنرشناس و دردآشنایمان جناب آقای جعفر شیرعلینیا و دوستان دیگر ایشان است، رونمایی از اثر ارزندهای است که دو ویژگی دارد؛ یکم: یکی از بخشهای بسیار مهم عرصه هنر (و هنرهای تجسمی) یعنی نقاشی را عرضه میدارد و با توصیف اجمالی که از هنر شد معلوم است که نقاشی چه جایگاهی دارد.
دوم: معرفی زنان نقاش در دوران معاصر است. زنانی که میتوانند و باید نقش ممتاز در عرصههای مختلف زندگی مدنی داشته باشند و با کمال تأسف، در همه دورانها جفایی که به زنان شده جفای مضاعف است. و این در حالی است که انسانیت وجه بنیادین است که دو بخش مادینه و نرینه دارد. یعنی انسان و انسانیت بر جنسیت، قومیت، باورمندی و… مقدم است و به تجربه نیز دیدهایم که اگر در عرصههای مختلف به زنان عزیز امکان و میدان داده شود، اگر نگوییم از مردان پیش خواهند افتاد، دستکم با ایشان هماوردی دارند.
عرضه آثار زنان نقاش کاری است بس بزرگ که به تهیه و تدوینکنندگان اثر و نیز عرضهکنندگان آن آفرین و سپاس میگویم. سیدمحمد خاتمی»









انتهای پیام





