حمید نجف، روزنامه نگار در یادداشتی با عنوان «صنعت هوایی در دو راهی ایمنی و منفعت» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
نامه تعدادی از شرکتهای هواپیمایی به رئیسجمهور درباره زمینگیر شدن بخشی از ناوگان MD، هشدار مهمی درباره تبعات کاهش ظرفیت حملونقل هوایی کشور است؛ از کاهش پروازها و محدود شدن شبکه تا فشار اقتصادی بر شرکتهای هواپیمایی و سرگردانی مسافران. اما این نامه، هرقدر هم جدی باشد، نباید ما را از یک اصل غیرقابل مذاکره دور کند، جان مسافر از ادامه فعالیت شرکتهای هواپیمایی مهمتر است.
مسئله MDها را نباید صرفا با منطق اقتصادی یا تعداد هواپیماهای زمینگیرشده تحلیل کرد. اگر محدودیت اعمالشده ناشی از یک الزام واقعی صلاحیت پروازی و ایمنی باشد، سازمان هواپیمایی کشوری نمیتواند صرفا به دلیل کمبود هواپیما، فشار شرکتها یا نگرانی از کاهش ظرفیت پروازی، از آن چشمپوشی کند. هواپیمای مسافربری محل آزمون تصمیمهای پرریسک نیست و کوچکترین ابهام درباره قطعات حیاتی موتور باید با سختگیرانهترین استانداردها بررسی شود.
از سوی دیگر، تحریمها و محدودیت دسترسی به قطعات اصلی، واقعیتی انکارناپذیر است. نمیتوان به شرکتهای هواپیمایی گفت قطعه اصلی تهیه کنید، در حالی که مسیر تامین آن عملا مسدود است و سپس انتظار داشت ناوگان بدون مشکل به فعالیت ادامه دهد. بنابراین راهحل نه تسلیم شدن در برابر فشار شرکتها است و نه بستن پرونده با یک (نمیشود) ساده.
اگر قطعهای ساخت داخل، از جمله قطعات حساس موتور، پیشنهاد شده است، باید یک مسیر رسمی، شفاف و فنی برای ارزیابی آن وجود داشته باشد؛ یعنی طراحی، مواد اولیه، فرآیند تولید، کنترل کیفیت، آزمونهای لازم، عمر قطعه، قابلیت اطمینان و الزامات ادامه صلاحیت پروازی بررسی شود. صرف مهندسی معکوس، تست زمینی یا حتی یک پرواز آزمایشی، بهتنهایی نمیتواند مجوز استفاده از یک قطعه حیاتی در پرواز مسافری تلقی شود.
راهکار منطقی این است که سازمان هواپیمایی کشوری یک کارگروه فنی مستقل و تخصصی با حضور متخصصان موتور، مواد، تعمیر و نگهداری، سازندگان داخلی و نمایندگان ایرلاینها تشکیل دهد و برای قطعات مورد اختلاف، مسیر ارزیابی و تعیین تکلیف را بهصورت شفاف مشخص کند. اگر قطعهای تمام الزامات ایمنی و صلاحیت پروازی را احراز کرد، استفاده از آن باید از مسیر قانونی امکانپذیر باشد؛ اگر هم احراز نکرد، زمینگیر ماندن هواپیما، هرچند برای شرکت هواپیمایی پرهزینه باشد، انتخاب درست است.
در این ماجرا باید مراقب باشیم دو موضوع را با یکدیگر اشتباه نگیریم، حفظ ظرفیت ناوگان یک منفعت اقتصادی و ملی است، اما حفظ جان مسافر یک ضرورت انسانی و حرفهای است. اولی باید مدیریت شود، اما دومی قابل معامله نیست.
راهحل، انتخاب میان ایمنی و منفعت نیست؛ راهحل این است که با رعایت کامل ایمنی، تمام راههای فنی و قانونی برای بازگرداندن هواپیماهای واجد شرایط به خدمت بررسی شود. یادمان باشد که شرکت هواپیمایی میتواند زیان یک هواپیمای زمینگیر را محاسبه کند؛ اما هیچکس نمیتواند ارزش جان مسافر را در صورتحساب اقتصادی خود وارد کند.
انتهای پیام





