
ایمان مالی، دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «راهبرد ترامپ در قبال ایران؛ بنبست راهبردی» نوشت»:
مقدمه
ترامپ بارها گفته کار ایران را تمام میکنیم اما واقعیت این است که او نه فقط تهدید کرده بلکه جنگ را آغاز کرده و با این حال نتوانسته به اهدافش برسد. آنچه او را متوقف کرده صبر یا خویشتنداری نیست بلکه بنبستی راهبردی است که خودش ساخته و اکنون در آن گرفتار شده است.
جنگ آغاز شده اما اهداف محقق نشد!
برخلاف تصور اولیه که ترامپ فقط تهدید میکند، آمریکا و اسرائیل در فوریه ۲۰۲۶ حملات هوایی گستردهای علیه ایران آغاز کردند. اما پس از ماهها بمباران هیچیک از اهداف اعلام شده محقق نشد، برنامه هستهای ایران متوقف نشد، توان موشکی از بین نرفت و حمایت از محور مقاومت قطع نشد.
ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد ایران همچنان بخش بزرگی از توان موشکی پیش از جنگ خود را حفظ کرده و به سرعت در حال بازسازی زیرساختهای آسیبدیده است. حمله زمینی نیز از همان ابتدا منتفی بوده است. مقامات آمریکایی تأکید کردند هیچ نیروی زمینی به ایران اعزام نخواهد شد و تحلیلگران نظامی هشدار دادند که ایران برای دفاع از خود سالها برنامهریزی کرده و هرگونه تهاجم زمینی بسیار خونین خواهد بود.
تنگه هرمز: برگ برنده ایران
در این میان ایران ابزار فشاری دارد که هیچ یک از اهداف قبلی سیاست فشار حداکثری ترامپ از آن برخوردار نبود این ابزار فشار تنگه هرمز است. ایران پس از آغاز جنگ کنترل خود بر این آبراه حیاتی را تشدید کرد. جهش قیمت نفت، افزایش تورم در آمریکا و گرانی بنزین ترامپ را در آستانه انتخابات میاندورهای بسیار آسیبپذیر کرده است. تورم انرژی به شدت افزایش یافت و فشار اقتصادی ناشی از جنگ بر اقتصاد آمریکا آشکار شد.
ائتلافشکنی متحدان
همزمان متحدان سنتی آمریکا از مشارکت نظامی در درگیری با ایران امتناع کردند. مانند: انگلیس، آلمان، ایتالیا، ژاپن، کره جنوبی و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس همگی از همراهی نظامی خودداری کردند. ایتالیا اجازه فرود بمب افکنهای آمریکایی در پایگاه سیسیل را نداد و اسپانیا حریم هوایی خود را به روی هواپیماهای آمریکایی بست. چین و روسیه نیز از پیوستن به محاصره اقتصادی ایران امتناع کردند. این یعنی حتی اگر ترامپ بخواهد فشار را تشدید کند، ابزارهای چندجانبهاش از کار افتاده است.
راهبرد سهلایه ترامپ
ترامپ در عمل یک راهبرد سهلایه را دنبال میکند که هیچ یک به نتیجه قطعی نمیرسد، فشار تا مرز فروپاشی از طریق محاصره دریایی و تحریمهای جدید برای خفه کردن اقتصاد ایران به امید تغییر از داخل و تلاش برای یک معامله بزرگ که در آن نه فقط توقف غنیسازی بلکه عقبنشینی کامل ایران در سه پرونده هستهای، موشکی و نیروهای منطقهای خواسته شده است.
به نظر می رسد که آمریکا خواستار توقف ۲۰ ساله غنیسازی است، در حالی که ایران حداکثر توقف ۵ ساله را پیشنهاد داده و پنج شرط پیشینی برای ادامه مذاکرات تعیین کرده است و در نهایت زمان خریدن دونالد ترامپ برای تصمیم قطعی تا پس از انتخابات میاندورهای به امید اینکه شرایط تغییر کند.
دو عامل پنهان که بنبست ترامپ را عمیقتر میکند
نخست اینکه ترامپ خودش اعتراف کرده که نمیداند در ایران با چه کسی طرف است و او در یک سخنرانی گفت: نمیدانم در ایران با چه کسی طرف هستم … هیچکس نمیخواهد مسئولیت رهبری را بپذیرد. این فقط یک جمله نیست بلکه نشانه یک مشکل واقعی است. واشنگتن بارها گفته رهبر جدید ایران از زمان آغاز جنگ هرگز علنی ظاهر نشده و به نظر میرسد در درون رهبری ایران یک دسته میخواهد به نوعی توافق برسد و دسته دیگر چیز دیگری میخواهند.
این ابهام باعث میشود ترامپ نه بتواند مطمئن شود توافقی که امضا میکند در تهران واقعاً اجرا میشود و نه بتواند بفهمد حمله نظامی واقعاً هسته تصمیمگیری را فلج میکند یا خیر. نتیجه این است که او مدام بین بمباران کنیم و به توافق برسیم نوسان میکند و خودش میگوید از نظر انسانی ترجیح میدهم بمباران نکنم.
دوم آنکه ایران خود مقاومت را به یک دارایی راهبردی تبدیل کرده است. پیش از جنگ ایران با فروپاشی ارز و اعتراضات گسترده آسیبپذیر به نظر میرسید. اما حملات نظامی آمریکا و اسرائیل برعکس انسجام داخلی بیسابقهای در ایران ایجاد کرد و انتقال رهبری نسبتاً منظم انجام شد و خیزش گستردهای رخ نداد و نهادهای کلیدی مانند سپاه پاسداران کنترل خود را در سراسر کشور حفظ کردند.
ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا هم تأیید میکند که ساختار حکومت ایران هنوز کامل است و خطر فروپاشی قریبالوقوع وجود ندارد. راهبرد ایران روشن است یعنی لازم نیست آمریکا را در میدان نظامی شکست دهد، فقط باید زنده بماند. تا زمانی که حکومت سقوط نکند، زمان به نفع تهران کار میکند و سپاه پاسداران چون چرخه انتخابات آمریکا، فشار قیمت نفت و جدایی متحدان و صبر واشنگتن را تحلیل میبرد در حالی که ایران سالهاست با تحریمها تمرین تحمل درد طولانیمدت را کرده است.
نتیجه گیری: بنبست دوطرفه ترامپ در مقابل ایران
نقطه تلاقی این دو عامل این است: اول اینکه ترامپ با حریفی روبهروست که نمیتواند سرش را قطع کند و ایران روی این حساب باز کرده که او تحمل یک جنگ بدون پایان مشخص را ندارد. این همان لایه عمیقتر بنبست است. هیچکدام نمیتوانند پیروز شوند، اما هیچکدام هم نمیتوانند اول عقبنشینی کنند.
الگوی تهدید ضربالاجل و عقبنشینی آنقدر تکرار شده که دیگر یک تاکتیک نیست بلکه نشانه درماندگی است. ترامپ نه میتواند بجنگد چون هزینهاش غیرقابل تحمل است و نه میتواند مذاکره کند چون خواستههایش فراتر از آن است که ایران بپذیرد و نه میتواند عقبنشینی کند چون تصویر قدرت خود را از دست میدهد. او در دام راهبردی خودش گرفتار شده است.
انتهای پیام





