فاطمه اکبری، مهاجر افغانستانی مقیم ایران، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
یک سؤال دارم از کسانی که فکر میکنند ایرانی بودن، آنها را از بقیهٔ مردم منطقه برتر میکند: دقیقاً برتریتان را از کجا آوردهاید؟ از مرزهای سیاسی یا از ریشههای تاریخی؟
ظاهراً بعضیها آنقدر با واژهٔ «پرشین» احساس مالکیت میکنند که حتی به یک فارسیزبان افغانستانی هم میگویند: «تو پرشین نیستی!» ببخشید، شما چه زمانی صاحب انحصاری یک زبان و میراث فرهنگی شدید؟
بیایید یک چیز را از هم جدا کنیم: ایرانی بودن، فارس بودن و فارسیزبان بودن، الزاماً یک معنا ندارند. «ایران» نام یک کشور امروزی است؛ اما زبان فارسی و میراث فرهنگی فارسیزبانان، محدود به مرزهای سیاسی امروز ایران نیست. این زبان قرنها در ایران، افغانستان، آسیای مرکزی و فراتر از آن حضور داشته است.
در سال ۱۹۳۵ میلادی، برابر با ۱۳۱۳ شمسی، نام «ایران» در مکاتبات رسمی بینالمللی جایگزین نام رایج «پرشیا» شد. اما تاریخ این سرزمین و زبان فارسی از سال ۱۳۱۳ شروع نشده است! عوض شدن نام رسمی یک کشور، به معنی مالکیت انحصاری بر یک تاریخ و فرهنگ نیست.
برای فهمیدن موضوع، یک مثال ساده بزنم: یک خانواده چند فرزند دارد. فرزندان بزرگ میشوند، هرکدام زندگی مستقلی تشکیل میدهند و حتی ممکن است در کشورهای متفاوتی زندگی کنند. آیا مستقل شدن یکی از آنها، گذشته و پیوند خانوادگیاش را پاک میکند؟ پس چرا وقتی پای تاریخ و فرهنگ مشترک به میان میآید، بعضیها ناگهان حافظهشان را از دست میدهند؟
من نمیگویم افغانستان و ایران یک کشورند؛ نیستند. هرکدام هویت ملی، تاریخ سیاسی و مرزهای مستقل خودشان را دارند. حرفم این است که استقلال سیاسی یک ملت، دلیل برتری ملت دیگر نیست. میشود ایرانی بود و به تاریخ خود افتخار کرد، بدون اینکه هویت یکدیگر را انکار کنیم.
و یک نکتهٔ دیگر برای بعضی مهاجران: اینکه خودتان را از مهاجران افغانستانی، پاکستانی یا عراقی بالاتر بدانید، تضمین نمیکند که جامعهٔ میزبان هم شما را بالاتر ببیند. گاهی ما برای فرار از نگاه تحقیرآمیز دیگران، همان نگاه را نسبت به آدمهای دیگر تکرار میکنیم. این اسمش پیشرفت نیست؛ بازتولید همان تبعیض است.
من برای ایرانی بودن کسی کم نمیگذارم؛ همانطور که اجازه نمیدهم کسی افغانستانی بودن مرا مایهٔ تحقیر بداند.
انتهای پیام





