وقتی گزینه‌های مدیریت دیابت محدود می‌شوند؛ نقش هزینه، بیمه و تامین در دسترسی به درمان

رپورتاژآگهی

برای فردی که با دیابت زندگی می‌کند، وجود یک دارو یا تجهیز در بازار به معنای دسترسی به آن نیست. گزینه‌ای که از نظر پزشکی برای یک فرد مناسب است، زمانی در دسترس اوست که بتواند آن را در زمان لازم، با هزینه قابل‌تحمل و به صورت مستمر تهیه و استفاده کند. هزینه، پوشش بیمه و شرایط تامین می‌توانند هر کدام بخشی از این مسیر را محدود کنند.

در نتیجه، مسئله دسترسی فقط به این پرسش محدود نمی‌شود که «چه چیزی در بازار وجود دارد؟»؛ بلکه باید دید فرد در عمل از میان گزینه‌های موجود، به چه چیزی دسترسی دارد و آیا این گزینه با نیاز پزشکی او تناسب دارد یا نه. ممکن است یک درمان در بازار موجود باشد، اما سهم پرداختی بیمار تهیه مستمر آن را دشوار کند؛ یا گزینه‌ای از نظر پزشکی مناسب باشد، اما استمرار تامین آن تضمین نشده باشد.

هزینه و بیمه؛ وقتی وجود یک گزینه به معنی دسترسی به آن نیست

هزینه می‌تواند فاصله میان «وجود یک گزینه درمانی» و «امکان استفاده از آن» را تعیین کند. حتی اگر دارو یا تجهیز مورد نیاز بیمار در بازار موجود باشد، پرداخت سهم از هزینه به ‌صورت مداوم ممکن است برای او امکان‌پذیر نباشد. در این میان، داشتن بیمه لزوما به معنای کاهش کافی هزینه نیست؛ میزان حمایت بیمه به این بستگی دارد که گزینه مورد نیاز تحت پوشش باشد، چه بخشی از هزینه آن پرداخت شود و سقف تعهدات بیمه چقدر باشد. در واقع، آنچه برای بیمار اهمیت دارد، هزینه‌ای است که پس از اعمال پوشش بیمه باید شخصا پرداخت کند و اینکه آیا پرداخت این مبلغ در طول درمان برای او امکان‌پذیر است یا نه.

اما میزان حمایت بیمه را نمی‌توان فقط با عنوان «تحت پوشش» یا «دارای پوشش بیمه‌ای» ارزیابی کرد. مهم این است که پوشش بیمه در زمان تهیه گزینه مورد نیاز، چه میزان از پرداخت بیمار را کاهش می‌دهد و چه محدودیت‌هایی برای استفاده از آن وجود دارد. از این منظر، میزان پرداخت از جیب در کنار توان مالی فرد و هزینه برنامه مراقبتی او، تصویردقیق‌تری از اثر واقعی پوشش بیمه بر دسترسی به درمان ارائه می‌دهد.

یک نمونه گزارش‌شده در سال ۱۴۰۵، این فاصله میان پوشش بیمه و پرداخت واقعی بیمار را ملموس‌تر می‌کند. بر اساس مقایسه دو فیش خرید یک نسخه یکسان از ۱۵ قلم انسولین از یک داروخانه در تبریز، مبلغ پرداختی بیمار از ۱۵۹ هزار و ۲۵۰ تومان در اواسط اردیبهشت به ۳ میلیون و ۹۰۹ هزار و ۲۵۰ تومان در هشتم تیر رسیده است؛ یعنی بیش از ۲۴ برابر افزایش. در همین فاصله، قیمت کل اقلام نسخه از حدود ۹ میلیون و ۶۸۶ هزار تومان به ۱۳ میلیون و ۴۳۶ هزار تومان رسیده که ۳۸.۷ درصد افزایش را نشان می‌دهد. در هر دو فیش، سهم بیمه تامین اجتماعی ۹۰۰ هزار تومان ثبت شده بود و مبلغ افزایش‌یافته در فیش دوم به سهم پرداختی بیمار منتقل شده بود. این نمونه نشان می‌دهد که وجود سهم بیمه در یک هزینه درمانی، لزوما به معنای ثابت ماندن یاقابل‌ تحمل بودن پرداختی بیمار نیست.

وقتی سهم پرداختی بیمار از توان مالی او فراتر می‌رود، مسئله فقط دشوارشدن پرداخت هزینه نیست؛ دامنه گزینه‌هایی که فرد می‌تواند به‌طور مستمر از میان آنها انتخاب کند نیز محدود می‌شود. در چنین شرایطی، ممکن است فرد گزینه‌ای را انتخاب کند که از نظر هزینه قابل‌تحمل‌تر است، نه لزوما گزینه‌ای که برای وضعیت پزشکی او مناسب‌تر باشد. به این ترتیب، فشار مالی می‌تواند فاصله‌ای میان «گزینه مناسب از نظر پزشکی» و«گزینه قابل‌استفاده در عمل» ایجاد کند.

وقتی تامین، دامنه گزینه‌های قابل‌دسترس راتعیین می‌کند

دسترسی به گزینه‌های مدیریت دیابت به مجموعه‌ای از عوامل وابسته است که توان پرداخت بیمار و میزان پوشش بیمه تنها بخشی از آن را تشکیل می‌دهند. شرایط تامین و استمرار عرضه نیز تعیین می‌کند که یک گزینه تا چه اندازه و برای چه مدتی در اختیار افراد قرار داشته باشد. از این منظر، ارزیابی دسترسی نباید تنها براساس تولید یک محصول، حضور آن در بازار یا قرار گرفتن آن در فهرست بیمه انجام شود؛ ظرفیت عرضه باید متناسب با حجم تقاضا و نیازهای متفاوت بیماران نیز سنجیده شود.

این نگاه با رویکرد سازمان جهانی بهداشت به دسترسی به داروها و فناوری‌های سلامت نیز همخوان است. WHO دسترسی را مسئله‌ای چند بعدی می‌داند که عواملی مانند استطاعت مالی، موجودی و دسترس‌پذیری، تامین و زنجیره عرضه، تنظیم‌گری و کیفیت محصولات را در برمی‌گیرد. برای‌ بیماری‌های مزمن، استمرار و قابل‌پیش‌بینی بودن دسترسی اهمیت بیشتری دارد، زیرا وقفه در تامین می‌تواند مستقیما بر ادامه مراقبت اثربگذارد.

حمایت از تولید داخل می‌تواند به پایداری تولید و تامین کمک کند، اما صرف تولید یک محصول در داخل کشور به تنهایی نشان‌دهنده کفایت عرضه نیست. برای ارزیابی وضعیت تامین‌ بایستی مواردی مثل کیفیت، ظرفیت واقعی تولید، میزان و استمرار عرضه، حجم تقاضا و تفاوت نیازهای درمانی بیماران در کنار یکدیگر بررسی شود. از سوی دیگر کیفیت نه صرفا براساس منشا تولید که برپایه معیارهای معتبر و شواهد مربوط به محصول باید سنجیده شود.

در تصمیم‌گیری درباره محدود کردن واردات نیز باید روشن باشد که عرضه داخلی تا چه اندازه می‌تواند حجم تقاضا و نیازهای بالینی متفاوت را پاسخ دهد. مسئله، ترجیح همیشگی واردات یا افزایش تعداد گزینه‌ها به‌خودی‌خود نیست؛ بلکه باید اطمینان حاصل شود که محدودیت‌های تامین، فردی را که به گزینه‌ای متناسب با نیاز پزشکی خود نیاز دارد، از مسیر دسترسی به درمان مناسب محروم نکند.

اگر گزینه‌های موجود پاسخ‌گوی نیاز پزشکی یک فرد نباشند، در کنار تقویت ظرفیت داخلی باید مسیر روشن و قابل‌پیگیری برای تامین گزینه مناسب وجود داشته باشد. به این ترتیب، حمایت از تولید داخل و حفظ دسترسی بیماران را می‌توان در یک چارچوب واحد دنبال کرد؛ چارچوبی که هم پایداری تولید و تامین را در نظر می‌گیرد و هم تفاوت نیازهای درمانی بیماران را.

فناوری متناسب با نیاز پزشکی، یک انتخاب تجملی نیست

انتخاب فناوری‌ها و دستگاه‌های مدیریت دیابت باید با شرایط هر فرد هماهنگ باشد. برنامه درمانی، وضعیت بالینی، ترجیحات فرد و توانایی او در استفاده از یک ابزار می‌توانند در انتخاب گزینه مناسب نقش داشته باشند. استانداردهای مراقبت از دیابت انجمن دیابت آمریکا در سال ۲۰۲۶ نیز تاکید می‌کنند که نوع و انتخاب دستگاه باید بر اساس نیازها، شرایط، ترجیحات و سطح مهارت هر فرد تعیین شود. این توصیه مشخصا درباره دستگاه‌های دیابت است و نباید به‌ عنوان دلیلی برای ضرورت یک فناوری یا داروی خاص برای همه افراد تعمیم داده شود.

بنابراین، دسترسی را نباید صرفا به امکان استفاده از «جدیدترین» یا «گران‌ترین» فناوری‌ها محدود کرد. جدیدتر یا گران‌تر بودن یک گزینه به تنهایی به معنای مناسب‌تر بودن آن نیست و معیار اصلی باید فایده بالینی و تناسب آن با نیاز فرد باشد. در عین حال، اگر یک گزینه براساس شواهد علمی و ارزیابی تیم درمان برای فرد مناسب تشخیص داده شود، تصمیم‌گیری درباره دسترسی به آن نیز باید این تناسب را در نظر بگیرد. نیاز به یک گزینه نباید صرفا با عنوان «جدید»، «گران» یا «غیرضروری» کنار گذاشته شود. این تناسب نیز الزاما به معنای نیاز به یک برند مشخص نیست.

دسترسی به فناوری فقط به تهیه خود دستگاه محدود نمی‌شود. آموزش استفاده، پشتیبانی و امکان تهیه اقلام مصرفی مرتبط نیز بخشی از شرایط لازم برای استفاده موثر و مستمر از فناوری هستند. استانداردهای ADA نیز بر آموزش اولیه و مستمر متناسب با شرایط فرد هنگام استفاده از فناوری‌هایی مانند پایش مداوم قند خون و سیستم‌های تزریق خودکار تاکید دارند.  

دسترسی واقعی، فراتر از وجود یک محصول

در نهایت، پرسش درباره دسترسی به درمان و مدیریت دیابت فقط این نیست که چه دارو یا ابزاری در بازار وجود دارد. مسئله این است که آیا فرد می‌تواند گزینه متناسب با نیاز پزشکی خود را در زمان لازم، با هزینه قابل‌ تحمل و به صورت مستمر تهیه و استفاده کند. پاسخ به این پرسش به مجموعه‌ای از عوامل، از هزینه و پوشش بیمه تا استمرار تامین و سیاست‌های تولید و واردات، وابسته است.

بنابراین، تصمیم‌های مربوط به بیمه، تولید و واردات باید با توجه به اثر آن‌ها بر دسترسی واقعی و پایدار افراد به مراقبت متناسب با نیاز پزشکی ارزیابی شوند. این رویکرد به معنای دسترسی بی‌قیدوشرط به هر دارو یا فناوری یا ترجیح یک برند خاص نیست؛ بلکه به معنای فراهم بودن دامنه کافی از گزینه‌های مناسب و امکان ادامه گزینه انتخاب‌شده براساس نیاز پزشکی فرد است.

در این چارچوب، دو پرسش اجرایی اهمیت پیدا می‌کند: بیمه در عمل چه میزان از هزینه مورد نیاز فرد را جبران می‌کند و سهم پرداختی او پس از پوشش بیمه چقدر است؟ و کفایت عرضه چگونه سنجیده می‌شود و اگرگزینه‌های موجود پاسخ‌گوی یک نیاز پزشکی نباشند، چه مسیر روشن و قابل‌پیگیری برای تامین گزینه مناسب وجود دارد؟ تجربه افراد مبتلا به دیابت و ارزیابی کادر درمان نیز باید در شناسایی این شکاف‌ها و بازبینی تصمیم‌های مرتبط با دسترسی نقش داشته باشند.

 منابع:

https://www.who.int/publications/b/75245

https://www.who.int/news-room/commentaries/detail/ensuring-equitable-access-to-essential-medicines-and-health-technologies-for-noncommunicable-diseases

https://diabetesjournals.org/care/article/49/6/916/164559/Challenges-in-and-Opportunities-for

https://diabetesjournals.org/care/article/49/Supplement_1/S150/163922

https://cdn.iranintl.com/202607013087

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *