کانال تلگرامی «جامتعه بهتر بسازیم» نوشت:
در معاشرت با دیگران، هر رفتاری که ما را ناراحت میکند، لزوما غیراخلاقی نیست؛ همانطور که هر رفتاری که از نظر عاطفی برایمان خوشایند است، لزوما اخلاقی نیست. گاهی ما از دیگران انتظاراتی داریم که نه برآمده از یک تعهد اخلاقی، بلکه حاصل عادتها، وابستگیهای عاطفی، توقعات شخصی یا تعریفی است که خودمان از صمیمیت داریم.
برخی از این موارد را مرور میکنیم:
هرکسی حق دارد به درخواست ما “نه” بگوید.
حتی اگر درخواستمان معقول، ساده و از نظر خودمان کاملا بهحق باشد. کسی موظف نیست برای راضی نگهداشتن ما از خواسته، آسایش یا اولویتهایش بگذرد.
هیچکس موظف نیست بهاندازهای که ما به او علاقه داریم، به ما علاقه داشته باشد.
علاقه، صمیمیت و دلبستگی را نمیتوان با مطالبه و احساس استحقاق ایجاد کرد. ممکن است کسی را بسیار دوست داشته باشیم، اما او همان احساس را به ما نداشته باشد.
هرکسی حق دارد به پیام ما دیر پاسخ بدهد یا اصلا پاسخ ندهد.
البته در روابطی که تعهد مشخصی وجود دارد، پاسخگویی میتواند بخشی از مسئولیت فرد باشد.
هیچکس موظف نیست تمام جزئیات زندگیاش را با ما در میان بگذارد.
حتی اگر دوست صمیمی، عضو خانواده یا شریک عاطفی او باشیم، باز هم حق حریم خصوصی دارد. صمیمیت به معنای دسترسی نامحدود به افکار، روابط، مکالمات و اطلاعات شخصی دیگری نیست.
البته ما نمیتوانیم از این حق برای توجیه فریبکاری در موضوعاتی که به تعهدات مشترک مربوطاند، استفاده کنیم.
دیگران حق دارند بدون حضور ما خوش بگذرانند.
اینکه دوستانمان بدون دعوت از ما دور هم جمع شوند، با دیگران صمیمی باشند یا برنامهای داشته باشند که ما در آن جایی نداریم، ممکن است احساس طردشدگی ایجاد کند؛ اما هیچ رابطهای بهخودیخود حق حضور دائمی و انحصاری برای ما ایجاد نمیکند.
هرکسی حق دارد رابطهاش را با ما محدود کند یا به پایان برساند.
ممکن است برای رابطهای سالها وقت، محبت و انرژی گذاشته باشیم؛ اما این سرمایهگذاری، دیگری را مجبور به ادامه رابطه نمیکند. البته شیوه پایان دادن به رابطه میتواند محترمانه یا غیرمحترمانه باشد، اما اصلِ فاصله گرفتن یا قطع رابطه، بهخودیخود غیراخلاقی نیست.
دیگران حق دارند با ما مخالف باشند، حتی اگر این مخالفت به مذاقمان خوش نیاید.
هیچکس موظف نیست برای حفظ آرامش ما، عقاید، سلیقهها یا قضاوتهایش را کنار بگذارد.
هرکسی حق دارد اولویتهای زندگی خودش را بر خواستههای ما مقدم بداند.
ممکن است انتظار داشته باشیم دوستمان در شرایط خاص، ما را بر کار، استراحت، خانواده یا برنامههای شخصیاش مقدم بداند؛ اما رابطه دوستانه به معنای اولویت دائمی ما در زندگی دیگری نیست.
هیچکس موظف نیست مطابق انتظارات عاطفی ما ابراز محبت کند.
ممکن است دوست داشته باشیم دیگران مرتب احوالمان را بپرسند، تولدمان را به یاد داشته باشند، از ما تعریف کنند یا احساساتشان را به زبان بیاورند. این خواستهها قابلفهماند؛ اما نمیتوانیم سبک ابراز محبت خودمان را معیار قطعی محبت دیگران قرار دهیم.
دیگران حق دارند اشتباه ما را ببینند و درباره رفتارمان انتقاد کنند.
هیچکس صرفا به دلیل علاقه، دوستی یا خویشاوندی با ما موظف نیست همیشه از ما دفاع کند، اشتباهاتمان را نادیده بگیرد یا با رفتارمان موافق باشد. انتقاد محترمانه میتواند نشانه جدی گرفتن ما باشد.
سه قاعده اصل اساسی در معاشرت
ما حق داریم از رفتار دیگران ناراحت شویم، اما ناراحتی ما بهتنهایی ثابت نمیکند که آنها مرتکب خطا شدهاند.
گاهی آنچه ما بیمحبتی، بیوفایی یا بیاحترامی تلقی میکنیم، صرفا مواجهه با این واقعیت است که دیگران مستقل از خواستهها و انتظارات ما زندگی میکنند.
بلوغ عاطفی یعنی بتوانیم میان سه چیز تفاوت بگذاریم: آنچه دوست داریم دیگران برایمان انجام دهند، آنچه حق داریم از آنها انتظار داشته باشیم و آنچه واقعا موظفاند انجام دهند.
|Tawwab, Nedra Glover. (2021). Set Boundaries, Find Peace: A Guide to Reclaiming Yourself.|
انتهای پیام




