مسائل ایران و «چپ و راست اردوگاهی» | علی‌اصغر سیدآبادی

علی‌اصغر سیدآبادی، فعال فرهنگی، در یادداشتی تلگرامی نوشت:

جرج اورول مقاله‌ای دربارهٔ ناسیونالیسم دارد که دست‌کم دو ترجمهٔ فارسی از آن در دست داریم. او در بخشی از این مقاله می‌نویسد: «اعمال، نه بر پایهٔ شایستگی خودشان، بلکه بر اساس این‌که چه کسی انجامشان می‌دهد، خوب یا بد شمرده می‌شوند.»

این گوهر اردوگاه‌گرایی در سیاست معاصر ماست. دربارهٔ چپ اردوگاهی پیش از این بسیار نوشته‌اند، اما اکنون می‌توانیم در کنار آن، از «راست اردوگاهی» نیز سخن بگوییم.

در نگاه اردوگاهی، جهان به دو اردوگاه تقسیم می‌شود: اردوگاه ما و اردوگاه آن‌ها. برای چپ و راست اردوگاهی، هرچه در جهان می‌گذرد، حاصل رقابت و اختلاف چپ و راست است. اگر چپ باشی، مسئول تمام فجایع جهانی و ملی راست‌ها هستند و اگر راست باشی، مسئول تمام این فجایع چپ‌ها هستند. افزون بر این، هرکس مانند هواداران اردوگاه فکر نکند، بخواهد یا نخواهد، در اردوگاه مقابل طبقه‌بندی می‌شود و برچسب می‌خورد. برچسب چپ یا راست، هواداران اردوگاه را از فکرکردن، استدلال و گفت‌وگو بی‌نیاز می‌کند. تحلیلی بسیار ساده از جهان ارائه می‌شود که در آن، هر رویداد و پدیده‌ای تنها یک عامل و علت دارد: اردوگاه مقابل.

در این نگاه، تعلق اردوگاهیِ کنشگر بر ارزیابی کنش و پیامدهای آن تقدم پیدا می‌کند. رفتار مشابه، بسته به این‌که از متحد سر بزند یا مخالف، با معیارهای متفاوت سنجیده می‌شود. در نتیجه، نقدِ کنش و پیامدهایش و به‌تبع آن، نگاه کارشناسی رنگ می‌بازد؛ افراد و گروه‌ها و جریان‌ها هدف حمله قرار می‌گیرند و انگ‌زدن، توهین و تحقیر جای استدلال را می‌گیرد.

از آن‌جا که اردوگاه‌گرایی پدیده‌ای جهانی است، چپ‌گرایان و راست‌گرایان اردوگاهی خود را در جبهه‌ای جهانی می‌یابند و تحلیل‌هایشان از ترجمهٔ بحث‌ها و منازعات آن جبهه تأثیر می‌پذیرد. آنچه در این میان از دست می‌رود، فهم مسائل ملی و نسبت آن‌ها با جهان است؛ زیرا این مسائل نیز با همان دوگانه و دستگاه مفهومیِ برگرفته از آن تفسیر می‌شوند.

تأملی در رسانه‌ها، تحلیل‌ها و سخنان کنشگران سیاسی، نشانه‌های چنین وضعیتی را در میدان سیاست ایران نشان می‌دهد. برای شناخت دامنه و زوایای گوناگون آن، تحقیق لازم است؛ اما نمونه‌هایش را در گفتار روزمرهٔ سیاسی نیز می‌توان دید.

در این وضعیت، ترجمهٔ متون چپ و راست اروپایی و آمریکایی و بازتولید تنش‌های آن‌ها در این‌جا کار روشنفکری نیست، بویژه که بخشی از کار از هوش مصنوعی نیز برمی‌آید. برملاکردن این ساده‌سازی‌ها و نشان‌دادن تنوع و پیچیدگی مسائل کار روشنفکری است.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *