به حیوانات کمک می‌کنیم به انسان‌ها چطور؟

یاسر عرب، مستندساز و فعال اجتماعی، در کانال تلگرامی خود نوشت:

«یک خانم آشنا را می‌شناسم که پس از از دست دادن فرزندانش در یک حادثه، تصمیم گرفته دو خانه‌اش در تهران را وقف گربه‌های منطقه کند. قرار است درآمد اجاره این خانه‌ها برای همیشه صرف غذا، درمان و مراقبت از گربه‌ها شود.

قصد که چه عرض کنم؟ حوصله‌ی قضاوت درباره این تصمیم ایشان را ندارم. اتفاقاً خودم گربه‌ها را دوست دارم. ما خودمان سال‌ها با دخترم به پارک لاله می‌رفتیم و به گربه‌های آنجا غذا می‌دادیم. حتی همین حالا هم در خانه گربه داریم. مسئله من اصلاً دوست داشتن یا نداشتن حیوانات نیست.

اما این ماجرا در کنار واقعیت‌های زندگی امروز ما، پرسش مهمی ایجاد می‌کند. در همین تهران، خانواده‌های زیادی برای تأمین یک سرپناه حداقلی درمانده‌اند. در همین جامعه، کارهای آموزشی و فرهنگی و اجتماعی فراوانی وجود دارد که با کمترین امکانات و گاهی کاملاً بدون حمایت، برای بهبود زندگی مردم تلاش می‌کنند و کمتر دیده می‌شوند.

همانطور که قبلا هم نوشته‌ام ما معمولاً همه انتقادها را متوجه دولت می‌کنیم که چرا از کارهای مفید حمایت نمی‌کند، چرا منابع صرف اولویت‌های نادرست می‌شود و چرا فعالیت‌های اجتماعی جدی گرفته نمی‌شوند. اما سهم خود جامعه در این میان چیست؟

واضح است حرف من کم کردن محبت به حیوانات نیست. (هر چند این شیوه غذا دادن افراطی به سگ و گربه بد جور زندگی خود این حیوانات و محیط زیست را مورد آسیب قرار داده) حرفم این است که چرا در توزیع عاطفه، توجه و حمایت اجتماعی‌مان چنین عدم تعادلی وجود دارد؟

چرا گاهی برای مراقبت از حیوانات ظرفیت‌های قابل‌توجهی بسیج می‌کنیم، اما در برابر نیازهای انسانی و کارهایی که برای آینده همین جامعه انجام می‌شوند، این‌قدر کم‌توجهیم؟

به نظرم این فقط مسئله اولویت‌های اقتصادی نیست. نشانه‌ای از آشفتگی در روان جمعی ماست. جامعه‌ای که در ابراز بعضی عواطف بسیار سخاوتمند است، اما در دیدن نیازهای انسانی و پذیرفتن مسئولیت در قبال آنها، به‌شدت کم‌توان عمل می‌کند.

من این وضعیت را نوعی روان‌پریشی تاریخی و جمعی می‌دانم که در آن، عاطفه، مسئولیت‌پذیری و تشخیص اولویت‌ها از تعادل خارج شده‌اند.»

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *