کانال تلگرامی ترجمان نوشت:
مایکل جی. کورن، واشنگتنپست — آیا یکی از قالبهای مطالعه ذاتاً بهتر از دیگری است؟ پاسخ به این پرسش بستگی دارد به اینکه از کتاب چه انتظاری داریم. من معمولاً کتابهایی را که برای خواندنشان ذوق دارم، به شکل چاپی تهیه میکنم. اما وقتی هدفم صرفاً کسب اطلاعات باشد، کتاب الکترونیکی انتخاب بهتری است: هم سریعتر و ارزانتر است و هم، مهمتر از همه، میتوانم بهسرعت در آن جستوجو کنم و هر وقت لازم شد، اطلاعاتی را دوباره پیدا کنم یا نکتهای را در مهلت محدود به دست بیاورم.
کتابخوانهای الکترونیکی برخلاف تبلتها، برای نمایش کلمات و تصاویر از ذرات بسیار ریز رنگدانه استفاده میکنند و به همین دلیل، صفحهنمایششان شباهت زیادی به کاغذ دارد. حتی وقتی نور پسزمینهشان روشن است، نور ملایمی در سطح صفحه پخش میشود و مستقیماً به چشم نمیتابد. به همین دلیل، کار با آنها کمتر باعث خستگی چشم و اختلال در خواب میشود. پژوهشهایی هم که دربارۀ عوارض جسمی و روانی این نوع نمایشگرها انجام شده، تاکنون عوارض قابلتوجهی را نشان ندادهاند.
مطالعات پیشین نشان دادهاند کسانی که کتابخوان الکترونیکی دارند، بیشتر کتاب میخوانند. البته شاید علت این باشد که افراد کتابخوان بیشتر به سراغ این دستگاهها میروند، نه اینکه کتابخوانهای الکترونیکی آنها را به مطالعه بیشتر ترغیب کنند. بااینهمه، نباید کتابخوانهای الکترونیکی را با تبلتها و گوشیهای هوشمند یکی دانست؛ تبلتها با وجود کاربردهای فراوانشان، چیزی جز گوشیهای هوشمند بزرگتر نیستند و همان عوامل حواسپرتی را با خود دارند.
بااینحال، مطالعه با صفحهنمایش، حتی کتابخوانهای الکترونیکی، میتواند درک و بهخاطرسپردن مطالب را دشوارتر کند. در کتابهای دیجیتال، پیمایش صفحه و تغییر شمارۀ صفحات باعث میشود نشانههای مکانی و لمسیِ کتاب چاپی، که از ورق زدن و لمس صفحات در ذهنمان شکل میگیرند، از بین بروند، چیزی که میشود آن را «جغرافیای» کتاب چاپی نامید. پژوهشها نشان میدهند خوانندگان معمولاً از یک متن واحد، هنگام مطالعۀ نسخۀ دیجیتال، در مقایسه با نسخۀ کاغذی، اطلاعات کمتری را درک میکنند و به خاطر میسپارند؛ هرچند این تفاوت چندان چشمگیر نیست.
این تفاوت بهویژه هنگام خواندن آثار غیرداستانیِ دشوار و متراکم، یا وقتی برای مطالعه وقت محدودی داریم، بیشتر به چشم میآید. در مقابل، خواندن رمان و متنهای رواییِ سادهتر معمولاً چنین مشکلی ایجاد نمیکند. البته این به معنای برتری مطلق کتاب کاغذی نیست؛ خوانندگان ماهر میتوانند با استفاده از ابزارهایی مثل هایلایت کردن و یادداشتنویسی در حاشیه متن، بخشی از این ضعف را جبران کنند.
اما به هر حال کتاب کاغذی فرصت میدهد آهستهتر بخوانیم، عمیقتر در متن پیش برویم و بیشتر تأمل کنیم. میتوانیم در حاشیهاش یادداشت بگذاریم، زیر عبارتها خط بکشیم و هر وقت خواستیم به بخشهای مهم برگردیم. من مثلاً کنار قسمتهایی که میخواهم دوباره بخوانم، با مداد نقطه کوچکی میگذارم. کتابی که روی قفسه است، همیشه در دسترس است و میتوانیم هر وقت خواستیم آن را برداریم و ورق بزنیم؛ اما نسخه الکترونیکی ممکن است میان انبوه فایلهای دستگاه گم شود.
البته مسئله فقط تجربۀ مطالعه نیست؛ مالکیت کتاب هم اهمیت دارد. وقتی کتابی چاپی میخریم، صاحب آن میشویم؛ اما دربارۀ کتابهای الکترونیکی، اغلب فقط مجوز استفاده داریم. بسیاری از ناشران کتاب را به معنای واقعی کلمه به ما نمیفروشند. آمازون در سال ۲۰۰۹، پس از اختلافی بر سر مجوز انتشار، نسخهای غیرمجاز از رمان «۱۹۸۴» جورج اورول را از راه دور از دستگاههای مشتریانش پاک کرد. هرچند شرکت بعداً پذیرفت چنین کاری را محدود کند، اما این ماجرا نشان داد مالکیت کتاب دیجیتال با مالکیت نسخۀ چاپی تفاوت دارد.
آنچه خواندید برگرفته از مطلب «What You Miss When You Read on a Screen» نوشتۀ مایکل جی. کورن است که در تاریخ ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶ در واشنگتنپست منتشر شده است.
انتهای پیام




