اعتماد نوشت: دوشنبه ۲۴بهمن ماه بود که حسن روحانی در ادامه جلسات دورهای خود، اظهاراتی را درباره نقش قانون اقدام راهبردی مجلس یازدهم در عدم احیای برجام در اسفند۹۹ داشت. بر اساس روایتی که رییس دولت اعتدال مطرح کرده، دولت در اسفندماه ۹۹ و پس از فراز و فرود سالهای ابتدایی دولت بایدن، مهیای احیای برجام و دستیابی به توافق با کشورهای ۱+۴ و امریکا بود. جالب اینجاست، سندی که دو طرف روی آن توافق کرده بودند نه فقط تحریمهای هستهای را لغو میکرد، بلکه براساس روایت روحانی، «برخی تحریمهای غیرهستهای» را هم در بر میگرفت. روحانی در این خصوص میگوید: «امید مردم در آغاز دوره یازدهم در ایجاد ثبات و بهبود شرایط اقتصادی موثر بود و ما میتوانستیم در اسفند ۱۳۹۹ با رفع تحریمها، این امید را احیا کنیم و حتی شروط ما برای رفع برخی تحریمهای غیرهستهای نیز پذیرفته شده بود اما تصویب مصوبه اقدام راهبردی مجلس (یازدهم) مانع آن شد.» اظهارنظرهایی که پیش از این هم از سوی روحانی و برخی نزدیکانش در دولت دوازدهم تکرار شده است.
دامنه وسیعی از تحلیلگران حوزه سیاست خارجی هم هستند که همین روایت را پذیرفته و اعلام میکنند ایران یک فرصت تاریخی برای احیای برجام را در اواخر سال ۹۹ و فروردین و اردیبهشتماه ۱۴۰۰ از دست داده است. شاید برخی از افراد و جریانات سیاسی تصور میکردند ۶ماه بعد با تغییر دولت در ایران به راحتی میتوانند دستاورد احیای برجام را به پای دولت بعدی بنویسند. اما همانطور که محمدجواد ظریف عنوان کرده بود، ۶ماه در عرصه سیاست خارجی زمان زیادی است و ممکن است هر اتفاقی در آن رخ دهد. اتفاقات و رخدادهایی که به وقوع پیوستند و منافع ملی ایران را تحتالشعاع قرار دادند.
حشمتالله فلاحتپیشه نماینده ادواری مجلس و چهرهای که طی سالهای متمادی از نزدیک در جریان مذاکرات هستهای بوده است در خصوص چرایی عدم احیای برجام در سال۹۹ معتقد است: «با توجه به صحبتهای روز سهشنبه حسن روحانی، میخواهم یک جمله کلیدی را بگویم و آن اینکه احیای برجام به دلیل محافظهکاری دولت آقای روحانی و تندرویهای دولت ابراهیم رییسی تا به امروز ناکام بوده است. توجه داشته باشید، منظور من احیای برجام است نه امضای برجام. در فرآیند امضای برجام دولت روحانی به خوبی توانست موضوع را مدیریت کند اما در خصوص احیای برجام این فرصت در هر دو دولت از دست رفت. البته من از دوران بایدن و پساترامپ صحبت میکنم. فرصت اول احیای برجام را خود بایدن کشت، چرا که سیاست فشار حداکثری ترامپ را ادامه داد، در حالی که وعده داده بود احیای برجام یکی از تصمیمات ابتدایی دولتش باشد. اما این پروسه را به تعویق انداخت و تنها زمانی که متوجه شد ایران در برابر فشار عقبنشینی نمیکند، حاضر به گفتوگو برای احیای برجام شد. بنابراین فرصتهایی برای توافق شکل گرفت که اینبار ایران از آن بهره نبرد.»
فلاحتپیشه در تشریح استدلال خود ادامه داد: «استدلال آقای روحانی این است که علت عدم احیای برجام در سال ۹۹، تصویب قانون اقدام راهبردی مجلس است. به نظرم اگر دولت آقای روحانی محافظهکارانه عمل نمیکرد، مصوبه مجلس یازدهم هم نمیتوانست مشکلی ایجاد کند. اسناد آن زمان گویاست، در آن برهه برخی منتقدان از جمله خود من مصاحبه کرده و گفتیم، چون موضوع هستهای ذیل مقولات کلان سیاست خارجی است و این موارد در شعام برنامهریزی میشود، تصمیمات مجلس باید با راهبردهای شورای عالی امنیت ملی هماهنگ باشد. جالب اینجاست برخی افراد از دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در واکنش به انتقادات بنده مصاحبه کردند و این مصوبه را در هماهنگی با شعام دانستند. شورای امنیتی که ریاستش با حسن روحانی بود. اکثریت اعضای شعام هم از دولت وقت بودند و تنها رای مجلس، رای قالیباف، رییس مجلس در این زمینه بود. قوانینی که در مجلس درباره مسائل هستهای تصویب میشوند در هماهنگی با دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی است. در مجلس هفتم هم قوانین مصوب در هماهنگی با دبیرخانه شعام اتخاذ شدند.»
این نماینده ادواری درباره تاثیر عدم احیای برجام در مشکلات ماههای اخیر کشور یادآور میشود: «مشکلاتی که طی ماههای گذشته در خیابانهای کشور مشاهده شدند، برآمده از عدم اجرای سیاستهای اصلاحطلبانه است. شعارهای اصلاحطلبانهای که برخی سیاستمداران دادند اما در ادامه و در اجرا دچار محافظهکاری شدند. معتقدم اگر آقای روحانی میخواست، میتوانست مصوبه احیای برجام را از شورای عالی امنیت ملی بگیرد. برخی هم این شائبه را مطرح میکنند که مشکل اصلی آقای روحانی با نهادهای صاحبنفوذی خارج از مجلس بوده است، اما صحبتهای خود ایشان نشان میدهد که مشکل ایشان با مجلس بوده است. این روند نشان میدهد، این فرضیه که هر اندازه دولت دوازدهم به انتهای مسیر خود میرسید، محافظهکارتر میشد، چندان هم بیراه نیست.»
فلاحتپیشه در پاسخ به این پرسش که اما روحانی هم درباره عدم هماهنگی دبیر شعام به دولت نارضایتیهایی داشت و چند بار خواستار تغییر دبیر شورای عالی امنیت ملی شد، میگوید: «من باز هم با استفاده از اسناد تاریخی جواب میدهم. آقای روحانی زمان پیروزی محمود احمدینژاد در سال۸۴ جایگاه دبیرکلی شعام را داشت. زمانی که احمدینژاد تازه رییسجمهور شده بود، روحانی گزارشی به رییس دولت نهم داد، زمانی که روحانی نظری مخالف احمدینژاد داد، بلافاصله استعفا دادند. رییسجمهوری در ایران اگر از اختیارات خود استفاده کند از این توان برخوردار است که دبیرکلی شعام را تغییر دهد. البته این مشکل محافظهکاری فقط مشکل روحانی نیست. مجلس یازدهم هم از اختیارات خود استفاده نکرده و امروز سروصدا میکند.
او درباره نقش نهادهای بالادستی در ترسیم مسیر مذاکرات و اینکه آیا روحانی به تنهایی میتوانست در خصوص احیا یا عدم احیای برجام تصمیمساز باشد، میگوید: «من معتقدم که میتوانستند. فکر کنم اشاره شما درباره رهنمودهای رهبری در مذاکرات باشد. مقولههای کلان سیاست خارجی در شورای عالی امنیت ملی مطرح میشود و بعد از بحث و تبادل نظر به سمع و نظر رهبری میرسد. رهبری هم نظر تخصصی شورای عالی امنیت ملی را میپذیرند. بنابراین آقای روحانی و اکثریت تیم ایشان این توانایی را داشتند که در شورای عالی امنیت ملی موضوع را فیصله دهند. لذا احیای برجام قبل از اینکه به مراحل بالاتر برسد به تعویق افتاد. متاسفانه افرادی که بیشترین نگرانی را در خصوص منافع ملی دارند با بیشترین فشارها مواجه میشوند. همین امروز هم افراد و جریاناتی که با مذاکرات و برجام مخالف بودند، پالسهای عجیبی برای غرب میفرستند بدون اینکه پیام مناسبی از سوی طرف مقابل دریافت کنند. دولتها تا روز و ساعت آخر حضورشان باید در زمینه فعالیتهای راهبردی تصمیمگیر باشند و اگر کوتاهی کنند باید پاسخگوی تاریخ و مردم و رسانهها باشند.»
انتهای پیام




