عباس موسایی فعال سیاسی اصلاح طلب در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است نوشت:
چیره شدن ِ منطق و راهبرد ِ راست ِافراطی حاکم بر رژیم صهیونسیتی بر سیاست های دولت مرکانتیلیستی فاشیست مآب ایالات متحده و کشاندن ِ آن به جنگی ویرانگر با ایران عزیز با مشارکت ِ برخی ایرانیان !!!، آن هم با نام ِ نامی ایران ، خطرناک ترین تهدید موجودیتی علیه ایران در تاریخ معاصر را شکل داده است. رژیم صهیونسیتی ، در بهره گیری و انتگریزه سازی ظرفیت های مختلف برای تحمیل جنگ بر ایران ، مجموعه ای از فقدان ها و امکانات را در کنار هم سامان و سازمان داده است؛ از کیش شخصیت و روان شناسی دونالد ترامپ تا موقعیت پیچیده ٔ خاورمیانه و اوضاع داخلی ایران.
از بد حادثه و مع الأسف اما ، اهل ِ تصمیم و تدبیر این کشور ، در شناخت ِ ماهیت ِ این تهدیدات ، امکانات و امتناعات و منطق ِ مواجهه با آن ، آرایش و راهبردی روزآمد را در دستور کار قرار ندادند. پرداختن به ریشه ها و چرایی وقوع ِ جنگ کنونی، هر چند امری لازم و ضروری است ، اما آنچه بیش و پیش از آن اهمیت دارد، چگونگی ِ غلبه بر جنگ ویرانگر و عبور از تهدیداتی است که موجودیت کشور و ملت ایران را به مخاطره افکنده است. مفهوم / روایت و ایده ی ایران به وقت اکنون ، بیش از هر ایده و راهبردی، واجد ِ ظرفیت و امکان ِ عبور و غلبه بر جنگ است. ایران و موجودیت ِ آن ، به امان ِ اهل ایدئولوژی رها شده است. از این رو گام نخست ِ غلبه بر جنگ ، کانونی کردن ِ ایران است. به عبارتی اگر حفاظت از موجودیت ِ ایران در صدر ِ اولویت بندی ها قرار گیرد، آنگاه مقاومت و عقلانیت ملی و به میدان آوردن ِ تام و تمام ِ آنچه ایران در اختیار ِ اهل تصمیم و تدبیر قرار می دهد ، ناجی ِ ایران خواهد بود.
راست ِافراطی صهیونیستی ،که با در اختیار در آوردن ِ سران ایالات متحده آمریکا و سایر ِ کشورهایی که خود را جهان ِ متمدن و مدرن می نامند، ارزش های انسانی و مبانی ِ سترگی که از دل ِ فلسفه و الهیات ِ و تاریخ تحولات اندیشگی ، اجتماعی و سیاسی این خطه در اسنادی همچون اعلامیه استقلال آمریکا و اعلامیه جهانی حقوق بشر متبلور شده بود را به مسلخ برده بود ، اکنون و در تجاوز به ایران، مزورانه و ریاکارانه ، راست ِافراطی وابسته ٔ ایرانی را آن هم با پرچم و نمادهای ایرانی ،علیه ایران به خدمت درآورده است، به گونهای که نام ِ ایران را بر ضد ِ رسانه اینترنشنال نهاده و آن را در نقش ِ بخش فارسی رادیو اسرائیل ، استخدام کرده است . از عجایب روزگار آن است که این ضد رسانه ، در ذیل ِ نام ِ بزرگ و نامی ایران ، پیش برنده ی ایده های ایران ستیز ترین تئوریسین و متفکرـ برنار انری لویی ـ و دینی و قومی ترین دولت ِ جهان ـ رژیم صهیونسیتی اسرائیل – می باشد. برنار لویی که از یهودیان متولد الجزایر است ، سرزمین ِ ایران را بیش از اندازه بزرگ می داند و صراحتا بیان می دارد که با نام ِ ایران نیز مشکل دارد. ادعای سفیر ِ اونجلیست ِ ایالات متحده در اسرائیل ، تحت عنوان ِ اسرائیل بزرگ و از نیل تا فرات را در ارجاع به ایده ی لویی که نباید در خاورمیانه کشوری بزرگ وجود داشته باشد ، بیشتر قابل فهم می شود.
لویی که به زعم شادروان استاد سید جواد طباطبایی ، «مشکوک تر از این شخص حتی در فرانسه وجود ندارد» و از سه دانشگاه اسرائیلی ِتلآویو ، اورشلیم و بار ایلان « برای سهم موثری که برای مردم و ملت یهود» ایفا کرده ،دکترای افتخاری گرفت، صراحتا می گوید ؛« من وفاداری به نامم به صهیونسیتم و به اسرائیل را همچون پرچمی به دوش کشیدم.»
برنار لویی همزمان با روی کار آمدن ِ ترامپ در ایالات متحده، در گفت و گو با ضد ِ رسانهٔ اینترنشنال ، ترس از مذاکره و عادی سازی در روابط ایران و غرب را نمایان ساخت.
وی نه صرفاً از سر احساسات ، بلکه از موضع ِمتفکر و سیاست مدار ِ کار کشتهای که برای خاور میانه نسخهای منطبق بر نسخه راستهای افراطی ِ صهیونیستی هم این نسخه را، تنها راه نجات جهان از خاور میانه و حتی تنها راه نجات خاور میانه را در آن می داند که هیچ قدرت بزرگی در آنجا نباشد. بنابراین تلاش میکند، نسخهٔ تضعیف و حتی تجزیهٔ کشورها در خاورمیانه را بعنوان ِ نسخهٔ رها ساز، برجسته کرده و جا بیندازد، از این رو خواستار تضعیف و فروپاشی نظمی است که «ایران» نامیده میشود.
برنار لویی، پس از روی کار آمدن ِ ترامپ، پیامدهای مستولی شدن ِ ایده ی ایدهٔ« اول آمریکا» و عقیده و روش وی را معامله کردن نامید و گفت ؛ «از دل ِ این ایده، امکان ِ معامله با ایران، فراهم آمده و ممکن است شاهد ِ شگفتیهای بزرگی، باشیم!» . این شگفتی برای وی و راست ِافراطی صهیونیستی در پیش برد اهداف خود در تضعیف و تجزیه ٔ ایران بسیار سنگین بود ، از این رو در تلاش برای تحمیل ِ راهبرد ِ« اول اسرائیل» بازیگردانی هوشمندانه ای را در دستور کار قرار دادند ، همانگونه که لویی میگوید «؛ اسرائیل هم میتواند شاهد ِ شگفتیهای بزرگی باشد».
به نظر می رسد ، برای جریانی که شگفتانه اش این بود که ترامپ ِ نئومرکانتلیست را از ایده ی اول آمریکا به کارگزار راهبرد ِ «اول اسرائیل »، هدایت ساخت چندان دشوار نباشد که با بهره گیری از شکاف ِملت و حاکمیت و در مسیر ِ خطرناک ِ تضعیف و تجزیه ٔ ایران ، راست ِافراطی ایرانی را با پرچم ِ ایران ،علیه ِ ایران به استخدام در آورد!
طباطبایی به عنوان ِ« فیلسوف ایران» که « مفهوم ِ ایران » در کانون ِ توجه نظری ایشان قرار داشت و آنچه بسیاری از اهل ِ تصمیم و تدبیر در این کشور در آیینه نمی دیدند را در خشت خام می دید ، می گوید؛« کسانی که برنار لوی را جدی گرفته اند و بدو دخیل بسته اند ، خواب و خیال های خطرناکی برای ایران تدارک دیده اند تا جوانان ایرانی را از چاله به چاه بیندازند!!! »
دفاع از ایران به وقت اکنون مستلزم و نیازمند ِ فهم ِ عمیقی از منطق هژمون ِ حاکم بر جهان ، یعنی عبور از حقوق بین الملل و پارادایم ِ لیبرالیستی به نئو مرکانتلیسم فاشیست مآب و تحت ِ کنترل ِ راست ِافراطی صهیونیستی است. کانونی شدن ِ ایران ، میدان دادن به ظرفیت های «ایده ی ایران» و اتخاذ راهبرد ِ« اول ایران » برای سامان و سازمان دهی جدید و باز تنظیم ِ منطق ِ دفاع از ایران ، الزامی بنیادین به حکم ِ ضرورت و خودآگاهی ملی است. ضرورتی که اگر درک نشود ، ایران در آستانه ٔ خطرناک ترین آسیب پذیری تاریخ معاصرش تا افتادن به ورطه ی جنگ داخلی، تجزیه و ویرانی چندان فاصله ای ندارد.
ایران به قول ِ گوبینو ، «چونان سنگ خارایی است که که موجهای دریا آن را به اعماق راندهاند، انقلابات جوی آن را به خشکی انداخته، رودی آن را با خود برده و فرسوده کردهاست، تیزیهای آن را گرفته و خراشهای بسیاری بر آن وارد آورده، اما سنگ خارا که پیوسته همان است که بود، اینک، در وسط درهای بایر آرمیده است. زمانی که اوضاع بر وفق مراد باشد، آن سنگ خارا گردش از سر خواهد گرفت. اهمیتی ندارد که کدام عنصر طبیعی پیروز شده یا چه حوادثی رخ داده باشد، تا زمانی که او از میان نرفته باشد، همان سنگ خارا خواهد بود و به جای نیرویی که بخواهد در درازای یک سده اندک آسیبی بر او وارد کند، او بر هزار نیروی مشابه چیره خواهد شد!»
آنچه امروز بر هر چیز اولویت دارد، حفاظت از سنگ خارای ایران و جلوگیری از فروپاشی آن است. برای جلوگیری از ژرف تر شدن ِ شتابناک بحران ، راهی غیر از مدد یافتن ِ تام و تمام ازهمه ٔ ظرفیت های ایران با محوریت ِ حفاظت از ایران وجود ندارد. عبور به منطق ِ ایران، ظرفیت های برجسته ای برای مهار بحران در اختیار قرار می دهد. غنی سازی سیاست در داخل با مفهوم/ روایت / ایده ی ایران ، اهل ِایدئولوژی را از تعمیق ِ این ناوضعیت ِ ژرف آشوب ، باز خواهد داشت. ایران را باید از بازیچه ی ایدئولوژی گرایان باز ستاند.
انتهای پیام



