معنای شلیک به سنگر خودی انقلابی‌گری نیست!

غلامرضا بنی اسدی، روزنامه‌نگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

سرنا را از سر گشادش نواختن می شود همین تکه پرانی های فلان سایت علیه دولت. همین که رئیس جمهور را خطاب قرار می دهد و می نویسد: «آیا ممکن است یک درخواست از شما و تیم رسانه ای پرطمطراقتان داشته باشیم؟ شماها در روزهایی که کشور در آرامش به سر می برد و از جنگ خبری نبود هیچ خیر و برکتی برای کشور نداشتید، از شما تقاضامندیم که به همان روال زمان قبل از جنگ ادامه دهید با همان دست و فرمان مسیرتان را طی کنید، اکنون که کشور درگیر جنگ است دست به ابتکار نزنید و…»

البته کسانی که چنین مطلق مدعی نداشتن «هیچ خیر و برکتی» از سوی دولت می شوند را نباید مخاطب قرار داد. جماعت گرفتار «صفر و یک» نمی توانند کارنامه ای نگاه کنند چون خود صاحب کارنامه نیستند. قلم هم که بر می دارند، چکش می پندارند و معلوم است که اصحاب چکش جز کوفتن بر سر این و آن برای خود ماموریتی متصور نیستند. یک نمونه اش هم همین که کلیدِ بازشدن قفلِ توئیتر را هم در دستان پزشکیان آدرس دهی می کنند. که عیار اطلاع شان از امور را نشان می دهد و باز نیاز به جواب نیست. شاید نمی خواهند از رفقایشان عقب بمانند در تخریب دولت. مهم هم نیست.

مهم این است که ما مردم بدانیم که آدم ها متفاوت فکر می کنند و متفاوت هم عمل می کنند. پزشک به جبهه جنگ هم که می رود برای نجات است. این حرفه نگاه او را هم می سازد. نباید توقع داشت پزشک مثل نظامی، جنگاور باشد چنان که نظامی نمی تواند مثل پزشک نگاه کند. یادم هست و بارها هم نوشته ام این خاطره را که در دوران آموزشی برای اعزام به جبهه، عزیزی از واحد بهداری آمد تا از جمع بسیجیان برای خود یارگیری کند. حرفی زد که بعد از چهاردهه همچنان در ذهنم مثل خطی روشن خوانده می شود؛ «نجات جان یک انسان بهتر از کشتن اوست حتی اگر دشمن باشد.»

این نگاه اتفاقا وجه ممیزه ما با دشمنان ماست. آنان در کشتن حریص اند و ما در نجات انسان ها. آنان به اسراف در خونریزی، رکورد سفاکی را می شکنند و ما در پرهیز از خون ریزی. ما مثل آنان نیستیم. باری پزشکیان هم پزشک است، جراح قلب است، ادبیات او هم همسو با نظام تربیتی‌اش خواهد بود. این که باید گزیده سخن بگوید و کلمات را به جا استفاده کند، درست اما این که بخواهد مثل فلان سایت و روزنامه حرف بزند یا حرف های آنان را تکرار کند، توقع نا به جایی است. او باید تبیین کننده همان گفتمانی باشد که بر آن اساس رای گرفته است. باید به عهد خود وفادار بماند. در به جا گفتن و به موقع ایفای نقش کردن باید سنجیدگی را افزایش دهد اما حتما و حتما باید خودش باشد؛ مسعود پزشکیان و نه دیگری و دیگران.

دیگر نهادها و نیروها هم باید سر جای خود و در نقش نوشته خود رفتار خویش را نظم دهند. دیپلمات فلسفه وجودی خود را در طراحی میز می داند تا معرکه شکل نگیرد. خلاف این، نگاه داشته باشد برخلاف آمد و فلسفه وجودی خود رفتار کرده است.

«هرکسی را بهر کاری ساخته اند» اگر در زبان فارسی حکم ضرب المثل یافته است به این خاطر است که به ما یاداوری کند که از کسی جز فلسفه وجودی اش نخواهیم. تقسیم وظایف را در سپهر کلان حفاظت از وطن را به رسمیت بشناسیم. نظامیان را به میدان داری شان باید ستود و دیپلمات ها را به میزآرایی باید درود گفت و دولت را به خدمت باید ستود. همه با هم و در سپهر کلان هدایت رهبری است که می تواند نتیجه موفقیت بدهد.

در زمان جنگ، شلیک به سنگر خودی، هزار معنا هم که داشته باشد یکی اش غیرت انقلابی معنا نمی شود. هوشیار باشیم و هوشیار باشند آنان که فکر می کنن از همه بیشتر می فهمند…

انتهای پیام

اشتراک گذاری

۳ Comments

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. این سخنان مانند آب در هاون کوبیدن است به خود زحمت ندهید اینان … و خود حق بین هستند که فقط خدا می تواند انان را …

    ۱۳
    ۱
  2. خداوند در کتابش خطاب به حبیبش چنین می فرماید که ما تو را جز رحمت برای عالمیان(نه تنها مسلمانان) نفرستادیم.اری ائین محمدی چیزی جز خیر و برکت برای تمام احاد بشر فارغ از رنگ و نژاد و ائین و دین و ملیت و اعتقاد نیست

    ۱