قِران ِسعدین ؛ تبرکی برای روشنایی ایران «چراغ خدا»


عباس موسایی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «قِران ِسعدین ؛ تبرکی برای روشنایی ایران چراغ خدا» نوشت:

ایران ِ عزیز و اهورایی ما در حالی به استقبال ِ قِران ِسَعدَین می رود که سایه ٔ شوم ِ جنگی بر آمده از قِران ِ نَحسَین بر فراز آن در حال ِ پرواز است. نوروز و فطر ِ امسال ِ ایرانیان که هر دو نماد و نمود ِ نوشدگی و گشایش اندو بر هم انطباق یافته اند، در حالی پاورچین پاورچین می آیند که جنگی ویرانگر و موجودیتی ، توسط ِ بنیادگرایی ِ نحس ِ صهیونیستی و سوداگری ِ فاشیست مسلک ِ آمریکایی ، بر کشور و ملت ما تحمیل شده است.

شجره ی خبیثه ای از شرارت که همچون صاعقه ای ویرانگر ، دانش آموزان ِ شجره ی طیّبه میناب ِ ایران را به کام مرگ کشاند و ملتی را در سوک و عزا نشاند. تند باد ِ اهریمنی ای که نو رسیده ِ ترنجان ِ ما را به خاک و خون افکند. چنانکه حکیم طوس در مقدمه چینی برای توصیف مرگ سهراب به زیبایی می سراید؛« اگر تندبادی برآید ز کنج/ به خاک افکند نورسیده ترنج»

جنگی برآمده از انباشت ِ کین و حقارت و هویت جویی ِ مذهبی ِ صهیونیستی که با در اختیار درآوردن ِ ولع ِ ثروت ، کیش شخصیت و حقارت و خودشیفتگی ِ ترامپ ، با به مسلخ بردن ِ اخلاق و انسانیت و قانون ، بر کشور و ملتی مظلوم و در جست و جوی توسعه و پیشرفت ، تحمیل و قران سعدین شان در قرانت نحسین ترامپی و نتانیاهویی ، خون آلود و غم انگیز شد.

هیولای جنگ یک شبه بر ما نازل نشد. پرداختن به چرایی آن حوصله و فرصتی دیگر می طلبد. آنچه امروز اما بیش از هر چیز اهمیت دارد، یافتن ِ راهی برای غلبه ٔ شرافتمندانه بر جنگ است. غلبه بر نفرت پراکنی و نابودی خواهی ای که به دست و دل ِ متجاوزان به ایران ، حک شده و جان ستانی و تخریب گری می کند، به میزانی که به قدرت و سلحشوری نیاز مند است، نیاز به درایت ، عقلانیت ، فضیلت و شجاعت ِ آینده بیانه و مسئولیت پذیری دارد. آتش ِ جنگی که کین توزان هویت گرای تنها کشور ِ جعلی ِ قومی ـ مذهبی جهان با همراهی ِنازیسم ِ قرن بیست و یکمی آمریکایی ، به جان ایران ِ جان انداخته اند، نیازمند ِ سلحشوری ، شجاعت و عقل سردی است تا از ویرانگری اش بکاهد . تبرک ِ هم نشینی ِ نوروز و فطر که هر دو به معنای ِ گشایشگری و نونوشدگی اند را باید به غلبه ٔ شجره ی طیّبه زندگی بر شجره ی خبیثه ی ویرانگری, کبر و غرور تبدیل کرد.

عقل سردی که نای ِ جغد ِ جنگ را خفه کند ، پر و پای او را بِبُرد و بشکند و زمانه و روزگار را به نور صلح و ایمنی و امنیت مژده دهد و بقای ملک و ملت و کشور را تضمین کند. ایرانیان ِ عزیز و با اصالت که این روزها دیاسپورای ایرانی شناخته می شوند و به هر دلیل از کشور مهاجرت کرده اند، در هر جای عالم برای مهار ِ جنگ و جنایت علیه ِ کشور و ملت شان و ستاندن ِ نام ِ ایران از قدرت طلبان ِ سن و سال دار و کم خردی که نام ِ نامی ایران را برای جنگ و جنایت علیه ِ ایران به بازارگاه ِ دیوار ِ ندبه در اسرائیل به حراج گذاشته اند‌ و آبادی ایران را در ویرانی اش می جویند و نان و زندگی خویش را در خون و مرگ ایرانیان می جویند و بر پوست ِ طبل ِ جنگی که بر آن می کوبند ، از پوست ِ ایرانیان عزیزی است که برای ایران آینده ای امن و ایمن دلشان می تپیده و می تپد، فرصت و امکانات فراوانی دارند.

آنچه جنگ طلبان علیه ِ ایران به قربانگاه برده اند، امنیت ، انسانیت ، شرافت و حقیقت است. ایرانیان اما با پاسداشت ِ انسانیت، شرافت ، امنیت و پایداری ِ ایران ، مرزهای ایران را پاسداری خواهند کرد. آنچه امروز بیش از هر چیز روشن شده است ، آن است که ایران ِ اهورایی غیر از سرزمین و مردمانش و صد البته خدای ایران که چراغ ایران را روشن نگهداشته ، پشت و پناهی ندارد.

با تأسی به سنت های سترگ ایرانی و اسلامی و بهره گیری از صبوری و خردمندی ایرانی ، باید بر جنگ غلبه کرد. شاید این مهمترین تبرک ِ قران سعدین ِ نوروز و فطر برای ایران باشد. امید است که با تدبیر، تقدیر ِ مملک عزیزمان را از سیطره ٔ کین و نفرت ِ قرین نحسین ، نجات دهیم.

بر این خاک بس باد ِ صَرصَر گذشت/ چراغ خدا بود خامش نگشت

انتهای پیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *