نقدی بر یادداشت «روشنفکری و ضرورت بازگشت به عدالت نظری»

حجت الاسلام احمد حیدری در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
جنگ چهل روزه به آتشبس رسید و کمکم تحلیلها در باره عوامل شروع جنگ، مطرح میگردد که لازم و مفید است به شرطی که واقعا فضا باز باشد و همه، تحلیل خود را ارائه دهند و تضارب واقعی آراء شکل گیرد.
یکی از روحانیهای دانشگاهی در یادداشتی به بررسی نقش “روشنفکران دینی” در واقع شدن جنگ چهل روزه اخیر پرداخته [لینک] و نوشته: «دشمن براساس حادثه غمانگیز ۱۹ و ۲۰ دیماه گذشته به این نتیجه رسید که نسل جوانِ ایران سرخورده، بیانگیزه، خشمگین و بیپروا در عبور از خط قرمزهای دینی و سیاسی است… این وضعیت را جریان روشنفکری دینی به جان جوانان افکند دهه هشتادیها و نسل z نتیجه تربیت مبتنی بر تردید و تساهلاند… میوه کارِ روشنفکران را عدهای سیاستپیشه در دهه هشتاد چیدند و با کلیدواژههایی چون گفتگوی تمدنها، تساهل و تسامح و …، چهرهای متمدن از غرب به مردم فروختند و با آن، “چهره خشن و نظامیِ” آن را موّجه کردند… جریان روشنفکری به لحاظ تئوریک راه را برای این سیطره نرم غرب باز کرد لذا روشنفکران دینی سزاوار ملامتاند و باید مسئولیت و نقش خود را در آنچه بر ایران گذشته و میگذرد، بپذیرند و جبران کنند.»
نویسنده حرفی نو نزده و این حرف بعد از «حماسه مردمی دوم خرداد ۷۶» بارها و بارها از طرف اصولگرایان تکرار شده که “روشنفکران دینی و سیاسی[نماد بارزشان دکتر سروش و سیدمحمد خاتمی] دلدادگان فرهنگ غرب و جاده صاف کن استعمار هستند. از نظر اصولگرایان، گفتمان دینی و اصلاحی دوم خرداد، جوانان را لاابالی و بیدین کرده و پذیرای فرهنگ لائیک غرب ساخته است.
البته گفتمان اصلاحی- دینی دوم خرداد هم قطعا نواقص و ایراداتی دارد که باید نقد و اصلاح شود ولی متأسفانه این گروه علاوه بر وارونه معرفی کردن گفتمان اصلاح طلبانه دینی و مقصر جلوه دادن آن، نقش مقصّرانه و اوّلی برخی مسئولان را هم انکار کرده و تقصیری را متوجه آنها نمیکنند حال آن که:
۱. مسئولان همچنان که نقش اصلی را در اقامه دین دارند و بدین جهت در بین ارکان دین، حکومت مهمترین است و به بیان صریح روایت: «لَمْ یُنَادَ بِشَیْءٍ مَا نُودِیَ بِالْوَلَایَه»(کافی ۲/۲۱) به هچ کدام از ارکان دین[از نماز و روزه و زکات و حجّ] به مثل ولایت و حکومت فراخوانده نشده است»، همین مسئولان اگر مردمی و بر مبنای اصول و معارف “آزایخواه و عدالتطلب” دین نباشد، مهمترین نقش را در تخریب دین و دینگریز بلکه دینستیز ساختن جامعه دارند.
۲. متأسفانه گفتمان دوم خراد و روشنفکری دینی “دلداده و جاده صاف کن” غرب معرفی میشود حال آن که این گفتمان گرچه دلداده آزای و مردم سالاری است ولی اوج آزادی و مردمسالاری را نه در غرب، بلکه در حکومت نبوی و علوی و حسنی دیده است.
حکومت غرب با همه ادعای آزادی و مردم سالاری، هنوز نسبت به آزادی و مردم سالاریای که در حکومت نبوی و علوی و حسنی ارائه شد، پیاده است. متأسفانه برخی از ما چندان پیرو “غدیر و حکومت نبوی و علوی و حسنی” نبودیم.
۳. برخی رویههای نادرست در مقاطعی مردم را از تصمیم گیری در صحنه اصلی کنار زد یا با برخی گزینشها کثیری از جوانان مملکت را با وجود داشتن صلاحیت علمی و مدیریتی، از تصاحب مناصب محروم کردیم؛ با تحمیل سبک خاص زندگی و …، گروهی از جوانان را از زندگی در این کشور بیزار ساختیم و به فرار از کشور سوق دادیم به صورتی که رتبه اول “فرار مغزها” را کسب کردیم.
۴. امروز مردم باز هم با همه دلخوریها، حداقل با صبر و تحمّل کنار حکومت ماندند و امید که این بار در دید خود تجدید نظر کنیم و دوباره به تنظیمات سالهای گذشته برنگردیم!
انتهای پیام




آفرین
نقد بدی بود ..