خط قرمز ایران: حق غنیسازی یا درصد غنیسازی؟

محمد توکلی، انصاف نیوز:
در روزهای اخیر برخی چهرههای جریان انقلابی تاکید دارند که نباید در مذاکرات ایران و آمریکا از موضوع هستهای سخنی به میان بیاید. آنها بدون ارائهی هیچ نوع شواهد و مدارکی مدعی هستند که این ممنوعیتی است که از سوی رهبر نظام تعیین شده است.
این ادعا در حالی مطرح میشود که ازقضا در مذاکرات سالهای ۹۱ به این سو تنها موضوعی که رهبر وقت جمهوری اسلامی ایران دربارهی آن اجازهی مذاکره با آمریکا را داده بود، مسئلهی هستهای بود.
در دوران رهبر سوم نظام نیز تا به این لحظه ممنوعیت و محدودیتی پیرامون مذاکره ایران و آمریکا اعلام نشده است و احتمالا به همین خاطر هم بوده که شورایعالی امنیت ملی در طرح ۱۰ مادهای پیشنهادی ایران طیف متنوعی از مسائل هستهای تا منطقهای را مطرح کرده است.
اما آنچه در این طرح ۱۰ مادهای دربارهی مسئلهی هستهای آمده چیست و به چه معناست؛ طرحی که مورد توافق ارکان نظام بوده و مبنای مذاکره و توافق احتمالی است.
برای پاسخ به این سوال لازم است چند روزی به عقب بازگردیم.
اندکی پس از انتشار بیانیهی شعام، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه، به نقل از منبع آگاه خود «پذیرش حق غنیسازی ایران توسط آمریکا»، «مذاکره دربارهی سطح غنیسازی» و «تعهد ایران مبنی بر عدم ساخت سلاح هستهای» را از جمله موارد مندرج در طرح پیشنهادی ایران اعلام کرد.
در نتیجه بر خلاف آنچه برخی در این روزها مدعی شدهاند نه تنها ممنوعیتی برای مذاکره در موضوع هستهای وجود ندارد بلکه این سه مورد مرتبط با این پرونده در طرح ایران آمده است.
نگرانی دیگری که برخی چهرهها و رسانههای جریان انقلابی ابراز میکنند مربوط به سرنوشت اورانیوم ۶۰ درصد، سطح غنیسازی پس از توافق و همینطور پذیرش پروتکل الحاقی است.
برای بررسی این نگرانی هم باید چند سالی به عقب بازگردیم. به زمانی که نمایندگان دورهی قبل مجلس با همراهی دبیر وقت شورایعالی امنیت ملی طرحی را که به اقدام راهبردی معروف شد تصویب کردند.
برخی تصمیمگیران در آن زمان بر این باور بودند که انجام غنیسازی ۶۰ درصدی مبتنی بر این قانون اقدامی بازدارنده در برابر تهدیدهای نظامی خواهد شد. در نتیجه فلسفهی این تصمیم بیشتر از آنکه جنبهی فنی داشته باشد چنین توجیهی داشته است.
در همین ارتباط علیاکبر صالحی، از دانشمندان هستهای و رئیس وقت سازمان انرژی اتمی دربارهی نیاز ایران به اورانیوم ۶۰ درصد گفته بود: «واقعیت این است که ما نیازی به غنی سازی درحد ۶۰ درصد نداریم…از منظر غربی ها ما قصد داریم با بالا بردن درصد غنی سازی به ۶۰ درصد، مقدمات دستیابی به غنی سازی ۹۰ درصد [سلاح هستهای] را فراهم کنیم»
به هر روی این تصمیم در آن مقطع زمانی اجرایی شد اما در عمل نتوانست به مذاکرات آن دوران (و نه امروز) و یا اجرایی نشدن تهدیدات نظامی کمکی کند.
بنابراین اگر در شرایط فعلی رهبر و دیگر تصمیمگیران نظام به هیات قالیباف – عراقچی مجوز بده – بستان بزرگ برای اورانیوم ۶۰ درصد را داده باشند اقدامی مبتنی بر منافع ملی است و جایی برای دلواپسی وجود ندارد.
از طرف دیگر آنچه همواره برای جمهوری اسلامی ایران و تک تک مردم کشور حائز اهمیت است عقبنشینی نکردن از حق مسلّم غنیسازی است. اینجا باید توجه داشت که میان حق انجام غنیسازی اورانیوم و انجام غنیسازی اورانیوم مرز باریکی وجود دارد.
آنچه در طرح ۱۰ مادهای ایران بر آن تاکید شده است پذیرش حق غنیسازی از سوی آمریکاست و سطح آن قابل مذاکره دانسته شده است.
به نظر میآید که لازم است سخنگویان خودخواندهی رهبر نظام که در این روزها ابراز دلواپسی میکنند به جای تهییج و تحریک بدنهی هوادار خود به نهادهای تصمیمگیر که اغلب آن نیز در اختیار افرادی در جریان سیاسی آنهاست اعتماد کنند و اجازه دهند تصمیمات سخت در فضایی آرام گرفته شود.
انتهای پیام





میشه بفرمایید چه تضمینی از سوی آمریکا داده میشه؟ آمریکا چه تعهدی میده به ایران؟. تا کی چوب اعتماد افراطی به آمریکا رو بخوریم