هشدار به مدیرعامل تأمین اجتماعی؛ «صفر شدن فرانشیز» تله است یا خدمت؟

مهدی اسفندیار، فعال رسانهای و کارشناس حوزه بهداشت و درمان، در یادداشتی انتقادی خطاب به مصطفی سالاری، مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی، نسبت به تبعات احتمالی طرح «صفر شدن فرانشیز» در بیمارستانهای دولتی هشدار داد. اسفندیار این اقدام را در شرایط فعلی، «تلهای» توصیف کرد که میتواند بحرانهای نقدینگی و عملیاتی نظام سلامت را تشدید کند.
۱. القای خدمات و افزایش بار مالی
اسفندیار با طرح پرسشهایی درباره پیامدهای اقتصادی این طرح، معتقد است که حذف سهم بیمار (فرانشیز) مستقیماً منجر به افزایش خدمات القایی و بالا رفتن وزن مالی پروندههای پزشکی میشود. او تأکید کرد که پیوند عمیقی میان حذف فرانشیز و افزایش هزینههای غیرضروری در سیستم درمان وجود دارد.
۲. بحران نقدینگی در مراکز تخصصی
این فعال رسانهای به تجربه مراکز درمانی سرطان و اطفال اشاره کرد و مدعی شد که این مراکز پس از رایگان شدن خدمات، به دلیل عدم واقعی بودن تعرفهها و بدهی طولانیمدت بیمهها (بین ۵ تا ۱۰ ماه)، دچار بحران نقدینگی شدید شدهاند. به گفته وی، همان سهم ۱۰ درصدی پیشین، بخشی از هزینههای اضطراری بیمارستانها را در روزگار بدهکاری بیمهها پوشش میداد که اکنون حذف شده است.
۳. رانت برای بیمههای تکمیلی
یکی دیگر از انتقادات جدی مطرح شده در این یادداشت، سود بردن شرکتهای بیمه تکمیلی خصوصی از این طرح است. اسفندیار خطاب به سالاری نوشت: «با صفر کردن فرانشیز، حالی اساسی به بیمه های خصوصی تکمیلی می دهید»، در حالی که سازمان تأمین اجتماعی در مراکز ملکی خود به دنبال دریافت حق فرانشیز از همین بیمههاست.
۴. سقوط پوشش بیمهای دارو در بخش سرپایی
وی ضمن انتقاد از اولویتبندیهای سازمان، پیشنهاد داد که تأمین اجتماعی به جای جبران سهم ۱۰ درصدی در بخش بستری، وضعیت «رها شده» بخش سرپایی را سامان دهد. اسفندیار هشدار داد که در حال حاضر پوشش بیمهای دارو در بخش سرپایی به زیر ۴۰ درصد سقوط کرده و این موضوع موجی از نارضایتی را میان میلیونها نفر ایجاد کرده است.
۵. بنبست نظارت و زیرمیزی
در بخش پایانی این یادداشت، نسبت به تحقق واقعی این طرح ابراز تردید شده است. اسفندیار با مقایسه این وضعیت با ناتوانی دولت در رایگان ماندن مدارس دولتی (علیرغم نص صریح قانون اساسی)، تأکید کرد که در سیستمی که ارادهای برای کنترل زیرمیزی وجود ندارد، ادعای رایگان شدن واقعی درمان باورپذیر نیست.
انتهای پیام




