انتقادات تند یک روزنامهنگار از گفتوگوی مجید واشقانی و پویان مختاری

نهال موسوی در وبسایت عصرایران نوشت: پویان مختاری از خواننده های ایرانی و شاخ های مجازی شناخته شده به تازگی با حضور دربرنامه رک با اجرای مجید واشقانی از تغییر و تحول در مسیر زندگی اش صحبت کرده است.
وقتی پای قمار، فریب و نابودی زندگی هزاران جوان وسط باشد، دیگر نمیشود همه چیز را با چند جمله احساسی درباره وطن، مردم و غیرت ایرانی شست و کنار گذاشت.
مشکل دقیقاً از همینجا شروع میشود، از جایی که بعضیها فکر میکنند اگر کسی چند وقت ریش بگذارد، دو تا جمله درباره ایران بگوید و ژست مردمی بگیرد، ناگهان گذشتهاش پاک میشود و باید برایش فرش قرمز پهن کرد.
گفتوگوی اخیر مجید واشقانی با پویان مختاری در برنامه «رک» دقیقاً از همین جنس است، یک تریبون طولانی برای کسی که سالها نامش با سایتهای قمار، تبلیغ شرطبندی، پولسازی از سادهلوحی نوجوانها و تخریب زندگی مردم گره خورده است. مسئله این نیست که چرا با او مصاحبه شده، مسئله این است که چطور این گفتوگو تبدیل شد به یک جلسه سفیدشویی تمامعیار.
در این مدل برنامهها معمولاً یک فرمول تکراری وجود دارد، مجری یا میزبان با چند سؤال سطحی شروع میکند، مهمان کمی از سختیهای زندگی میگوید، چند جمله احساسی درباره وطن و مردم تحویل میدهد، بعد هم خودش را قربانی نشان میدهد و در نهایت، مخاطب باید فراموش کند این آدم دقیقاً چه کارنامهای داشته است.
اما واقعیت را نمیشود با نور خوب دوربین و موسیقی احساسی حذف کرد. پویان مختاری فقط یک چهره جنجالی اینستاگرامی نبود. او یکی از نمادهای نسلی از «شاخهای مجازی» بود که ثروت خود را از تبلیغ قمار و شرطبندی ساختند.
کاری که نتیجهاش خالی شدن جیب مردم، اعتیاد جوانها به شرطبندی و نابود شدن خانوادههای زیادی بود. هزاران نفر با رؤیای پولدار شدن وارد این بازیها شدند و آخرش چیزی جز بدهی، افسردگی و حس تحقیر نصیبشان نشد.
حالا پرسش این است: آیا صرف اینکه امروز لحنش آرامتر شده یا چند شعار ملیگرایانه میدهد، باید همه آن گذشته را فراموش کنیم؟ این خطرناکترین نوع سادهلوحی رسانهای است.
جامعهای که حافظهاش ضعیف شود، دوباره قربانی همان آدمها خواهد شد. اگر قرار باشد هر کسی بعد از سالها سوءاستفاده از مخاطب، با چند جمله پوپولیستی و چهرهای مظلوم دوباره تطهیر شود، پس اساساً مسئولیت، پاسخگویی و وجدان عمومی چه معنایی دارد؟
بدتر از خود این افراد، رسانهها و چهرههایی هستند که برای بازدید بیشتر، هیجان بیشتر و وایرال شدن، حاضرند هر کسی را روی صندلی بنشانند و بدون پرسش جدی، تبدیلش کنند به قهرمان درک نشده یا قربانی جامعه.
مصاحبه خوب یعنی پرسیدن سؤال سخت. یعنی یادآوری گذشته. یعنی اجازه ندهی مخاطب فریب فضای احساسی را بخورد. نه اینکه یک ساعت و نیم زمان بدهی تا طرف مقابل روایت دلخواه خودش را بسازد و کمکم خودش را تبدیل کند به آدمی که فقط «اشتباهاتی» داشته است. اشتباه؟ تبلیغ قمار اشتباه ساده نبود، یک تجارت آلوده بود که روی رؤیا و ضعف مردم بنا شد.
مشکل ما فقط پویان مختاری نیست. مشکل این فرهنگ خطرناک است که هر آدم پرحاشیهای اگر مدتی از فضای قبلی فاصله بگیرد و چند شعار عامهپسند بدهد، ناگهان تبدیل میشود به چهرهای قابل ترحم و حتی محترم. نه، جامعه نباید اینقدر ارزان ببخشد.
وطندوستی با شعار ثابت نمیشود. با ریش گذاشتن ثابت نمیشود. با بغض مصنوعی جلوی دوربین ثابت نمیشود. کسی که سالها از تخریب ذهن و جیب مردم پول ساخته، برای بازگشت به افکار عمومی باید اول پاسخگو باشد، نه اینکه مستقیم روی صندلی برنامه بنشیند و برای خودش روایت قهرمانانه بسازد.
بی تعارف بگویم رسانه یا برنامهای اگر حافظه جامعه را پاک کند، دیگر رسانه یا برنامه نیست، ماشین سفیدشویی است. حال هر اندازه خودش ادعایی دیگر داشته باشد.
مخاطب هم حواسش باشد که هر صدای آرامی نشانه صداقت نیست و هر ژست مردمیای نشانه تغییر واقعی نیست. تاریخ فضای مجازی ایران پر است از آدمهایی که اول با هیجان، بعد با مظلومنمایی و در نهایت با تطهیر رسانهای برگشتهاند تا دوباره اعتماد مردم را مصرف کنند.
نکته مهم این نیست که پویان مختاری چه گفت. پرسش اصلی این است که چرا برای چنین آدمهایی تریبونهای بیچالش ساخته میشود؟ آن هم از طرف کسی که ادعای بسیار زیادی در انواع زمینهها علی الخصوص وطن دوستی دارد.
واقعاً عجیب است که بعضیها طوری رفتار میکنند انگار با یک چهره درک نشده از طرف جامعه و یا حتی قربانی روبهرو هستند، در حالی که کارنامه پویان مختاری برای همه روشن است.
تقریباً هیچ صفت ناپسند و مخربی نیست که در سالهای فعالیتش انجام نداده باشد: از ترویج قمار و سوءاستفاده از سادگی مخاطبان گرفته تا ابتذال، فریب، حاشیهسازی، نمایش ثروت آلوده و تبدیل کردن فضای مجازی به ویترین فساد و توهم پولدار شدن یکشبه.
اینها چیزهایی نیست که با چند جمله احساسی، چند شعار درباره وطن یا تغییر ظاهر ناگهان پاک شوند. جامعه اگر حافظه داشته باشد، نباید اجازه دهد چنین گذشتهای به این راحتی سفیدشویی شود.
آقای مجید واشقانی با الهام از آن شعر معروف به پویان مختاری فقط می توان گفت: وقتی تو میگویی وطن من خاک بر سر میکنم …
انتهای پیام




