درس جنگِ رمضان برای اپوزسیون

عظیم محمودآبادی، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز:

نظام‌های سیاسی دو دسته‌اند؛ برخی از آنها اصلاح ناپذیرند و لاجرم سقوط می‌کنند اما برخی دیگر ظاهرا سقوط ناپذیرند و لذا باید درصدد اصلاح‌شان بود.  

به نظر می‌رسد مهم‌ترین درس داخلیِ جنگِ رمضان این بود که نظام جمهوری اسلامی ایران در زمره دسته دوم قرار دارد و سقوط ناپذیر است.

این نظام سیاسی در همه چهل‌وهفت سال گذشته با انواع فشارها، توطئه‌ها، تحریم‌ها، نارضایتی‌ها، آشوب‌ها، تهدیدها و حتی هشت سال جنگ تحمیلی مواجه بود اما بی‌تردید بحرانی‌ترین روزگار عمر خود را در همین چهل‌وهفتمین سال تاسیسش تجربه کرد که هم‌اکنون ما در میانه‌ آن قرار داریم.

سالی که با جنگ ۱۲ روزه شروع، با اعتراضات شدید اقتصادی و سپس تبدیل آن به کودتایی مخوف بحرانی‌تر شد و نهایتا با حمله برترین قدرت جهانی و متحد منطقه‌ای جنایتکارش به اوج رسید. جنگی که هنوز تمام نشده است و نتایج نهایی آن روشن نیست. آمریکایی‌ها و متحدان اسراییلی‌شان هدف خود را از آغاز جنگ سقوط نظام جمهوری اسلامی معرفی کردند اما زمان زیادی طول نکشید تا آنها دریافتند که این بید با این بادها افتادنی نیست. البته این اولین تلاش آنها برای تحقق این آرزوی‌شان نبود بلکه همین چند سال پیش نیز رییس جمهور قبلی آمریکا – جو بایدن – در میانه التهابات سال ۱۴۰۱ – به مخالفان ایرانیِ نظام، وعده می‌داد که ما ایران را آزاد می‌کنیم! مقصود او نیز از آزادی ایران، به اسارت آمریکا درآوردنش بود به واسطه سقوط جمهوری اسلامی.

با از سر گذراندن التهبات پاییز ۱۴۰۱ و سر سلامت به سر بردن نظام از آن اما رویاپردازی‌های آمریکایی پایان نیافت بلکه با آمدن ترامپ وارد فاز عملیاتی شد که در دو حمله نظامی مستقیم توسط ایالات متحده آمریکا و متحد صهیونیستی‌اش بروز و ظهور یافت. حمله‌ای که البته برای‌شان دستاوردهای تاکتیکی بزرگی را رقم زد و در راس آن شهادت رهبری ایران بود.

اما نه آن حملات و نه دستاوردهای کوچک و بزرگی که برای‌شان داشت هیچ یک نتوانست مقصود مهاجمان را از این حمله گسترده، تامین کند.

ناظران آگاه روابط بین‌الملل عبرتی که باید از این معرکه می‌گرفتند را گرفتند اما ما مردم ایران نیز باید به نوبه خود درسی از آن بگیریم. آن درس لاجرم این است که جمهوری اسلامی، نظامی سقوط ناپذیر است؛ دلیل؟ تجربه!

واقعیت این است که هیچ راه ناآزموده‌ای وجود ندارد که در مورد این نظام سیاسی به کار گرفته نشده باشد. از تحریم و محاصره اقتصادی گرفته تا جنگ رسانه‌ای، آشوب داخلی، حمله نظامی، … و در سالی که گذشت همه آنها به صورت همزمان و ترکیبی اجرا شد اما باز هم آن اتفاقی که همه منتظرش بودند نیفتاد!

البته اینکه چرا این نظام برخلاف همه انتظارها سقوط نمی‌کند بلکه پس از هر بحران بزرگی، ققنوس‌وار مقتدرتر از گذشته از خاکسترها بر می‌خیزد، دلایلی دارد که در جای خود قابل طرح است. اما مقصود نویسنده در این یادداشت مطلب دیگری است.

واقعیت این است که باید پذیرفت نظام جمهوری اسلامی در عداد نظام‌هایی نیست که بتوان امیدی به سقوطش بست و دقیقا به همین دلیل لاجرم باید به اصلاح آن کوشید. اصلاحی که البته صرفا ناظر به پویاتر شدن و کارآمدتری آن باشد و نه امید واهی بستن به تغییراتی که نظام در دو جنگ متوالی هم به آن تن نداد.

نیروهای منتقد و مخالفان نظام ناگزیر از آنند که بپذیرند جمهوری اسلانی نه رفتنی است و نه اساسا به هیچ صراطی مستقیم است مگر صراطِ مستقیم!

پس بهتر است اپوزسیون این نظام با سر عقل آمدن، سعی کند خود را با واقعیت عینی تطبیق دهد چراکه نظامی که این همه بحران طاقت فرسا را پشت سر گذاشته و حالا قدرت خود را بیش از هر زمان دیگری به رخ جهانیان کشیده ممکن است پس از این با التهابات داخلی و تهدیدهای امنیتی مماشات کمتری نسبت به گذشته داشته باشد.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *