دکتر رحمان پاداش، فعال اجتماعی در یادداشتی با عنوان «اتحاد ملی و رسانه؛ ضرورت بازنگری در کارکرد صدا و سیما» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
بعد از جنگ ۱۲ روزه تقریبا سخنرانیای از رهبر شهید نبود که به ضرورت اتحاد، انسجام ملی، حمایت از ارکان حاکمیت و … پرداخته نشده باشد. رهبری جدید نیز اگر چه به توصیه و تأکید نیروهای امنیتی تاکنون سخنرانیای نداشتند ولی تقریباً در تمامی پیامهای مکتوب به این امر مهم تاکید کرده و در جایی اشاره کردند که «… اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را، به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند…». بنابراین اگر چه نقد میتواند سازنده، راهگشا و بنبست شکن باشد ولی در مواردی دیده شده است که نقد کننده صرفا عقدههای سیاسی خود را در قالب کلماتی به زبان آورده که محصول آن پراکندن بذر کینه و نفاق در جامعه، بر هم زدن اتحاد و انسجام کشور و ایجاد «دوقطبی» های کاذب میباشد.
اخیرا آقای خاتمی، رییس جمهور اسبق کشورمان، در جمعی از «صلح شرافتمندانه» صحبت کرده است. صرفنظر از اینکه ایشان به عنوان یک شخص حق اظهار نظر دارد به عنوان رییس اسبق شورای عالی امنیت ملی نظر خود را بیان کرده است و اگر ایشان نتواند نظرات خود را بیان کند دیگر حق اظهار نظر آزادانه برای چه کسی میتواند وجود داشته باشد؟
به همین بهانه بکر از کارشناسان صدا و سیما که به صورت متکلم وحده و یکطرفه صحبت میکرد دو رییس جمهور اسبق، که هر دو ملبس به لباس روحانیت هستند، را متهم به «منافق» بودن میکند. اینکه با چه متر و معیاری هر کسی که نگاهی مخالف یا متفاوت با جریان رسمی صدا و سیما داشته باشد را در تریبون رسانه ملی «منافق» بنامیم را صرفاً در بین بعضی از کارشناسان صدا و سیما میتوان دید.
بنابر گزارش رسانهها، فرد دیگری از این افراد، آقای روحانی، دیگر رییسجمهور اسبق، را به «جاسوسی برای MI ۶»، «ارتباط با سرویسهای خارجی»، «داشتن تابعیت انگلیسی» و … متهم کرد که البته با پاسخ قاطع دادگاه مواجه شد. اگر چه این قبیل احکام خوب است و اعتماد به سیستم قضایی را افزایش میدهد ولی همچنان و به خصوص در صدا و سیما برخی افراد به عنوان کارشناس حضور پیدا میکنند که قاب تلویزیون را به دستگاه اتهام پراکنی و تهمت تبدیل کرده و کمترین توجه را به بیانات رهبر شهید و رهبری جدید دارند.
صدا و سیما که باید وحدت بخش، محور انسجام ملی و اعتماد به حاکمیت باشد گاها به جعبه بی اعتمادی تبدیل میشود. در قضیه تفاهمنامه و تا قبل از درگیریهای اخیر که هر دو طرف آن را کنار گذاشتند، صدا و سیما به جای حمایت از مصوبات شورای عالی امنیت ملی، به عنوان سخنگوی مخالفان عمل کرده و کار را به جایی رسانده که حتی مصاحبه رییس مجلس و رییس تیم مذاکره کننده در مورد تفاهمنامه را نیز سانسور کرده است.
شاید کشور ما در دنیا نخستین کشوری باشد که رسانه رسمی آن این چنین با سیاستهای رسمی حاکمیت مخالفت میکند و آب از آب هم تکان نمیخورد. صدا و سیما باید بداند این قبیل سیاستها نه تنها اتحاد ملی و انسجام شکل گرفته حول «ایران» را هدر می دهد بلکه باعث ریزش بیش از پیش مخاطب خود میگردد. امروزه رقیب صدا و سیما رسانه های مجازی پر شماری هستند که بدون هیچ مجوزی اخبار و تحلیل ها را عریان و بدون سانسور در اختیار مخاطب قرار میدهند.
صدا و سیما برای بقای خود در عصر هوش مصنوعی و رسانههای دیجیتال ناگزیر به بازنگری در سیاست ها میباشد. از طرفی دیگر، میطلبد دولت به عنوان مجری قانون اساسی ضمن تذکر به مسولین صدا و سیما، در صورت لزوم با مشورت و همفکری با مراجع تصمیم گیری، ضمن ایجاد «مکانیسم هماهنگی» جدید، «رابطه تعاملی» با صدا و سیما را باز تعریف کند.
انتهای پیام





