فعالان این حوزه معتقدند اگر روند کنونی ادامه پیدا کند، فرش دستباف بیش از آنکه با بحران بازار روبهرو باشد، با بحران نیروی انسانی مواجه خواهد شد؛ زیرا بسیاری از بافندگان قدیمی از این حرفه خارج شدهاند و نسل جوان نیز انگیزهای برای ورود به آن ندارد.
به گزارش سایت عصر اصفهان، فعالان این حوزه معتقدند اگر روند کنونی ادامه پیدا کند، فرش دستباف بیش از آنکه با بحران بازار روبهرو باشد، با بحران نیروی انسانی مواجه خواهد شد؛ زیرا بسیاری از بافندگان قدیمی از این حرفه خارج شدهاند و نسل جوان نیز انگیزهای برای ورود به آن ندارد.
در همین زمینه علی شهبازی، مدیرعامل اتحادیه شرکتهای تعاونی تولیدکنندگان فرش دستباف روستایی استان اصفهان، در تشریح وضعیت این صنعت میگوید: در استان اصفهان شش اتحادیه صنفی و تعاونی در حوزه فرش فعالیت دارند و در سالهای گذشته بیش از ۲۷۰ هزار خانوار عضو این تشکلها بودهاند؛ خانوارهایی که روزگاری دار قالی بخشی جداییناپذیر از زندگی و اقتصادشان بود.
به گفته وی، شمار قالیبافان دارای کارت معتبر و عضو تشکلهای فرشی در سراسر استان به بیش از یک میلیون نفر میرسید، هرچند بخشی از بافندگان نیز خارج از این تشکلها فعالیت میکردند و آمار دقیقی از آنان وجود ندارد. با این حال، آنچه امروز بیش از هر آماری نگرانکننده به نظر میرسد، کاهش شدید فعالیت در این بخش است.
شهبازی میگوید: اکنون بیش از ۸۰ درصد فعالان حوزه فرش دستباف عملاً بیکار هستند؛ رقمی که از رکودی عمیق در یکی از قدیمیترین صنایع کشور حکایت دارد. به اعتقاد او، این وضعیت تنها نتیجه کاهش تقاضا نیست، بلکه حاصل سالها انباشت مشکلاتی است که بخش بزرگی از آن به نبود حمایتهای مؤثر از بافندگان بازمیگردد.
بیمه قالیبافان یکی از مهمترین مطالبات فعالان این حوزه است. طرحی که در سالهای نخست اجرای آن توانست بخشی از امنیت شغلی بافندگان را تأمین کند، امروز با محدودیتهای فراوان روبهرو شده است. مدیرعامل اتحادیه تولیدکنندگان فرش دستباف روستایی اصفهان بیان می کند : زمانی حدود ۵۶ هزار قالیباف در استان تحت پوشش بیمه بودند، اما این تعداد سالبهسال کاهش یافته است. بخشی از بیمهشدگان بازنشسته شدهاند، برخی به دلیل رکود این حرفه را ترک کردهاند و گروهی نیز به دلایل مختلف از چرخه بیمه خارج شدهاند.
از نگاه فعالان صنعت فرش، شیوه اجرای مقررات بیمه با ماهیت این شغل سازگار نیست. قالیبافی شغلی نیست که در تمام ماههای سال بهصورت مستمر انجام شود. بسیاری از بافندگان بسته به سفارش، شرایط بازار یا وضعیت خانوادگی، دورههایی را به بافت فرش اختصاص میدهند و ممکن است چند ماه نیز فعالیتی نداشته باشند. به همین دلیل، آنان معتقدند ارزیابی اشتغال قالیبافان باید متناسب با ویژگیهای این حرفه انجام شود.
حدود ۹۹ درصد قالیبافان را زنان تشکیل میدهند
شهبازی با بیان اینکه حدود ۹۹ درصد قالیبافان را زنان تشکیل میدهند، تأکید میکند بسیاری از این زنان در کنار مسئولیتهای خانوادگی، با درآمد حاصل از بافت فرش بخشی از هزینههای زندگی را تأمین میکنند. به گفته او، انتظار میرود نظام حمایتی و بیمهای نیز متناسب با همین شرایط طراحی شود، نه اینکه با معیارهای مشاغل ثابت و کارخانهای درباره آنها تصمیمگیری شود.
البته سازمان تأمین اجتماعی نیز بارها اعلام کرده است که ادامه پوشش بیمه قالیبافان نیازمند تأمین سهم دولت از منابع مالی این طرح است و بدون تخصیص اعتبار، امکان توسعه بیمه وجود ندارد. همین موضوع سبب شده فعالان صنعت فرش، حل مشکلات بیمه را نیازمند تصمیمگیری در سطح ملی بدانند.
در کنار چالشهای بیمه، افزایش هزینه تولید نیز فشار مضاعفی بر فعالان این صنعت وارد کرده است. مواد اولیهای مانند ابریشم، پشم و کرک طی سالهای اخیر با افزایش شدید قیمت مواجه شدهاند و تولیدکنندگان برای تهیه این اقلام ناچارند هزینههای بسیار بیشتری نسبت به گذشته پرداخت کنند. این در حالی است که بازار داخلی نیز به دلیل کاهش قدرت خرید خانوارها کشش افزایش قیمت فرش را ندارد.
کاهش سهم فرش دستباف ایران در بازارهای جهانی
صادرات نیز دیگر مانند گذشته موتور محرک این صنعت نیست. محدودیتهای تجاری، دشواری بازگشت ارز حاصل از صادرات و از دست رفتن بخشی از بازارهای سنتی موجب شده سهم فرش دستباف ایران در بازارهای جهانی کاهش یابد.
شهبازی معتقد است مقررات مربوط به پیمانسپاری ارزی یکی از مهمترین موانع توسعه صادرات فرش است و ادامه این وضعیت، رقابت با سایر کشورها را دشوارتر کرده است.
کاهش صادرات به کمتر از ۲۰ میلیون دلار، تنها یک عدد نیست؛ بلکه نشانهای از فاصله گرفتن این صنعت از جایگاهی است که سالها در اقتصاد غیرنفتی ایران داشت. صنعتی که زمانی هزاران نفر را در زنجیره تولید، رنگرزی، ریسندگی، طراحی و صادرات مشغول به کار میکرد، اکنون با کاهش تولید و افت تقاضا روبهروست.
فعالان این بخش معتقدند نگاه سیاستگذاران به فرش دستباف باید تغییر کند. به باور آنان، فرش تنها یک کالای خانگی یا محصولی متعلق به مشاغل خانگی نیست؛ بلکه بخشی از میراث فرهنگی، هنر و اقتصاد ایران است که میتواند در توسعه اشتغال و افزایش صادرات غیرنفتی نقش مؤثری ایفا کند.
اختصاص تسهیلات بانکی ویژه، اصلاح سازوکار بیمه، حمایت از صادرات، تسهیل تأمین مواد اولیه و بازنگری در برخی مقررات، مهمترین مطالباتی است که از سوی تشکلهای صنفی این حوزه مطرح میشود. به اعتقاد آنان، اگر این حمایتها بهموقع انجام نشود، روند خروج بافندگان از این حرفه ادامه خواهد یافت و انتقال این هنر به نسلهای بعدی نیز با دشواری بیشتری روبهرو میشود.
فرش دستباف اصفهان امروز بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای حمایتی و سیاستهای پایدار نیاز دارد؛ تصمیمهایی که بتواند هم امنیت شغلی بافندگان را حفظ کند و هم جایگاه یکی از ارزشمندترین صنایع فرهنگی و صادراتی کشور را احیا کند. در غیر این صورت، دارهای قالی که روزگاری در خانههای روستایی نماد تولید و امید بودند، بیش از گذشته فراموش خواهند شد.
انتهای پیام





