فتانه عبدالحسینی، عضو گروه مطالعات زنان در صفحه تلگرامی این مجموعه نوشت: «در روزهایی که جامعه ایران همچنان پیامدهای اقتصادی و اجتماعی دوران جنگ را تجربه میکند، زنان بازنشسته و زنان سرپرست خانوار بیش از بسیاری از گروههای اجتماعی دیگر با دشواریهای معیشتی و درمانی روبهرو هستند. زنانی که بخش بزرگی از عمر خود را صرف کار، مراقبت از خانواده و مدیریت زندگی کردهاند، امروز در سالهای سالمندی با چالشهایی مواجه شدهاند که آرامش و امنیت اقتصادی آنان را تهدید میکند.
بر اساس آمارهای رسمی، میلیونها زن در ایران به عنوان سرپرست خانوار شناخته میشوند. بخشی از آنان زنان بازنشستهای هستند که پس از سالها فعالیت در آموزش و پرورش، بخش درمان، ادارات دولتی و سایر مشاغل، اکنون تنها منبع درآمدشان حقوق بازنشستگی است. بسیاری از این زنان در طول زندگی نه تنها مسئولیت شغلی داشتهاند، بلکه همزمان بار سنگین تربیت فرزندان، مراقبت از سالمندان خانواده و مدیریت امور خانه را نیز بر دوش کشیدهاند. به بیان دیگر، آنان سالها در دو شیفت کار کردهاند؛ یک شیفت در محل کار و شیفتی دیگر در خانه.
اما اکنون شرایط اقتصادی کشور، زندگی این گروه را با مشکلات جدی مواجه کرده است. افزایش مداوم قیمت کالاهای اساسی، هزینههای مسکن، انرژی، دارو و خدمات درمانی باعث شده است که حقوق بازنشستگی بخش قابل توجهی از زنان سالمند پاسخگوی نیازهای اولیه زندگی نباشد. بسیاری از بازنشستگان معتقدند افزایش حقوقهای سالانه با نرخ واقعی تورم همخوانی ندارد و فاصله میان درآمد و هزینه هر روز بیشتر میشود.
در چنین شرایطی، مهارت سنتی زنان در مدیریت اقتصادی خانواده نیز دیگر کارآمدی گذشته را ندارد. زنانی که سالها با صرفهجویی و برنامهریزی دقیق توانسته بودند هزینههای خانواده را کنترل کنند، امروز با واقعیتی روبهرو هستند که حتی بهترین مدیریت مالی نیز نمیتواند بر آن غلبه کند. هنگامی که هزینههای زندگی با سرعتی بسیار بیشتر از درآمد افزایش مییابد، صرفهجویی دیگر راهحل کافی نیست.
مشکلات درمانی نیز بر دشواریهای این قشر افزوده است. سالمندی به طور طبیعی با افزایش نیاز به خدمات پزشکی، آزمایشهای تخصصی، دارو و مراقبتهای درمانی همراه است. با این حال بسیاری از زنان بازنشسته از ضعف پوشش بیمهای گلایه دارند. در سالهای اخیر مشکلات مالی صندوقهای بازنشستگی و محدودیت منابع باعث شده است بخشی از خدمات بیمههای تکمیلی کاهش یابد یا با تأخیرهای طولانی در پرداخت هزینهها همراه شود. در برخی موارد نیز مراکز درمانی به دلیل دریافت نکردن مطالبات خود، همکاری محدودی با بیمههای تکمیلی دارند.
نتیجه این وضعیت آن است که بسیاری از زنان سالمند ناچارند بخش مهمی از هزینههای درمان را از جیب خود پرداخت کنند. این در حالی است که هزینه داروها و خدمات پزشکی نیز به شکل قابل توجهی افزایش یافته است. علاوه بر این، گزارشهایی از کمبود برخی داروها در بازار منتشر شده که نگرانی بیماران سالمند را افزایش داده است. برای زنانی که با بیماریهای مزمن زندگی میکنند، دسترسی منظم به دارو نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی حیاتی است.
کارشناسان حوزه رفاه اجتماعی معتقدند زنان بازنشسته و سرپرست خانوار از آسیبپذیرترین گروههای اجتماعی در شرایط کنونی هستند. آنان نسلی هستند که سهم بزرگی در آموزش، پرورش، سلامت و توسعه اجتماعی کشور داشتهاند و اکنون انتظار دارند دوران سالمندی را با آرامش و امنیت سپری کنند. با این حال تداوم شکاف میان درآمد و هزینههای زندگی، ضعف پوشش بیمههای درمانی و افزایش فشارهای اقتصادی، این انتظار را با چالش جدی روبهرو کرده است.
رسیدگی به وضعیت زنان بازنشسته و سرپرست خانوار تنها یک مطالبه صنفی نیست؛ بلکه مسئلهای مرتبط با عدالت اجتماعی و حفظ کرامت انسانی است. کیفیت زندگی این زنان نشان میدهد جامعه تا چه اندازه برای سالها کار، مراقبت و فداکاری ارزش قائل است. در شرایط کنونی، بازنگری در نظام حمایتهای اجتماعی، تقویت بیمههای درمانی و متناسبسازی واقعی حقوق بازنشستگان بیش از هر زمان دیگری ضروری به نظر میرسد.»
انتهای پیام





