امیر شایگان در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «امنیت ایران؛ بازدارندگی مقتدرانه یا گرفتار شدن در دوگانه کاذب هستهای؟» نوشت:
بحث هستهای شدن ایران دوباره به موضوعی داغ تبدیل شده است. گروهی معتقدند مخالفت با دستیابی ایران به سلاح هستهای، در شرایط تهدیدهای آمریکا و اسرائیل، نادیده گرفتن ضرورت دفاع از کشور است؛ گروهی دیگر درباره هزینههای چنین تصمیمی هشدار میدهند. اما آیا انتخاب ایران واقعاً فقط میان ساخت بمب اتم و تسلیم شدن است؟
۱. برجام؛ درس اعتماد یکطرفه
تجربه برجام نشان داد توافق سیاسی، بدون ضمانت اجرایی مؤثر، نمیتواند بهتنهایی حافظ منافع ملی باشد. ایران محدودیتهایی هستهای پذیرفت و تحت نظارت آژانس قرار گرفت؛ اما آمریکا در سال ۲۰۱۸ یکجانبه از توافق خارج شد و تحریمها را بازگرداند. درس اصلی آن است که دیپلماسی باید با قدرت، تضمینهای معتبر و سازوکار جبران نقض تعهدات همراه باشد.
۲. تقابل با ایران فقط هستهای نیست
اختلاف ایران با آمریکا و اسرائیل به پرونده هستهای محدود نمیشود؛ رقابت ژئوپلیتیکی، موازنه قدرت منطقهای، توان موشکی و اختلافات سیاسی نیز در آن نقش دارند. حملات مستقیم سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ و تحولات بعدی نشان دادند که مذاکره بهتنهایی مانع اقدام نظامی نیست. این تحولات نه پایان تهدیدها با کنار گذاشتن فعالیت هستهای را ثابت میکند و نه ساخت بمب را تنها راه جلوگیری از تجاوز.
۳. آیا سلاح هستهای امنیت را تضمین میکند؟
نظریه بازدارندگی میگوید اگر مهاجم بداند حمله هزینهای غیرقابلقبول دارد، احتمال اقدام او کاهش مییابد. بااینحال، بازدارندگی هستهای مطلق نیست. هند و پاکستان با وجود برخورداری از سلاح هستهای همچنان بحران و درگیری داشتهاند. مفهوم «پارادوکس ثبات ـ بیثباتی» نیز توضیح میدهد که بازدارندگی هستهای ممکن است جنگ تمامعیار را پرهزینهتر کند، اما لزوماً مانع درگیری محدود، خرابکاری یا عملیات غیرمستقیم نمیشود. بازدارندگی معتبر علاوه بر توان نظامی، به قابلیت پاسخگویی، تصمیمگیری سنجیده و جلوگیری از خطای محاسباتی نیاز دارد.
۴. استاندارد دوگانه و تعهدات حقوقی
اسرائیل عضو معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) نیست و بر پایه ارزیابیهای بینالمللی زرادخانه هستهای دارد؛ در عین حال، سیاست ابهام را دنبال میکند. این وضعیت پرسش جدی درباره استانداردهای دوگانه در منطقه ایجاد میکند. بااینحال، وضعیت اسرائیل تعهدات حقوقی ایران را خودبهخود لغو نمیکند. ایران عضو NPT است؛ این معاهده حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای را به رسمیت میشناسد و در عین حال، ساخت یا تحصیل سلاح هستهای را برای اعضای غیرهستهای منع میکند. مطالبه خاورمیانه عاری از سلاحهای کشتارجمعی و راستیآزمایی برابر، مطالبهای قابل دفاع است.
۵. اختلاف نظر، خیانت نیست
اینکه هر مخالف ساخت بمب اتم را خائن یا وابسته به غرب بدانیم، مغالطه است. ممکن است کسی با انگیزه دفاع از ایران، سلاح هستهای را عامل بازدارندگی بداند؛ دیگری نیز با همین دغدغه، هزینههای آن را بیشتر از منافع احتمالی ارزیابی کند. اختلاف بر سر ابزار و پیامدهاست، نه لزوماً میزان وطندوستی. معیار باید اثر هر سیاست بر استقلال، امنیت، تمامیت ارضی و زندگی مردم باشد.
۶. راهبردی برای امنیت پایدار
تهدیدهای آمریکا و اسرائیل را نمیتوان نادیده گرفت و امنیت کشور را نباید به حسن نیت دشمن سپرد. ایران به بازدارندگی چندلایه نیاز دارد: توان دفاعی معتبر، حفظ دستاوردهای علمی و فناوری هستهای در چارچوب تعهدات، امنیت سایبری، اقتصاد تابآور، دیپلماسی مقتدر و انسجام اجتماعی.
در عین حال، حرکت به سوی سلاح هستهای میتواند خطر تشدید تحریمها، مسابقه تسلیحاتی و اقدام پیشدستانه را افزایش دهد. این پیامدها قطعی نیستند، اما باید محاسبه شوند. تجربه برجام و رفتار آمریکا نشان میدهد که امنیت ایران را نمیتوان به وعدههای دیگران واگذار کرد. اما از ضرورت بازدارندگی نیز نمیتوان بیدرنگ ضرورت ساخت بمب اتم را نتیجه گرفت. مسئله اصلی، ایجاد قدرتی است که تجاوز را برای هر مهاجمی پرهزینه و نامطمئن کند.
قدرت ملی فقط در تسلیحات خلاصه نمیشود؛ اقتصاد توانمند، دانش پیشرفته، جامعه منسجم، استقلال سیاسی، دیپلماسی هوشمند و توان دفاعی معتبر، همگی اجزای آناند. نه اعتماد سادهانگارانه به دشمن پذیرفتنی است و نه تصمیمگیری هیجانی درباره سرنوشت کشور. امنیت ایران باید بر پایه عقلانیت، محاسبه کارشناسی و منافع بلندمدت مردم تأمین شود. ایران مقتدر، مستقل و امن؛ هدفی فراتر از اختلافهای سیاسی است.
انتهای پیام




