راه تداوم «امید»، پیگیری مطالبات است
سیدسبحان تقوی، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز در یادداشتی نوشت:
فردای روز انتخابات و اعلام تقریبیِ نتایج بود که دوستی به من گفت: رقابت اگر برابر بود، این نتیجه شیرینیِ امروز را نداشت. رقابت برابر نبود و مگر اصولگرایان چه کم داشتند که اینگونه، یکی یکی کرسیهای مجلس را پیشکشِ اصلاح طلبان و حامیان دولت کردند؟ مگرنه آنکه در تمام این سالها که گذشت، صدا و سیما ملک جناحیِ ایشان شده بود و روز و شب، کابینهی روحانی و تیم هستهای و سیاست فرهنگی دولت را از چپ و راست مینواختند؟ مگرنه آنکه اصولگرایان حتی از تریبون نماز جمعه نیز برای بیان نظرات جناحی و برنامههای گروهی خود صرف نظر نکردند و مگر جز آن بود که روزنامهها و رسانههای متصل به این جریان، در آن ۸ سالی که دولت و مجلس با هم، دستشان بود و در این دو سالی که از دولت افتادند، به دور از انصاف، بخش وسیعی از مدیران و خدمتگزاران این نظام را که سابقهی سالها نمایندگی و وزارت داشتتد، خائن و غرب زده و جیره بگیر دشمن خواندند و این اواخر از «لیست انگلیسی» سخن گفتند؟ مگرنه آنکه رهبر جریان رقیب خود را که ۸ سال در همین مُلک و برای همین ملت رییس دولت بود ممنوع التصویر و بایکوت خبری نکردند، تا آنجا که حتی هواخواهانش نتوانستند در ایام تبلیغات انتخاباتی، تصویر و جملهای از او که مِهرش مُهر دلها بود به دست شهروندان بدهند؟ مگرنه آنکه ریز و درشتِ اصلاح طلبان به تیغ استصواب شورای نگهبان از بازی کنار گذاشته شده و ردّ صلاحیت شدند تا سرانجام مجبور شوند با نیروهای در سایه و ناشناختهی خود به انتخابات وارد شوند؟
اینها همه بود و مگر اصلاح طلبان در تمام این سالها تحت بیشترین فشار ، جز این کردند که برخیشان به سراغ بازخوانی اندیشهها و نقد تئوریهای جریانیِ خود رفتند و الباقی به کار تشکیلاتی و سامان دادن احزاب نو روی آوردند و آن روزها که ارقام نجومی اختلاس و چپاول «پاکدستان» بر سر بازار گفته میشد، مگر اصلاح طلبان نبودند که از رنج و درد مردم و چاره کار گفتند؟
اینها همه بود؛ رقابت برابر نبود و اصولگرایان برای بیرون کردن رقیب آنقدر زمین بازی را کج کردند تا خود افول کردند. شاید اگر اصولگرایان نیز به جای آنکه پشت به مردم، تنها به قبلهی قدرت نظر نمیکردند و همّ و غمشان فقط این نبود که رقیبشان را از هرچه هست و نیست محروم کنند، امروز به جای آنکه از ورود هر سی نفر لیست امید به مجلس در تهران برآشوبند و تهران را کوفه و مردمش را ضدّدین و غرب پرست بخوانند، در شادی مردم شریک میشدند.
حال، در نظر آورید که اصلاح طلبان و حامیان دولت در بسیاری موارد حتی اجازهی برگزاری سخنرانیهای قانونی خود در دانشگاه و خارج از آن را نمییافتتد و تنها در هفتهی منتهی به هفتم اسفند، در شهری مثل شیراز سه سخنرانی آقایان محمدرضا خاتمی، ابراهیم یزدی و موسوی لاری با کارشکنی یا فشار از بیرون امکان برگزاری پیدا نکرد.
اینک اما همان چند کرسی باقی مانده در دور دوم برای دو جناح، اهمیتی اساسی دارد و شاید به میدان زورآزمایی راست و چپ تبدیل شود. اصلاح طلبان و حامیان دولت که بیشترین اقبال مردمی را در دور اول داشتهاند و کرسیهای بیشتری را نزد خود دارند، با اعتماد به نفس بیشتر و اصولگرایان و مخالفان دولت که در بعضی شهرها تنها همین چند کرسی باقی مانده را برای خود در دسترس میبینند با تمام توان در این زورآزمایی شرکت خواهند کرد.
مصباح شکست …
از مجلس شورا که بگذریم، انتخابات خبرگان رهبری اهمیت بسیاری داشت. اکبر منتجبی، دبیر گروه سیاسی نشریهی آسمان [که آن زمان هنوز توقیف نشده بود] در مقالهای، سه تن از روحانیون سرشناس جریان راست یعنی احمد جنتی، محمد یزدی و محمدتقی مصباح یزدی را «حلقه جیم» خوانده بود علیه هاشمی رفسنجانی. فی الواقع در میان روحانیتِ نامدار، این سه نفر در سالهایی که گذشت جریان مقابل هاشمی را رهبری میکردند.
در خبرگان امسال، نه تنها صلاحیت بزرگان خوشنامی چون سید حسن خمینی، نوه مرحوم امام(ره) از سوی شورای نگهبان تایید نشد؛ که اکثر قریب به اتفاق مجتهدین و روحانیون متمایل به هاشمی نیز رد صلاحیت شدند، تا آنجا که هاشمی و جریان نزدیک به وی ناچار بود حتی در پایتخت برای آنکه بتواند لیست ۱۶ نفره ببندد، افرادی را در لیست بگنجاند که در لیست رقیب هم حضور داشتند. با این همه اما نتایج انتخابات خبرگان دور از انتظار بود. هاشمی رفسنجانی با رأی معناداری و با فاصله از نفر دوم در تهران اول شد و هر ۱۶ نفر از لیستِ همراه او بودند، جز یک نفر: احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، که در تهران شانزدهم شد و در رتبهی آخر ایستاد. جالب آنکه محمد یزدی، رییس فعلی مجلس خبرگان، در بین ۱۶ نفر نبود و به خبرگان نرفت؛ تا جایی که سخن از فشار جامعه روحانیت بر برخی از کاندیداهای رأی آورده شنیده شد که انصراف دهند و کنار روند تا جا برای ورود محمد یزدی به خبرگان آینده باز شود. مهمتر از رأی آخر شدنِ جنتی و رأی نیاوردنِ یزدی، شاید رأیی بود که پدر معنوی جبههی پایداری، به عنوان جریانی خاص در داخل، آورد. محمدتقی مصباح یزدی با در ردهی نوزدهم ایستاد و از ورود به خبرگان باز ماند. رأی نیاوردن مصباح یزدی از آن جهت مهم بود که بر خلاف بسیاری داوطلبان شرکت در انتخابات خبرگان، وی تنها مجتهد و فقه خوانده و یا خطبه خوان سیاسی در نماز جمعه نبوده و بین پیروانش به عنوان فردی صاحب طرز خاصی از فکر و با کمی اغراق تئوریسین بخشی از جریان راست شناخته می شود و رأی نیاوردن او یعنی عدم اقبال مردم به آن طرز فکر و افتادن راه و مرام «پایداری»ها از چشم مردم.
امتداد امید با تکیه بر مطالبات …
اصلاح طلبان و حامیان دولت اگرچه در انتخاباتی که گذشت دستِ بالا را دارند و این خود، نشان از توان تشکیلاتی – ستادی، قوت استدلالی، اقبال مردمی و محبوبیت مراجع تصمیم گیر و اثرگذارِ این جریان دارد؛ اما باید فرصت اعتماد مردم را غنیمت بدانند و بیش از حد در شادی پس از انتخابات نمانند، بلکه باید تداوم امید را در پیگیری مطالبات جست و جو کنند.
بهبود فضای معیشت، کنار زدن نگاه قیم مآبانه در عرصهی عمومی و دخالت در عرصهی خصوصی و زندگی شهروندان، افزایش سطح رفاه و مشاهدهی نتیجهی توافق هستهای و گشایش روابط بین المللی در داخل، رفع حصر و محدودیتها و… از جملهی مطالباتی ست که باید در راستای پاسخگو کردن مسوولان، در دستور کار اصلاح طلبان قرار گیرد تا عملکرشان ضمانتی باشد برای اعتماد دوبارهی شهروندان در انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر پیش رو.
انتهای پیام