جوادی یگانه درباره‌ی پست علی کریمی: چهار ماه دیگر محرم می‌رسد!

محمدرضا جوادی یگانه، جامعه‌شناس، در یادداشتی در صفحه‌ی شخصی خود نوشت:

علی کریمی در توییتی امروز نوشته که «از این لحظه هر یک اعدام فرزندان ایران‌زمین، مساویست با سوزاندن یک قران». فارغ از این‌که تشویق به قران سوزاندن، با نیت قربانی گرفتن بیشتر از جوانان ایرانی است، مساله مهمتر، درافتادن با اعتقادات بخش بزرگ جامعه است که دیندار هستند.

جامعه امروز بهت‌زده و خشمگین از فاجعه دی‌ماه و شرمسار خانواده کشته‌شدگان است. ولی چهار ماه دیگر محرم هم می‌رسد و در هر کوچه و خیابان خیمه عزا برپا می‌شود. آن‌وقت همین مردم، از همراهی یا سکوت خود در برابر این قران‌سوزی و اسلام‌ستیزی آشکار هم، شرمسار خواهند شد. جامعه ایران، علیرغم تغییرات شگرف چندسال اخیر، هنوز یا از روی اعتقاد یا پیروی از سنت، به مناسک دینی بویژه عزاداری محرم پایبند است یا آن را محترم می‌شمارد.

مشابه این اعلام جنگ علنی در مشروطه هم بود، و نتیجه‌اش این شد که موجب شد که علمای نجف از آن حمایت بی‌قید و شرط از مشروطه دست بکشند و تعبیر کنند که «سرکه ریختیم، شراب شد».

مدیرنظام نوابی، از صاحب‌منصبان نظیمه و مشهدی نادعلی خدمتکار شیخ فضل‌الله در شرح جریانات پس از اعدام شیخ‌فضل‌الله نوری، که بر اساس فتوای علمای نجف انجام شد، می‌گویند که یکی از سران مجاهدین،‌ در حیاط نظیمه، «بالای جنازه ایستاد… جلوی همه دگمه‌های شلوارش را باز کرد و روبروی این همه چشم، شُرشُر به سر و صورت آقا …!» (ص ۲۵۳) و پیرم‌خان ارمنی،‌ رئیس نظمیه جنازه را علیرغم پیام عضدالملک به خانواده شیخ تحویل نمی‌داده و می‌گفته «این لاشه باید سوزانده شود». اما سرهنگی که ملتزم رکاب نایب‌السلطنه بوده، «یک حرفی به او می‌زند که موثر واقع می‌شود.

سرهنگ به یپرم می‌گوید امروز همه مسلمان‌ها مست و خواب هستند،‌ ولی طولی نخواهد کشید که همه هوشیار و بیدار خواهند شد؛ آن وقت این عمل شما که امروز رئیس نظمیه هستید یک کینه بزرگی از ملت ارامنه در دل مسلمان‌ها -که اکثریت این مملکت را درست می‌کنند- خواهد انداخت که ابدا به صلاح ارامنه نیست،‌ دیگر خود دانید.

یپرم یک فکری کرده می‌گوید:‌ «بسیار خوب… به نظمیه تلفون کنید که لاشه را به صاحبانش رد کنند»» (ص ۲۵۸). ( این خاطره در صفحات ۲۲۹-۲۶۳ کتاب «شاهین: نهیب جنبش ادبی» نوشته شمس‌الدین تندر-کیا، نوه شیخ‌ فضل‌الله، از انتشارات روزنامه سیاسی فرمان در سال ۱۳۳۵ ذکر شده است.)

دیدیم که جامعه برگشت. یک بار دیگر هم باز خواهد گشت.

انتهای پیام

بانک صادرات

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا