ایرانیان خارج از ایران، هم وطنی خود را ثابت کنید!

جواد رنجبر درخشی لر

جواد رنجبر درخشیلر، شاهنامه پژوه

ایرانیانی که در خارج از ایران زندگی می کنند در آزمونی سخت قرار دارند. جنگ تروریستی آمریکا و اسراییل علیه ایران با هدف نابودی ایران و ایرانیان پیش می رود. هزاران خانه و کارخانه نابوده شده و هزاران هم وطن جان خود را از دست داده‌اند. ایرانیان قهرمانانه از وطن خود دفاع می‌کنند و به امید پیروزی بر شر و آینده ای بهتر شرافتمندانه می‌جنگند.

در این وضعیت، ایرانیان خارج از ایران وظیفه‌ای سنگین بر عهده دارند. اگر از عده‌ای مزدور و وطن فروش که نان در خون هم‌وطنان خود می‌زنند، صرفنظر کنیم، میلیون‌ها ایرانی در سراسر جهان در این روزهای دشوار باید بر اساس اصول هم وطنی به یاری ایرانیان بشتابند وگرنه نه‌ تنها ایرانی نیستند که در انسان بودن آنها نیز باید تردید کرد.

ایرانیان خارج از ایران در تمام سال‌هایی که دور از وطن زیسته‌اند نوستالژی وطن را در هنر و سخن خود بروز داده‌اند. امروز زمان آن فرا رسیده که از نوستالژی وطن به کنش خردمندانه برای وطن برسند. اگر این نوستالژی و وطن وطن گفتن به کنش منجر نشود، می‌توان به قطعیت گفت که حسی دروغ و برای فریب و فروش آثار هنری به ایرانیان بوده است.

افزون بر این ایرانیان خارج از ایران همواره امیدی بودند به حفظ سبک زندگی ایرانی که در ایران به دلیل محدودیت‌ها تعطیل یا مخفی شده بود. آیین‌ها و جشن‌ها و موسیقی به ویژه خوانندگی زنان از جمله‌ی این سبک زندگی بود که در خارج از ایران بود و امید می‌رفت که با پایداری ایرانیان خارج از ایران سبک زندگی ایرانی نمیرد. ایرانیان دلخوش کرده بودند که هموطنانشان در ناسا و هاروارد جزو مدیران و دانشمندان هستند. اکنون جای این امید را ناامیدی مطلقی گرفته است.

حفاظت از سبک زندگی ایرانی و شور و شوق موسیقی و هنر به همکاری در کشتن ایرانیان و نابودی ایران رسیده است. این سقوط اخلاقی را با هیچ بهانه‌ای نمی‌توان توجیه کرد. یا خود را از این منجلاب بیرون خواهید کشید یا برای همیشه ایرانی بودن را باید فراموش کنید.

ایرانیان خارج از ایران که گاه دهه‌هاست از ایران دور افتاده‌اند و فقط از شبکه‌های ماهواره‌ای مزدور از ایران خبردار می‌شوند تصور می‌کنند که ایران در سیاهی و تباهی فرو رفته، مردم در اندوه و گرسنگی مانده‌اند و هر روز جهنمی است، سوزاننده‌‌تر.

این تصور احمقانه با روند زندگی در ایران کاملا متفاوت است. با همه‌ی مشکلاتی که داریم روح زندگی در ایران جاری است. امید هست. عشق هست و زندگی می‌گذرد. ایرانیان محدود به کنشگران سیاسی عموما ریاکار آن نیستند که از دموکراسی و حقوق بشر و آزادی کسب و کاری شیرین راه انداخته‌اند. ایرانیان ملتی زنده و کوشا و خلاق هستند و زندگی را می‌فهمند و آن را با اصولی انسانی پیش می‌برند.

باید به هموطنان شریف خارج از ایران که دغدغه‌های سیاسی دارند و برخی از آنها آسیب دیده یا آزار دیده اند گفت: که اولا امر سیاسی نسبت به امر ملی تقدم ندارد. هیچ انسان عاقلی ایران و ملت آن و تمام زیرساخت‌های آن را فدای تغییر رژیم سیاسی نمی‌کند.

دودیگر اینکه سیاست در ایران همواره تحت تاثیر منفی حکومت‌های کشورهایی بوده که شما در آنجا زندگی می‌کنید.

چرا در این چهل و هفت سال کنش‌هایی خردمندانه برای هدایت سیاست حکومتگران کشورهای خود نکرده‌اید؟ گذشته را رها کنیم. امروز وقتش رسیده که جدا از خائنان و وطن فروشان، جدا از آن کمپانی خیانت، جنگ علیه ملت ایران را محکوم کنید. با تجمع و نامه نوشتن و اعتراض به هر طریقی که می‌دانید.
پس از جنگ با خرد ایرانی سیاست ورزی خواهیم کرد.

هموطنان ایرانی آگاه و خردمند می‌دانند که خیانت به وطن و ترغیب کشور خارجی به حمله به زادگاه و وطن در نزد ارباب هم نکوهیده است. بخوانید سرنوشت خائنان را که اربابانشان چه بر سر آنها آورده‌اند. شایسته ایرانیان نیست مردن در خفت خیانت. به ملت ایران بپیوندید که امروز در خانه و خیابان، در حالی که اینترنت هم ندارند، به هر روش که می‌دانند و می‌شناسند، برای ایران می‌جنگند. چه شهید بشویم و چه زنده بمانیم آینده از آن ملت ایران است.

انتهای پیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *