امیر دبیریمهر، عضو هیئت علمی و مدیرعامل مؤسسه اندیشه و قلم در گفتگو با انصاف نیوز با نقد عملکرد صداوسیما در جنگ ۴۰ روزه، تأکید میکند که غلبه روایت واحد و سوءبرداشت از مفهوم جنگ روایتها، به کاهش اعتماد عمومی و افت اثرگذاری این رسانه در افکار عمومی انجامیده است.
این مجری و برنامهساز سالهای گذشتهی رادیو و تلویزیون در این گفتوگو با اشاره به رویکرد صدا و سیما در سالهای اخیر، بهویژه از سال ۱۴۰۰ به بعد گفت: این سازمان بهسمت ارائه یک روایت واحد از رخدادها حرکت کرده؛ رویکردی که در جنگ اخیر نیز تکرار شد. مدیران ارشد رادیو و تلویزیون دچار سوءتفاهمی جدی از مفهوم جنگ روایتها شدهاند و تصور کردهاند که با تکرار یک روایت، میتوان واقعیت را نیز ساخت؛ در حالی که این برداشت، به تعبیری نادرست و حتی خندهدار است.
آقای دبیریمهر با در ادامه گفت: این نگاه شبیه آن است که رسانه با اعلام قیمتی غیرواقعی، انتظار تغییر واقعیت بازار را داشته باشد. این خطای استراتژیک باعث شده تا اطلاعرسانی واقعبینانه، مبتنی بر اعتماد مخاطب و درک شعور و تحلیل او، کنار گذاشته شود؛ در حالی که اصول حرفهای رسانه، ارائه روایت درست با ابزارهای مؤثر و در عین حال بازتاب دیدگاههای متنوع است.
این پژوهشگر رسانه در ادامه، فاصله پوشش صداوسیما با واقعیتهای میدانی را بیشتر ناشی از بدسلیقگی در تولید محتوا میداند تا محدودیتهای ساختاری. او می گوید: در شرایط جنگ، نهادهای نظامی و امنیتی ملاحظاتی دارند، اما تأکید میکنم رسانه نباید بلهقربانگو باشد، بلکه باید در تعامل با این نهادها، نقش مشاور امین را ایفا کند؛ نقشی که در سالهای اخیر کمرنگ شده است.
دبیری مهر با اشاره به تجربه شخصی خود در طول جنگ ۴۰ روزه، عملکرد صداوسیما را در تأمین نیازهای اطلاعاتی بسیار ضعیف دانست و گفت: تنها حدود ۱۰ درصد از اطلاعات مورد نیاز خود را از این رسانه دریافت کردهام. غلبه تحلیلهای تکراری و فقدان دادههای دقیق و گزارشهای میدانی، باعث شده مخاطبان به رسانههای دیگر از جمله شبکههایی مانند الجزیره یا فضای مجازی رجوع کنند.
او همچنین از یکنواختی دیدگاهها و نبود تنوع تحلیلی در برنامهها انتقاد کرده و میگوید: بسیاری از کارشناسان صرفاً یک روایت مشابه را با ادبیات مختلف تکرار میکردند این وضعیت نهتنها کمکی به اقناع افکار عمومی نکرده، بلکه به کاهش سرمایه اجتماعی رسانه انجامیده است.
این عضو هیئت علمی، برخی برنامههای تولیدی را نیز بسیار ضعیف و ناکارآمد توصیف کرده و از رواج ادبیات نامناسب، رفتارهای غیرحرفهای و حضور افرادی بدون آموزش رسانهای در آنتن زنده انتقاد میکند؛ روندی که به گفتهی او در سالهای اخیر نهتنها اصلاح نشده بلکه تشویق نیز شده است.
دبیریمهر در بخش دیگری از سخنانش، بر ضرورت تغییرات اساسی در سطح مدیریتی صداوسیما تأکید کرده و میگوید: این سازمان باید بهسمت ایرانشمولی، بازتاب همه دیدگاهها و تأمین منافع ملی حرکت کند. رسانه ملی باید نماینده همه سلایق جامعه باشد و نه یک دیدگاه خاص، چراکه جامعه ایران متکثر است و در موضوعاتی مانند جنگ نیز دیدگاههای متفاوتی در آن وجود دارد.
او می گوید: صداوسیما نباید خود را در جایگاه تصمیمگیری بنشاند، بلکه باید زمینه طرح و تضارب آرا را فراهم کند تا در نهایت نهادهای مسئول تصمیمگیری کنند. عدم حضور کارشناسان مستقل در طول جنگ، این موضوع را یکی از ضعفهای جدی رسانه کرده است.
در پایان، دبیری مهر ضمن قدردانی از تلاشهای کارکنان صداوسیما در شرایط سخت جنگی، تأکید میکند که نقد و اصلاح، ضروریترین نیاز این سازمان است و محروم کردن آن از انتقاد، به زیان خود رسانه و مخاطبانش خواهد بود.
انتهای پیام





نویسنده نگاه دقیقی دارد.
اقدامات صداوسیما معمولا در هیچ زمانی حرفهای نبوده، ولی شدت یکجانبهگری این رسانه در جنگ اخیر، یکی از عوامل بزرگ دوقطبی شدن جامعه است.